شهید داوود عزیز الدین

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو

خاطرات

  • جهیزیه

مادرم گفت الان نمی توانیم برایش جهیزیه بگیریم، باید کمی صبر کنید. گفت : وجود زنم برای من اهمیت دارد نه جهیزیه. وقتی مرا به خانه خودش برد اول پیش مادرش رفت و گفت این دختر را فقط به خاطر خودش می خواهم نه جهیزیه اش، دوست ندارم کسی به او بگوید چرا این جوری آمدی یا چرا جهیزیه نداری؟

راوی: همسر شهید داوود عزیزالدین [۱]

پانویس

  1. فرهنگ نامه شهدا ی سمنان