کد شهید : 6520118
نام : صفدر محل
نام خانوادگی : سلیمانی
نام پدر : محمدرضا
تاریخ تولد:
محل تولد: نیشابور
تاریخ شهادت: 1365/04/14
مکان شهادت :
تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت :
شغل : دانش آموز یگان خدمتی :
گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است .
نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده
گلزار :
خاطرات
فاصله ما با عراقیها حدودا 20 یا 25 متر بود، تدارکات بچه ها در خط خیلی مشکل بود . دید مستقیم دشمن روی خط باعث شده بود که ماشین به خط نیاید . چند تا فرغون گرفته بودیم برای تأمین نیروها (از نظر مهمات، آذوقه و آب و ...) گفتم چه کسی داوطلب هست که این فرغونها را ببرد؟ شهید صفدر علی با یکی دیگر از برادران گفت که : ما فرغونها را تحویل می گیریم، ایشان به عنوان تدارکاتچی خط با همان فرغونها نیروها را تأمین می کرد، چند روز بعد به من خبر دادند که صفدر سلیمانی شهید شده . بنده از سنگر فرماندهی رفتم سراغ ایشان،صفدر را خودم جمع کردم و سوار آمبولانس کردیم و فرستادیم به معراج شهداء .
در منطقه عملیاتی رودخانه خین بودیم و فاصله کمی با نیروهای عراقی داشتیم کارهای تدارکاتی خیلی مشکل بود ماشین نمی توانست جهت انتقال امکانات به خط برود و امکاناتی را که خط لازم داشتند همچنان روی دستانمان مانده بود بالاخره مجبور شدیم چند عد فرغون از فنی مهندسی تحویل بگیریم و برای تامین امکانات نیروهای حاضر در خط مقدم از این فرغونها استفاده کنیم وقتی که اعلام کردیم چه کسانی داوطلب هستند که این امکانات را با فرغون به خط ببرند فقط سفدر سلیمانی با یک نفر دیگر داوطلب شدند آقای سلیمانی گفت : ما این کار را انجام می دهیم و نیروهای خط را از نظر امکانات تامین می کنیم . ایشان به عنوان تدارکاتچی خط با فرغون نیروهای خط را از نظر مهمات و آذوقه و آب تامین می کرد مدتی نگذشته بود که با خبر شدم صفدر سلیمانی شهید شده است .
در زمانی که فرزندم صفدر مجروح شده بود هر گاه خواستم که بدانم از کجا مجروح شده موفق شدم، در این زمان آمبولانس در جلو درب خانه ایستاد و صدا زد که آیا صفدر مجروح شده است . صفدر جواب داد که : من مجروح هستم و هیچ کارم نشده در صورتی که ترکش به بدنش اصابت کرده بود تا من می خواستم بگویم که آقا فرزندم مجروح شده است ایشان مرا از این کار باز می داشتند و می گفتند : که پدر از من مجروح تر در اینجا وجود دارد بگذارید به بقیه رسیدگی شود .
منبع : سایت یاران رضا