شهید محمد زیرکی
کد شهید: 6306966 تاریخ تولد : نام : محمد محل تولد : چناران نام خانوادگی : زیرکی تاریخ شهادت : 1363/12/24 نام پدر : محمدابراهیم مکان شهادت : تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : شغل : یگان خدمتی : گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده گلزار : خاطرات: قبل از شهادت همسرم خواب دیدم که یک باغ سرسبز یک الاغ آوردیم و مقدار علوفه بار الاغ کردیم و از خرابه ای گذشتیم که دیدم همسرم زیرکی نیز آنجاست ولی دو خانم نقاب زده در طرفین او هستند پرسیدم چی شده به ما سر نمی زنی داماد شده ای که دیگر به فکر ما نیستی ؟ گفت : نه من داماد نشدم همیشه به فکر شما هستم این دو خانم کسانی هستند که قرار است مرا به جایگاه همیشگی ببرند صبح از خواب بلند شدم به من الهام شد که به شهادت رسیده است . دفعه ی دومی که فرزندم محمد به مرخصی آمده در روستای ما عروسی بود و نوار ترانه - موسیقی - گذاشته بودند محمد که در جبهه شهادت دوستانش را دیده بود از این عمل آنها ناراحت شد و رفت و تذکر داد تا نوار را خاموش کنند ولی آنها به حرف محمد گوش نکرده بودند محمد با دیدن این صحنه به مسجد رفته بود و پایه ی منبر را گرفته بود و گریه می کرد و آقا امام زمان(عج) را صدا می زد به نحوی که آنجا از حال رفته بود . صبح روز عید غلامرضا زیرکی که توی سپاه است با برادرم که پاسدار است آمدند خانه ی ما - پدر محمد مریض بود -گفتند محمد از اهواز تلفن زده و گفته است پدرم را بیاورند گفتم : عمویت مریش است گفت هر طور باشد او را می بریم زن برادرم خبر داشت ولی به ما چیزی نگفت گفتم : زن داداش شوهرم نمی تواند آشپزی کند وقتی راه افتادیم پاهایش سست شد پرسیدم چه خبر شده است ؟ من زانوهایم سست می شود گفتند : چیزی نیست اگر آمدی در پایگاه دیدی آدم است از سپاه آمده اند دستپاچه نشوی . آنها خواربار برای پایگاه آورده اند وقتی به پایگاه رفتم گفتند : محمد به شهادت رسیده برویم تا جنازه را ببینید وقتی روی جنازه را باز کردم گفتم اصلاً گریه نکنید چرا که خودش وصیت کرده گریه نکنید و من نیز مانند مادر وهب هدیه که به اسلام دادم پس نمی گیرم گفتم امانتی را که خدا به من داده خودم به خاک می سپارم وقتی داخل قبر گذاشتیم گفتم : خدایا تو شاهدی که امانتت را با شکم پاره که تیر خورده بود پس دادیم . منبع: سایت یاران رضا http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=11072