شهید حسین سالاری

نسخهٔ تاریخ ‏۲۵ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۰۳:۱۶ توسط Vazifeh98 (بحث | مشارکت‌ها)

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

کد شهید: 6407865 تاریخ تولد : نام : حسین‌ محل تولد : کاشمر نام خانوادگی : سالاری‌ تاریخ شهادت : 1364/04/28 نام پدر : عبداله‌ مکان شهادت :

تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : شغل : یگان خدمتی : گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. نوع عضویت : سایر شهدا

خاطرات: یک دفعه که حسین به مرخصی آمده بود از او خواستم که از معجزات و خاطرات جنگ برایم صحبت کند بعد گفت: مادر یک روز جبهه ناگهان گلوله ای در نزدیکی به زمین اصابت کرد بعد متوجه شدیم پوتین هایم در حال سوختن است فورا پوتین هایم را در آوردم دیدم که پاهایم اصلا آسیب ندیده. پوتین ها را برداشتم و به پیش فرمانده ام رفتم و گفتم این اثر جنایات صدامیان است بعد فرمانده ام دستور داد که یک جفت پوتین نو به من بدهند.

بعد از مفقود شدن فرزندم حسین در عملیات قادر دائما به فکر او بودیم و هر لحظه منتظر خبری از او بودیم رفیق هایش می گفتند او اسیر شده عده ای می گفتند که مجروح بوده و نمی توانسته برگردد و به شهادت رسید. یک شب خواب دیدم حسین وارد خانه شد پدرش نشسته بود بلند شد که با او روبوسی کند من نگذاشتم، گفتم روبوسی نکنید. فرزندم چند وقت است که اسیر است ممکن است سکته کنید بعد پدرش بلند شد رفت صحرا برای کارکردن گفتم حسین پسرم من فکر می کنم اسیر شدی چه طور اسیر شدی نه نه جان؟ برایم تعریف کن. گفت: در سر قله ی کوه داخل خاک عراق بودم که ناگهان یکی آمد از پشت شانه ی سمت راستم را گرفت هنوز می خواستم برگردم ببینم چه کسی است که شانه ی سمت چپم را گرفت و مرا به داخل عراق منتقل کردند و اسیر شدم و من اسیرم ناراحت نباشید. منبع: سایت یاران رضا http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=11209

آخرین تغییر ‏۲۵ بهمن ۱۳۹۸، در ‏۰۳:۱۶