شهید فرامرز اینانلو

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
نسخهٔ تاریخ ‏۲۸ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۳۱ توسط Mohebi9703 (بحث | مشارکت‌ها)

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به: ناوبری، جستجو

شهید فرامرز اینانلو تاریخ تولد :1341/09/26 تاریخ شهادت : 1360/11/22 زندگینامه : به نام خداوند بخشنده مهربان

آن روز که دژخیمان آریا مهری، صحن مقدس فیضیه را مورد حمله دد منشانه خود قرار دادند و طلاب جوانی که به فرمان مرجع عظیم الشان عالم تشیيع، امام خمینی، برای اجرای احکام اسلام، قد برافراشته بودند، به خاک و خون کشيدند، فتیله ای را آتش زدند که در نتیجه به انفجار و بيداري امت حزب الل،ه در سال 1357 منتهی شد و نمرود را که بر تختی از استخوان های پوسیده نیاکان هیتلر و چنگیز نژاد خویش تکیه زده بود و در سایه سر نیزه مزدورانش، امنیتی برای قتل و غارت و چپاول و نابودی آرمان ها و ارزش های والای مکتب سرخ حسینی به دست آورده بود، متزلزل کردند و چون آتشفشانی توفنده و خروشان، بنیاد حکومت دو هزار و پانصد ساله شاهنشاهی را درهم فرو ریختند. ابراهیم بت شکن، خلیل الله زمان، سلاله پاک رسول الله( ص) در پی حماسه و ایثار و فداکاری بی شائبه ملت غیور مسلمان ایران، پس از پانزده سال پای در وطن گذارد و جمهوری اسلامی را که عصاره خون هزاران لاله و شقایق خونین کفن بود بنیان نهاد. شهید فرامرز اینانلو، قطره ای از اقیانوس بیکران عاشقان گمنام قیام خونین 1357 امت حزب الله بود، به سال 1341 در یک خانواده مذهبی و متدین در شهر تندان چشم، به جهان گشود و در سن 5 سالگی پدرش دار فانی را وداع گفت و پس از آن مسئولیت اداره و سرپرستی خانواده، را مادرش به عهده گرفت و برای امرار معاش خانواده در کارخانه کفش ملی مشغول به کار شد اما پس از مدتی به علت بیماری دست از کار کشید ولی از آنجا که مسئولیت امرار معاش فرزندانش را عهده دار بود مجبور شد در کارخانه ونتانا به کار سبکتری مشغول شود. شهید فرامرز هم برای کمک خرج خانواده شبانه در مدرسه ابتدايي نظام مافی درس مي خواند و روزها به کارهای متفرقه می پرداخت تا کلاس پنجم ابتدائی را با موفقیت پشت سر گذاشت اما به علت شدت مریضی مادرش، ترک تحصیل کرد و در کارحانه کفش ملی استخدام شد و خود سرپرستی خانواده را به عهده گرفت و شبانه روز تلاش می کرد که خواهر و برادرانش بتوانند درس بخواند تا سربار جامعه نباشند. با شروع نهضت اسلامی 1357 علیه نظام ستم شاهی، او هم در صفوف میلیونی مردم، در اکثر تظاهرات و راهپیمائی ها و پخش اعلامیه های حضرت امام، حضور فعال داشت و پس از پیروزی 22 بهمن در سنگر اقتصادی کارخانه، و دیگر صحنه های انقلاب فعالیت می کرد. امپریالیزم جهانی که از پیروزی و احیای مکتب اسلام و صدور انقلاب خون بار اسلامی در ایران و منطقه، به هراس افتاده بود از همان اوان این حرکت اسلامی، با توسل به انواع توطئه ها سد راه انقلاب اسلامی شد و پس از ناکامی های پی در پی، حمله نظامی مستقیم، طرح کودتای نوژه ایجاد بلوا و آشوب در کردستان، بلوچستان، آذربایجان و .... و جنگ تحمیلی را توسط صدام، حاکم جائر بغداد، در سر تا سر مرزهای غربی و جنوبی و آغاز کرد، او که به خیال فتح قادسیه و اشغال سه روزه خوزستان، و اعلام یک حکومت مستقل عربی در جنوب کشور به ایران اسلامی حمله کرد، از اراده آهنین و عزم راسخ غیور مردان پیرو حسین (ع) و لبیک گویان روح الله، خبر نداشت. با اولین پیام حسین زمان، مرهمی بر قلوب مضطرب عاشقان انقلاب گذاشت و تمامی مساجد و تکایا به مراکز آموزش و اعزام و جمع آوری تدارکات، براي جبهه های نور علیه ظلمت تبدیل شد و این رزم آوران، درس فراموش نشدنی به دشمنان انقلاب اسلامی دادند، او هم از جمله اسطوره های شجاعت و شهامت ارتش توحید بود که قلبش مالامال از ایمان و چشمانش مواج از عشق الله بود. چند ماهی از تجاوز بعثیان به میهن اسلامیمان نگذشته بود که به خدمت مقدس سربازی رفت و پس از یک دوره آموزش فشرده، داوطلبانه عازم صحنه پیکار شد. پس از چندین ماه نبرد بی امان با متجاوزین بعثی، در یکی از درگیری ها از خود رشادت های فراوانی نشان داد و چندین نفر از فریب خوردگان صدامی را کشته و در این درگیری بر اثر ترکش خمپاره، از ناحیه دست مجروح گردید و برای مداوا به کرج عزیمت نمود، این آخرین دیدار او با خانواده و دوستانش بود. پس از بهبودی نسبی، بلافاصله عازم بیشه شیران زاهدان و وارستگان دانشگاه جبهه شد و در آن روزهای تلخ و تاریک که آبادان در محاصره خصم زبون بود او هم در کنار هزاران دلاور رزم جوی لشگر اسلام، شبانگاه بر قلب دشمن حمله بردند و شراره ای بر پیکر پوسیده شان زدند، فضای عطراگین و معنویت و روحیه شهادت طلبی حاکم بر جبهه ها، باعث شد او در تزکیه نفسش پیروز شود و روح او آن قدر بزرگ شده بود که دیگر نه تنها در کالبدش جای نداشت بلکه دنیا با تمام ظواهر فریبنده و زیبنده اش در برابر او ارزشی نداشت و فقط وصال معشوق برایش منزلت داشت، سپیده دم صبح 1360/11/22 پرنده روحش پرواز کرد و به شهادت رسيد.

روحش شاد و يادش گرامي باد

وصیت نامه :


منبع: سایت شهدای ارتش