شهیداصغر ترک زهرایی
| {{{نام فرد}}} | |
|---|---|
|نام فرد =اصغر ترک زهرایی
|تصویر = شهید_اصغر_ترک_زهرایی.jpeg
|توضیح تصویر =
|ملیت =
ایرانی
|شهرت =
|دین و مذهب = مسلمان، شیعه
|تولد = 1339/06/17
|شهادت = 1362/04/06
|وفات =
|مرگ =
|محل دفن =اصفهان گلستان شهدا
|مفقود =
|جانباز =
|اسارت =
|نیرو =
|یگانهای خدمت =
|طول خدمت =
|درجه =
|سمتها =
|جنگها =
|نشانهای لیاقت =
|عملیات =
|فعالیتها =
|تحصیلات=دانشجوی پزشکی
|شغل =
|خانواده =
}}
شهید اصغر ترک زهرایی تاریخ تولد :1339/06/17 تاریخ شهادت : 1362/04/06 محل شهادت : نامشخص محل آرامگاه :اصفهان - گلستان شهدا
زندگی نامه
شهید اصغر ترک زهرایی در خمینی شهر اصفهان در خانواده ای مذهبی، در تاريخ 1339/06/17 دیده به جهان گشوده و رشد نمود. پدرش خانواده نجار بود. وی در همان شهر تحصیلات ابتدایی و متوسطه را به اتمام رسانید، دوران دبیرستان وی همزمان با اوج گيري مبارزات ملت مسلمان ایران بود. وی نیز همراه و همگام با موج توفنده آحاد مردم، به مبارزه با رژیم ستمشاهی پرداخت. نمی توانست در گوشه ای آرام و قرار داشته و فقط نظاره گر دریای پر جوش و خروش انقلاب باشد، لذا با دوستان خویش در تظاهرات ها و راهپیمایی ها شرکت فعالانه داشت تا این که انقلاب اسلامی به رهبری امام امت به پیروزی رسید. خاطره ای را که همیشه به نیکی یاد می کرد، حضورش از چند روز قبل در تهران به منظور خدمت و استقبال از امام بود که تا لحظه ورود امام در محل حضور داشت. وی از همان دوران، شیفته اسلام و رهبری خردمندانه امام بود. نمی توانست تهدید منافقان داخلی و خارجی را نادیده بگیرد به همین جهت راه مجاهدان اسلام را در پیش گرفت و پس از طی دوره ای فشرده در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران، وارد دانشکده افسری نیروی زمینی ارتش گردید. ورود وی به دانشکده همزمان با فرماندهی شهید نامجوی بود. چون که در اوایل انقلاب گروهک ها در کار ارگان ها و سازمان ها اخلال و کارشکنی می کردند و دانشکده افسری نیز از این قاعده مستثنی نبود. شهید زهرایی نیز همانند سایر افراد وظیفه شناس تلاشی مستمر نمود تا جوی سالم بر دانشکده افسری حاکم گردد. علاوه بر دوره دانشکده افسری و دوره مقدماتی رسته زرهی در شیراز، دوره چتر بازی و مربی گری کوهستان را گذراند. در زمان دانشجویی به منظور دفاع از خرمشهر، داوطلبانه عازم این شهر شد و در طول جنگ تحمیلی تا زمانی که به فیض شهادت نائل آمد در جبهه حضور داشته و رابطه تنگاتنگی داشت. از اخلاق خوب و حسنه ای با دوستان و خانواده و به خصوص والدین برخوردار بود. بیشتر عمر با برکتش درگیر فراگیری علم بود و در اوقات فراغت به مطالعه می پرداخت. در منطقه عملیاتی علاوه بر مبارزه مسلحانه، مبارزه عقیدتی خود را با آماده نمودن سنگری به عنوان کتابخانه و جمع آوری چندین جلد کتب مذهبی انجام داده و چندین جلد کتاب در آن به یادگار گذاشت تا همرزمانش از آن استفاده نمایند. در تعطیلات و مرخصی های کوتاه مدت، به صورت داوطلب در جهاد سازندگی استان اصفهان مشغول می شد و در مرخصی های تابستانی همراه بسیج مردمی به جبهه می رفت. در انجمن های اسلامی، ستاد نمازجمعه، تظاهرات ها، راهپیمایی ها و پخش اعلامیه حضوری فعال داشت. انفجار حزب و دفتر نخست وزیری وی را خیلی تحت تاثیر قرار داده بود و او را جهت مبارزه با کفار و منافقین مصمم تر ساخت؛ همچنین کم کاری و کارشکنی ها وی را بسیار ناراحت می کرد و تأکید بر دگرگونی ارگان ها و فعال شدن آنها داشت. وي از طرز فکر بالایی در برخورد با افراد ضد انقلاب و یا کسانی که در مقابل انقلاب و مردم احساس تکلیف نمی کردند، برخوردار بود. همیشه سعی در نصیحت کردن این گونه افراد داشت؛ در برابر ضد انقلاب استوار و پابرجا بود تا جایی که در زمان بنی صدر به خانواده مکرر اعلام می کرد در راهپیمایی هایی که بر ضد بنی صدر برگزار می شود حتماً شرکت کنيد زیرا بنی صدر بیشترین خیانت را به مردم و اسلام انجام می دهد. هنگام عزیمت به جبهه از روحیه بسیار خوبی برخوردار بود و با شوقی عجیب وارد جبهه جنوب شد. حدود نه ماه به طور مداوم در منطقه عملیاتی جفیر حضور داشت تا این که در ماه مبارک رمضان در تاریخ 1362/04/06 دعوت حق را لبیک و به درجه رفیع شهادت رسید.