شهید مسعود خزاعی

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
نسخهٔ تاریخ ‏۱۵ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۱۱ توسط Bagheri9711 (بحث | مشارکت‌ها)

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به: ناوبری، جستجو

کد شهید : 6405475 تاریخ تولد :

نام : مسعود محل تولد : بیرجند

نام خانوادگی : خزاعی‌ تاریخ شهادت : 1364/11/22

نام پدر : عباسقلی‌ مکان شهادت :


تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت :

شغل : دانش آموز یگان خدمتی :

گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است .

نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده‌

گلزار :

زندگینامه:

شهيد مسعود خزاعي، فرزند عباسعلي، سال 1344 در روستاي اسفزار از توابع شهرستان بيرجند در خانوادهاي روستائي و متدين چشم به جهان گشود . پس از اتمام تحصيلات ابتدائي، به دليل عدم وجود مدرسه در روستا براي ادامه تحصيل به زاهدان رفته و تا چهارم دبيرستان درس خواند . در سال چهارم دبيرستان به تاريخ 22/9/64 به عنوان بسيجي از لشگر 41 ثارالله بعنوان تک تيرانداز به جبهههاي حق عليه باطل اعزام و در تاريخ 22/11/64 ( عمليات والفجر 8) منطقه شهر فاو عراق بر اثر اصابت ترکش خمپاره به درجه شهدت رسيد . پيکر مطهرش را جهت تشيع و تدفين به زادگاهش روستاي اسفزاز انتقال دادند و به خاک سپردند . « روحش شاد راهش پررهرو »


وصیت نامه:

بسم رب الشهداء و الصديقين ربنا افرغ علينا و ثبت اقدامنا و نصرانا علي القوم الکافرين پروردگارا به من صبر و مقاومت و ثابت قدمي عنايت فرما و نصرت و پيروزي بر کافران اهدا فرما - با سلام به پيشگاه قطب دايره امکان جهت زمين آخرين ذخيره خدا حضرت بقيه الله ارواحنا الفدا و با درود بر نايب بر حقش خميني کبير و با درود به خانواده شهيدان اين ياران به حق امام و امت حزب الله و با درود به رزمندگان اسلام که جان برکف در جبههها نبرد ميکنند و درود بر معلولين و مجروحين انقلاب اسلامي و درود بر اسيران ايران که در زندانهاي بغداد به سر ميبرند و درود بر شما اي امت شهيد پرور ايران و سلام و درود بر شما اي پدر و مادر مهربانم بدانيد که اين پسر کوچک و حقير ؟؟؟؟ سر تا پا حقير در کنار برادران رزمنده ايثارگر با تقوا و سربازان امام ( ع ) قرار گرفته است و نميداند که کدامين راه را بايد انتخاب کند برگردد و زندگي و دنيا و .... يا لبيک به حسين زمان خميني روح خدا بگويد که کدامين راه؟ خدايا کمک کن و راه حق و صراط مستقيم را به من نشان ده و نه راه باطل و گمراهان را آري ابتدا راه خميني را انتخاب نمودم که انشاء الله که مثل حسين هم به شهادت برسم . آري من رو سياه هم در کنار رزمندگان قرار گرفتهام که به لطف و در حال توجهات ولي عصر امام زمان ( عج ) ميروم تا حرف رهبر عزيزم را به مرحله عمل در آورم و چنان سيلي به صدام بزنيم که ديگر از جايش بلند نشود . خدايا تو ميداني که به خاطر رضاي تو آمدهام و به خاطر راضي نمودن قلب مقدس وجود فرمانده کل جبهه‌ها حضرت مهدي ( عج ) خدايا اين جسم گناهکار و اين خون را در اين راه مقدس بپذير و خدايا در لحظات آخر که در خون ناقبلم ميقلتم مولايم مهدي عزيز ( عج ) را بربالينم برسان و اين چشمان گناهکارم را به جمال منورش روشن گردان . اي پدر بزرگوارم از شما طلب حلاليت نموده و از زحمات و سختيهاي شما پوزش ميطلبم و صبر و بردباري را برايتان آرزو ميکنم و از شما اي پدر ميخواهم که اگر موجب ناراحتي شما در اين مدت زندگيم شدهام مرا بخشيد و از شما ميخواهم که اگر خدا به من توفيق شهادت داد در مرگ من صبر و بردبار باشيد . اي مادر مهربانم از شما هم حلاليت ميطلبم و بوسه بر دستتد ميزنم که چنين شير حلالي را به من دادي که افتخار بدين بزرگي نصيبم گردد و افتخار کن که يکي از فرزندانت را به خدا هديه کرده اي . و از شما اي مادرم مي خواهم که در مرگ من صبر و بردباري داشته باشي واز خداطلب ارج بخواهيد و خدا را شکر کني . اي برادران بزرگوار ، اي راهنمايان زندگيم ، اي برادران دلشوز و مخلص و با صفا از شما پوزش ميطلبم و طلب حلاليت مينمايم و از شما ميخواهم که اگر شهادت نصيبم شد و به سوي پروردگارم پرواز کردم بعد از من شما بتوانيد راه مرا ادامه دهيد و اسلحه بر زمين افتاده مرا برداريد و با اين کافران از خدا بي خبر بجنگيد . و اي پدر ومادر وبرادرانم ، مبادا ناراحت شويد، مبادا بيتابي کنيد افتحار کنيد که يکي از سربازان را شما هديه کرده ايد و به اين هديه سربلند باشيد و دعا کنيد براي فرج امام زمان ( عج ) و دعا کنيد براي سلامتي امام امت وبراي پيروزي رزمندگان اسلام و شما اي عموي بزرگوارم و اي عمه هاي مهربانم از همگي شماطلب حلاليت ميطلبم و اميدوارم که اين بنده حقير را ببخشيد و از همه بچه هاي عمه خود طلب حلاليت و بخشش مي کنم ميکنم و از آنها مي خواهم که اگر موجب ناراحتي آنها در اين مدتي که پهلوي آنها بورم مرا ببخشيند . ودر آخر ازهمه فاميل، دوستان، و خويشان و آشنايان و همسايگان و تمام اهالي اسفزاو طللب عفو و بخشودگي مينمايم و موفقيت روز افزون اسلام و مسلمين و شما عزيزان را از درگاه احديت خواستارم . 10/11/64 و اي پدر و مادرم تنها وصيتي که دارم اين است که اگر شهادت نصيب من حقير گناهکارشد مرا در کنار قبر خواهر عزيزم و بهتر از جانم دفن کنيد و اگر امکان نداشت هر کجا که خودتان خواسته باشيد عيب ندارد . به اميد پيروزي حق بر باطل امضا پسر حقيرتان مسعور خزاعي 10/11/64

منبع: سایت یاران رضا http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=8067