شهید تقی حسینی
شهید تقی حسینی تاریخ تولد :1340/08/22 تاریخ شهادت : 1360/07/23 محل شهادت : نامشخص محل آرامگاه :نامشخص
زندگی نامه
خط سرخ شهادت امتداد خط خاندان اهل بیت (علیهم السلام) است که مردم و جوانان ايران اين خط را خوب شناختند و به آن ارزش قائل شدند. انقلاب شکوهمند اسلامي ايران نيز با سلاح خون و شهادت پيروز شد که تداوم بخش حماسه تشيیع سرخ است. اين شهداء هستند که اين خون ها را دادند و با آغوشي باز شهادت را پذيرا شدند تا مانند شمع بسوزند و به ديگران روشنایي ببخشند، شهداء شمع محفل بشريتند. اگر فروزندگي و پرتو افشاني شهداء در طول تاريخ نبود اجتماع بشري راه به جایي نمي برد. شهيد با فداکاري و از خود گذشتگي و با سوختن و خاکستر شدن محفل بشريت را روشن مي کند تا ديگران در روشنایي او به راه خود ادامه دهند. شهيد تقي حسيني شهيدي که با نثار خون خود درخت اسلام را آبياري نمود و به رگ هاي اجتماع خون تازه تزريق نمود. او به سال 1340 در يکي از روستاهاي شهرستان تفرش ديده به جهان گشود. دوران طفوليت را در روستا گذراند تا به تهران آمد. در تهران در سن هشت سالگي در مغازه ی خياطي مشغول کار شد و سه ـ چهار سالي را به اين منوال گذراند. از آنجايي که شهيد حسینی علاقه زيادي به فراگيري علم و تحصيل داشت، با وجود مشکلات زياد شب ها مشغول خواندن درس شد تا اين که توانست دوره ی ابتدايي را به پايان برساند. او از ايمان سرشاري برخوردار بود و هميشه به ياد خدا و رضايت او قدم بر مي داشت. نسبت به خانواده، فاميل و مردم در مهر ورزیدن و محبت کردن مي توان گفت بي نظير بود. کمک به مستمندان يکي از صفت هاي بارز او بود. براي مثال هنگامي که با برادرش از خياباني مي گذشت در کنار خيابان خانم تقريباً پيري را مشاهده کرد که مشغول فروختن مجلات و کتاب هاي قديمي بود. شهيد حسینی بسوي او مي رود و يکي از مجلات را برداشته و مبلغي که تقريباً پول دو يا سه مجله مي شده به او مي دهد و از آنجا مي روند. بعداً که برادرش متوجه مي شود که مجله براي هفته ی پيش بوده علت خريد آن را و دادن پول زياد را از شهيد جويا مي شود. او پاسخ مي دهد و مي گويد: اين گونه کمک کردن به مردم بهتر است، چرا که او حتماً به خاطر آبرويي که داشته دست به گدايي نزده و خواسته بدين وسيله هم شرمنده نباشد و هم خرجي خانواده را تهيه کرده باشد و ادامه مي دهد که انسان بايد اين گونه به دیگران تا مي تواند کمک کند و اين وظيفه ماست. بعدها فهميدم اين عمل کاريست که شهيد بارها و به افراد مختلف که داراي وضع خوبي نمي باشند و مي شناسد کمک مي کند. در چنين شرايطي شهيد زندگي مي کرد و درس معنويت و انسانيت را خوب لمس و درک کرده بود. با رسیدن انقلاب و حرکت مردمی به اوج خود در مبارزه با طاغوت شهید حسنی نیز از آن استقبال کرد و براي به ثمر رسيدن آن خود را فراموش کرد. در راهپيمایي ها و تظاهرات شرکت فعال داشت و مردم را هم به شرکت در اين گونه مبارزات تشويق و وادار مي نمود. در راهپيمایي هاي طولاني حضور داشت و مواد غذایي تهیه و بین مردم پخش می کرد. در سخنراني ها و مجالس آقاي طالقاني شرکت مي نمود و در درگيري ها و تصرف پادگان ها نقش فعال داشت. اهل خانواده و مردم را از اوضاع و جرياني که در کشور مي گذشت مطلع و آگاه مي کرد. بعد از تسخير لانه جاسوسي آمريکا، اکثر شب ها به خانه نمي آمد و شب ها را در مقابل لانه جاسوسي با ديگر مردم نگهبانی می داد. شبي هم خانواده و چندين نفر ديگر را به همراه برد و مي گفت: اگر در کنار لانه جاسوسي مردم زياد باشند اين تجمع باعث مي گردد تا احتمال حمله براي آزاد کردن گروگان ها خيلي کم شود. بعد از اين که پايه هاي انقلاب رو بسوي استواري و محکمي رفت، جنايتکاران جهان دست به ترفندي جديد زدند و با برپا کردن آتش جنگ، صدام آمريکایي را وادار به تجاوز به ميهن اسلامي کردند تا به اين وسيله به خيال خود شعله ی انقلاب را خاموش کنند و نگذارند اسلام در جهان مطرح شود ولي اين حيله و ترفندشان مانند دفعات قبل با شکست روبرو شد. مردم و جوانان با فرماندهي امام رو بسوي جبهه نمودند و بار ديگر سيلی سرخ اسلام را به آنها چشناندند. يکي از لبيک گويان به اين پيام شهيد تقي حسيني بود که با آغاز جنگ خود پيش قدم شد و با زحمت فراوان دفترچه ی آماده به خدمت را گرفت. در صورتي که با مخالفت خانواده رو به رو شد ولي او تمام سعي خود را مبذول داشت و به خدمت سربازي رفت تا بتواند در اين مکان و بدين وسيله به جبهه برود و بار ديگر اسلام را ياري نمايد. سپس آموزش مقدماتی را در پادگان لويزان گذراند و بعد از چند ماه راهي جبهه شد. مدت زيادي از رفتن او به جبهه نگذشته بود که خبر شهادتش را آوردند. از چگونگی شهادت او خبر مطمئني داده نشد. با مراجعه به لويزان شهادت او را تأیيد نمودند و يکي از خبرهايي که بيشتر مورد تائيد بود اين بود که شهيد حسینی در يکي از حملات سوار ماشين مهمات بوده و اين ماشين مورد اصابت گلوله دشمن قرار مي گيرد و هيچ آثاري از او باقی نمي ماند. آري او به آن چيزي رسيد که بارها از آن سخن به زبان مي آورد و تعريف مي نمود. او که شعار، تا خون در رگ ماست خميني رهبر ماست و استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي، در گوشت و پوستش ريشه دوانده بود، اين بار براي استقلال ميهن اسلامي و دفاع از حريم اسلام در تاريخ 1360/07/23 در نزديکي دزفول شربت شهادت را نوشيد و به لقاء الله پيوست.
وصیت نامه
بسم الله الرحمن الرحیم قال علی بن الحسین: الهی و عمرنی مادام عمری بذلة فی طاعتک فاذا کان مرتها للشیطان فاقنفنی الیک؛ خدایا! مرا عمر عطا کن مادامی که عمرم صرف طاعت بشود. اگر بنا است زندگیم چراگاه شیطان گردد مرا هر چه زودتر به سوی خود ببر. من طلبنی وجدنی و من وجدنی عرفنی، و من عرفنی احبنی من احبنی عشقنی و من عشقنی عشقته و من عشقته قتلته و من قتلته فعلی دیته و من دیته فانا دیته؛ آن کس که مرا طلب کند می یابد، آن کس که مرا یافت می شناسد، آن کس که مرا شناخت دوستم می دارد، آن کس که دوستم داشت به من عشق می ورزد، آن کس که به من عشق ورزید نیز به او عشق می ورزم و می کشم او را و آن کس را که من می کشم خون بهایش بر من واجب است و آن کس که خون بهایش بر من واجب است پس من خودم خون بهایش هستم. پیام من این است که آگاهانه و بیدار پیرو ولایت فقیه، یعنی امام خمینی و روحانیت اصیل باشید؛ چون این روحانیت بود که در همه ی زمان ها بعد از امامان اسلام را زنده نگه داشته و در مقابل ظلم و ستم و زورگویان ایستاده و قیام کرده اند و در این زمان هم خودمان ناظر این جریان هستیم که چه کسانی هستند که در مقابل ابرقدرت های شرق و غرب ایستاده و دوش به دوش امام عزیز پیش می روند و خون و جان می دهند برای اسلام و این انقلاب اسلامی و هیچ گرایش و سازشی هم با کفار و مشرکین نداشته و ندارند. پس ما وظیفه ای داریم که باید هواسمان خیلی جمع باشد؛ یعنی روحانیت اصیل و افراد متعهد و پیرو خط امام را از منافقان و روحانی نمایان جدا کنیم و بتوانیم کسانی را که به ظاهر خود را مسلمان و انقلابی می دانند ولی در باطن تبر به ریشه اسلام می زنند بشناسیم. خداوندا! امید مستضعفان جهان و رهبر مسلمانان جهان و نائب بر حق حضرت مهدی (عجل الله فرجه) را تا ظهور امام زمان نگه دار و سلامت بدار. خداوندا! رزمندگان اسلام و سلحشوران مرزهای مملکت اسلامی را سلامت بدار و بر پیروزیشان بیفزا.
