شهید حسن داودی

نسخهٔ تاریخ ‏۶ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۱۱ توسط Taghavi98 (بحث | مشارکت‌ها)

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

شهید حسن داودی تاریخ تولد :1344/08/04 تاریخ شهادت : 1365/11/16 محل شهادت : نامشخص محل آرامگاه :خراسان رضوی - مشهد - بهشت رضا

زندگی نامه

با سلام بخ رهبر کبیر انقلاب این قلب تپنده است و با درود به روان پاک شهدا.چگونه میتوان به قلم آوزد زندگی این عزیزان را عزیزانی که از مرگ با عزت را بهتر ازندگی با ذلت انتخاب کردند حسن داودی در سال 1344 در روستای محمد آباد به دنیا آمد دوارن کودکی را سختی بسیاری سپری نمود او از همان کودکی بچه ای باهوش و پر کاری بود خنده از لبانش بسته نمیشد در تمام مارها بهپدر ومادرش کمک میکرد در احترام خاصی را برای آنها قائل بود در سن 7 سالگیوارد دبستان شد و شروع به تحصیل نمود و به درس خواندن آنچنان عشقی نمیورزید و علاقه ای نشان نمیداد ولی به علت اصرار زیاد پدرش به درس خواندن ادامه میداد تا وارد مدرسه راهنمایی شد در مدرسه راهنمایی چون تقریبا بزرگ شده بود و مسائل اجتمایی را میفهمید و به اجتماع بزرگتری وارد شده بود و دوستان زیادتری پیدا کرده بود به درس خواندن علاقه بیشتری پیدا کرد و بطوری که هر سال قبول میشد و همچنین در مدرسه راهنمایی بود که به ورزش بسکتبال علاقه خاصی پبدا کرد آنرا ادامه داد و چندین مسابقه در سطح راهنمایی شرکت کرد که کاپ افتخار نیز دریافت نمود او در مدرسه راهنمایی به مسائل دینی علاقه خاص نشان میداد بطوری که در ایام ماه مبارک رمضان روزه میگرفت ونماز را نرتب وبیشتر اوقات در مسجد محل به جماعت میخواند او دوران راهنمایی را پشت سر گذاشت ووارد دبیرستان شد دبیرستان شهید میر خرسندی در رشته تجربی. حسن در این ایام عضو بسیج محله نیر بود و در اوایل انقلاب حسن تا صبح در خیابان نگهبانی میداد تا نردم با کمال آسودگی استراحت کنند. شهید عجب انسانی بود انسانی لود با جنبه مهربان دلسوز و... او عشق و علاقه عجیبی به مسائل اسلامی و وسواس عجیبی در در رعایت این مسائل داشت مخصوصا مسائل ناموسی و به خاطر حفظ اسلام و تثبیت انقلاب اسلامیو مسئله ناموس دوستی بود که..سال تحصیلی جبهه را به درس خواندن ترجیح داد و از طریق بسیج مسجد داوطلبانه عازم جبهه شد و به غربکشور رفت و بعد از چند هفته تلفن زدن که حسن در بیمارستانی در اصفهان بستری است وقتی به مشهد مراجعت کرد و از او چگونگی مجروح شدنش را پرسیدیم فهمیدیم که بر اثر ترکش که در پایش خورده بود مجروح شده بود و بعد از چند هفته استراحت دوباره به مدرسه رفت ولی از درس عقب بود و فکرو ذکرش دائم در جبهه بود ترک تحصیل نمود و در مغازه قصابی در چهارراه میدان سید جلال به شاگردی مشغول شدند کمی که کار کرد و تقریبا قصابی را یاد گرفت و مغازه پدرش آمد و در آنجا مشغول به کار شد تا اینکه بعد از چند سال داوطلبانه به حوزه رفت و خودش را معرفی نمود به خدمت مقدس سربازی رفت دوران آموزشی 3 ماهه را در بیرجند بود و بعد از آنجا بع ارومیه رفت و از آنجاهم بع تیپ دلاور در کوههای حاج عمران رفت و او میگفت من امدادگر مواد شیمیایی هستم و از کارم راضی هستم چون میتوانم خدمت زیادی به همنوآنم انجام دهم تا اینکه در تاریخ 1365/07/25 خبر شهادتش را به ما دادند که منتظر آمدن وسایل و کیف و وصیت نامه شان هستیم که متاسفانه هنوز به دست ما نرسیده است.[۱]

نگارخانه تصاویر

پانویس

  1. سایت شهدای ارتش


رده‌ها

آخرین تغییر ‏۶ اسفند ۱۳۹۸، در ‏۲۱:۱۱