| محمد ابراهیم حافظ | |
|---|---|
| ملیت | |
| دین و مذهب | مسلمان، شیعه |
| تولد | مشهد |
| شهادت | ۱۳۶۵/۱۰/۲۷ |
| سمتها | رزمنده |
| جنگها | جنگ ایران و عراق |
| شغل | بافنده |
| خانواده | نام پدرعلی اکبر |
}} خاطرات
اعتقاد به ولايت
راوی صاحب جان غلامی
متن کامل خاطره
قرار بود که امام به ایران بیایند، وقتی شنید که امام می خواهند به ایران بیایند گفت : من می خواهم به بانک بروم و پول بگیرم و بروم تهران امام را ببینم و بعد رفت، نزدیک غروب بود که آمد از بس گریه کرده بود چشمانش باد کرده بود . گفتم پول گرفتی یا نه؟ گفت : نه من هم یک پنجاه تومانی داشتم که خودش به من داده بود . همان را به او دادم . پانزده روز رفت دیدار آقا وقتی آمد ، گفت : مادر تو من را به دیدار آقا فرستادی ان شاء الله خدا هم تو را به دیدار امام حسین (ع) بفرستد . [۱]