شهید حسن اقاسی زاذه
از دانشنامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
نسخهٔ تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۴۹ توسط Arameshi9706 (بحث | مشارکتها)
زندگینامه
نوجواني شهيد حسن آقاسيزاده به من ميگفت:«مادرجان، وقتي من و داداش خونهايم، درست نيست شما و خواهرم دَر حياط را باز کنيد؛ يا من ميروم يا داداش. شايد يه مرد نامحرمی پشت در باشه؛ خوب نيست صداي شما را نامحرمي بشنود.» خيلي حساس بود. با اين که ما خودمان رعايت ميکرديم اما هميشه حواسش بود، مخصوصاً به خواهرش.[۱]
موضوع : عبادی ، حیا و عفاف
نوجواني شهيد حسن آقاسيزاده به من ميگفت:«مادرجان، وقتي من و داداش خونهايم، درست نيست شما و خواهرم دَر حياط را باز کنيد؛ يا من ميروم يا داداش. شايد يه مرد نامحرمی پشت در باشه؛ خوب نيست صداي شما را نامحرمي بشنود.» خيلي حساس بود. با اين که ما خودمان رعايت ميکرديم اما هميشه حواسش بود، مخصوصاً به خواهرش.[۲]
موضوع : متفرقه ، نوجوانی[۳]
ردهها
خطای یادکرد: برچسب <ref> وجود دارد اما برچسب <references/> پیدا نشد