شهید غلامعلی رضازاده

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
نسخهٔ تاریخ ‏۲۸ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۰۶:۲۳ توسط Bagheri9711 (بحث | مشارکت‌ها)

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به: ناوبری، جستجو

نام : غلامعلی‌

محل تولد : مشهد

نام خانوادگی : رضاراده‌

تاریخ شهادت : 1362/12/12

نام پدر : علی‌اکبر

تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت :

شغل : یگان خدمتی :

گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است .

نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده‌

گلزار : بهشت‌رضا


خاطرات

- به خاطر دارم یکشب برادر شهیدم غلام علی نزد من آمد و گفت باز می خواهم به جبهه بروم . گفتم بابا تو که الان تازه از جبهه به مرخصی آمده ای گفت نه اگر من نروم او نرود پس کی می خواهد به جبهه برود و از خاک میهن دفاع کند . گفتم : باشد برو ولی صبر کن یکی دو شب پهلوی زن وبچه ات بمان بعد برو گفت نه من همین امشب باید بروم وخداحافظی کرد و رفت .

- به خاطر دارم آخرین باری که برادرم غلام علی می خواست به جبهه برود ساکش را دستش گرفته بود و آمد به خانه ما وگفت : مصطفی خواب بود یواشکی آمدم که نفهمد می خواهم به جبهه بروم چون گریه می کند طاقت ناراحتی اش را ندارم . بعد ساکش را نگاه کردم دیدم هیچی نبود فقط دو تکه لباس بود گفتم : داداش هیچی برنداشتی گفت آنجا همه چیز می دهند گفتم آنجا سرما می خوری گفت نه آنجا لباس گرم هم می دهند . بعد مقداری غذا و میوه برایش گذاشتم گفت چرا اینها را گذاشتی ضرورتی ندارد نمی خواهد که من اصرار کردم که ببرد گفت پس غذا را بردار میوه ها را می برم و بعد خداحافظی کرد و راهی جبهه شد ورفت و دیگربرنگشت و این آخرین دیدار ما بود و خبر شهادتش را برایمان آوردند .

- به یاد دارم هنگامی شوهرم تصادف کرده بود و نمی توانست کار کند همین که برادرم غلام علی این قضیه تصادف شوهرم را فهمیده بود سریع خودش را اینجا رسانده بود و می گفت اگر کاری دارید مشکلی پیش آمده به من بگویید من در خدمت شما هستم در این مدتی که شوهرم بیکار بود ایشان با تمام مهربانی وسخاوت ما را در کارها یاری می رساند .

- دخترم خوابی دیده بود که اینگونه برایم نقل کرد خواب دیدم که در حرم امام رضا ( ع ) هستم که در آنجا جعبه های زیادی از شهداء بود و روی جعبه های تابوت عکس هایی زده بودند که همه سید بودند و عکس عمو غلامعلی هم دربین آنها بود . بعد ما جعبه ها را بلند کردیم که تشییع کنیم دیدیم خیلی سبک بود . که ازخواب بیدار شدم . طولی نکشید که خبر شهادت برادرم غلامعلی را آوردند . وقتی که به حرم امام رضا ( ع ) رفتیم دیدیم اتفاقاً اکثر شهداء سید اولاد پیغمبر بودند و شهید هم میان آنها بود .


منبع سایت یاران رضا

http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=10107