شهید حسن رعنایی

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
نسخهٔ تاریخ ‏۳۱ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۰۴ توسط Rajabi98 (بحث | مشارکت‌ها)

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به: ناوبری، جستجو

نام : حسن‌ محل تولد : شیروان

نام خانوادگی : رعنائی‌

نام پدر : غلامرضا

تاریخ تولد :

محل تولد : شیروان

تاریخ شهادت : 1365/10/25

مکان شهادت :

تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت :

شغل : دانش آموز یگان خدمتی :

گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است .

نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده‌

گلزار : بهشت‌حمزه‌


خاطرات

- به خاطر دارم چند روز قبل از اینکه حسن به شهادت برسد خواب دیدم برای زیارت به امام زاده میر حبیب الله که در حومه ی روستا بود رفتم و بالای پشت بام امامزاده نشستم ام ناگهان مشاهده کردم که هیئتی به سمت امامزاده در حال حرکت است و فریاد می زنند وای حسین کشته شد وای حسین کشته شد با شنیدن فریاد آنها من هم شروع به فریاد زدم کردم که یک دفعه از خواب بیدار شدم و دیدم وقت اذان صبح است بعد از آن خواب تا مدتی حال و هوای دیگری داشتم تا اینکه بعد از چند روز خبر آوردند که حسن به فیض عظیم شهادت نائل گشته است .

- وقتی که حسن برای مرتبه ی سوم عازم جبهه شد هنکام رفتن نامه ای نوشته بود و آن را کنار کنتور برق گذاشته بود تا من متوجه نشوم و نبینم . حسن خدا حافظی کرد و رفت . چند روز بعد از رفتن حسن همسایمان نامه را دید و برایم آورد داخل نامه نوشته بود پدر و مادر عزیزم برای من گریه و زاری نکنید این بار که بروم دیگر بر نخواهم گشت و تنها خبر شهادتم را برایتان می آوردند و وخواهرم طاهره جان اگر گاهی با تو به تندی برخورد کردم مرا ببخش و حلالم کن پس از آن از همه همسایه ها حلالیت طلبیده بود .

- به خاطر دارم هنگامیکه پسر عمه ی حسن شهید شده بود در مراسم تشییع پیکر او همه گریه می کردند به غیر از حسن ناراحت شدم و گفتم : حسن انگار اصلا ناراحت نیستی چرا گریه نمی کنی در جواب من گفت : نه مادر، نباید برای شهید گریه کرد . فردا هم نوبت من است من هم می روم و شهید می شوم و شما اصلا نباید برای من گریه کنید و ناراحت شوید .


منبع سایت یاران رضا

http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=10244