شهید نادر مهدوی

بسم الله الرحمن الرحیم

نام شهید: نادر مهدوی

  • شهید نادر مهدوی از شاخص ترین شهدای ضد آمریکایی است که با نام گروه ذوالفقار کابوسی برای آمریکا در خلیج فارس بود.

آمریکا بزرگ ترین دشمن انقلاب اسلامی و از نگاه امام خمینی یک چپاولگر عالمخوار می باشد که از اوایل انقلاب اسلامی از هر راه و ترفندی دست به توطئه و تهدید و تحریم زده است تا انقلاب اسلامی را به عنوان منادی انقلاب جهانی مستضعفین علیه مستکبرین عالم از راه خود خارج سازد. با این مقدمه صاحب نیوز قصد دارد طی مجموعه گزارشات شهدای شاخص آمریکایی به بررسی پرونده هایی که در طول سالیان گذشته بصورت مستقیم و یا غیر مستقیم توسط ایالت متحده آمریکا و در راه مبارزه با آمریکا به شهادت رسیده اند بپردازد.

چند خط از زندگی نامه شهید نادر مهدوی شهید نادر مهدوی در خرداد ماه سال 42 در شهرستان دشتی *بوشهر به دنیا آمد، هر چند نام ابتدایی او حسین بسریا بود اما بعدها به نادر مهدوی تغییر یافت. شهید نادر مهدوی از سالهای اولیه تشکیل سپاه پاسداران وارد این نهاد مردمی شد و پس از خدمت در سپاه اهواز و جم به فرماندهی عملیات سپاه خارک منصوب شد. شهید نادر مهدوی پس از طرح اعزام « لبیک یا امام» گروهان دریایی ناو تیپ امیرالمومنین (ع) را بنیان گذاری کرد و خود فرماندهی این گروه دریایی را به عهده گرفت. شهید مهدوی پس از آن ناوگروه دریایی ذوالفقار وابسته به منطقه دوم دریایی سپاه پاسداران را راه اندازی کرد و تا زمان شهادت، فرماندهی این ناوگروه را برعهده گرفت.

  • شهید مهدوی به عنوان فرمانده ناوگروه دریایی ذوالفقار، از زمان ورود آمریکایی ها به خلیج فارس تا زمان شهادت ، لحظه ای از نبرد بی امان با این جنایتکاران نیاسود و تمام توان و استعداد خود را در این راه به کار بست. او طی این مدت، عملیات بسیاری را علیه آمریکایی های متجاوز ترتیب داد که معروفترین آن زدن کشتی بریجیتون بود.

شهید مهدوی و داستان انهدام بزرگترین اسکورت های دریای تاریخ در سالهای پایانی جنگ، خلیج فارس برای ایران بسیار نا امن شده بود؛ عراق خیلی راحت کشتی ها و سکوهای نفتی ایران را میزد. کویت بخشی از سرزمین، و عربستان، آسمانش را در اختیار صدام قرار داده بودند. فرماندهان عالی رتبه سپاه، جریان عبور آزاد و متکبرانه و ناوهای جنگی آمریکا و نیز سایر کشتی ها و شناورهای تحت حمایت این کشور را به عرض امام (ره) رسانده بودند. حضرت امام (رض) فرموده بود: «اگر من بودم ، می زدم.» همین حرفهای امام، برای سردار شهید مهدوی و جانشینش سردار شهید بیژن گرد و نیز همرزمان آنها کافی بود تا خود را برای انجام یک عملیات مقابل به مثل و اثبات این موضوع که با همت و رشادت دلیر مردان ایران اسلامی، خلیج فارس، چندان هم برای آمریکایی ها و نوکرانشان امن نیست، آماده سازند. اولین کاروان از نفت کش های کویتی آن هم با پرچم آمریکا و اسکورت کامل نظامی توسط ناوگان جنگی این کشور در تیرماه سال 1366 به راه افتادند. در این بین، دولت آمریکا عملیات سنگینی در ابعاد روانی، تبلیغی، سیاسی، نظامی و اطلاعاتی جهت انجام موفقیت آمیز این اقدام انجام داده بود. در این کاروان، نفت کش کویتی « الرخاء » با نام مبدل «بریجتون» حضور داشت که در بین یک ستون نظامی، به طور کامل، اسکورت می شد. این نفت کش، در فاصله 13 مایلی غرب جزیره فارسی، در اثر برخورد با مین های کار گذاشته شده توسط سردار شهید مهدوی و یارانش، منفجر شد به طوری که حفره ای به بزرگی 43 متر مربع در بدنه آن ایجاد گردید. در پی این حماسه مرحوم حاج سید احمد خمینی به شهید مهدوی می گوید که دل امام را شاد کردید. واقعه زدن کشتی بریجتون به قدری بزرگ و تاثیرگذار بود که علاوه بر داخل در خارج از کشور بازتاب فراوانی داشت. اگر از مجموعه گزارشات و یادداشت های روزنامه ها و مطبوعات بگذریم تنها نام بردن از کتابهای جنگ تانکرها و کتاب «در داخل منطقه خطر» نوشته « هارلود وایس» که در آن به بررسی انهدام کشتی بریجتون پرداخته اند کافیست. دکتر عباسی: متاسفم از جامعه هنری که شهید مهدوی را نمی شناسند.

  • دکتر حسن عباسی ( رئیس مرکز دکترینال امنیت بدون مرز) در مجموع جلسات آموزشی سینمای استراتژیک در نقد سریال آمریکایی جریکو در فرهنگ سرای ارسباران درباره شهید نادر مهدوی می گوید که: امیدوارم یک کسی جرات ساخت فیلم سینمایی شهید نادر مهدوی را داشته باشد و هنوز از مادر زائیده نشده کسی بتواند فیلم شهید نادر مهدوی را بسازد، تصور کنید تعدادی از جوانان بوشهری و آدمهای روستایی با همان لهجه های رئیسعلی دلواری، نه واقعا تصور کنید با یک قایق کوچک بروند در مسیر عظیم ترین اسکورت های دریایی تاریخ که 72 ساعت شبکه سی ان ان پخش مستقیم کرد که بریجتون رد شد و جمهوری اسلامی ایران را نتوانستند بزند و این بچه ها با سطح سواد سوم راهنمایی زدند.

متاسفم از جامعه هنری و هنرمندان که ما باید بیاییم اینجا بنشینمیم و این نکات را بگوییم. شهید مهدوی چگونه شهید شد؟

  • در عصر روز پنجشنبه مورخه16/07/1366 سردار شهید نادر مهدوی همراه با تنی چند از همرزمانش نظیر سردار شهید غلامحسین توسلی، سردار شهید بیژن گرد، سردار شهید نصرالله شفیعی، سردار شهید آبسالانی، سردار شهید محمدیها، سردار شهید مجید مبارکی و عده ای دیگر، جهت انجام گشت زنی، با استفاده از دو فروند قایق بعثت و یک فروند ناوچه به نام « طارق» به سمت جزیره فارسی حرکت می کنند. تعدادشان نه نفر بود که قرار بود دو نفر دیگر هم به جمع آنها اضافه شود. در یک قایق، پس از مدتی حرکت، به ساحل جزیره فارسی می رسند و وسایل و امکانات مورد نیاز خود را داخل لنجی که قبلا به جزیره رسیده بود، به داخل قایق های خود منتقل می کنند. پیاده می شوند و در کنار ساحل، نماز مغرب و عشا به جا می آورند. هنوز مغرب بود و سرخی مغرب در کرانه باختری آسمان، کماکان خودنمایی می کرد. در این اثنا صدای انفجار مهیبی همه را متوجه خود می سازد. رادار پایگاه فرماندهی از سوی بالگردهای آمریکایی هدف قرار گرفته و منهدم شده بود. ارتباط ناوگروه با مرکز به کلی قطع شد و بی سیم در دست« نادر» جان داد. لحظاتی بعد، سردار شهید مهدوی و همرزمانش یک فروند بالگرد بزرگ کبری به نام ms6 متعلق به نیروهای آمریکایی را بالای سر خود می بینند. سردار شهید مهدوی بلافاصه نیروهای تحت امر خود را جهت انجام عملیات مقابله به مثل فرا می خواند. هنوز دقایقی از انهدام رادار فرماندهی نگذشته بود که قایق حامل شهید آبسالان و شهید نصرالله شفیعی نیز هدف اصابت موشک آمریکایی ها قرارمی گیرد. موشک دیگری نیز از سوی دشمن به سمت اعضای ناوگروه شلیک می شود که به هدف اصابت نمی کند و به درون آب فرو می رود. بالگردها نیز، با شدت شروع به تیراندازی می کنند. سردار شهید مهدوی و یارانش، به شدت در تب و تاب این می افتند که بالگرد را بزنند. پس از پانزده دقیقه درگیری شدید، کریمی در یک چرخش سریع موفق می شود با استفاده از یک فروند موشک استینگر، یکی از این بالگردها را منفجر سازد.بالگرد با انفجار مهیبی، متلاشی و قطعاتش روی آب پراکنده میشود.شب تاریک از انفجار این بالگرد، چون روز روشن می شود و پشت دشمن به لرزه در می آید و امواج قدرت ایمان نیروهای اسلام، آنان را سخت به وحشت می اندازد. همگی با همه وجود صلوات می فرستند. سرداران شهید گرد و توسلی فریاد می زنند که دومی را شلیک کن. در این اثنا قایق دیگر هم از چند طرف هدف قرار می گیرد. بسیاری از یاران نادر همچون سردار شهید توسلی که در حیات دنیوی همدیگر را برادر خطاب می کردند، در برابر چشمانش پرپر می شوند. حالا دیگر تنها ناوچه طارق که سردار شهید مهدوی بر آن سوار بود، سالم مانده بود . دو قایق دیگر هدف قرار گرفته و در آتش مانده بود و دو قایق دیگر هدف قرار گرفته و در آتش می سوختند. نادر به اتفاق بیژن،هم با دوشکا به طرف بالگردهای آمریکایی در هوا شلیک می کردند و هم در پی گرفتن شهدا و زخمی ها از آب بودند پس از بیست دقیقه رزم جانانه زنده به چنگال دشمن می افتند. پای نادر به صورت مچاله، توسط دشمن بسته می شود ولی او کماکان روحیه خود را تسلیم دشمن نمی کند و همچنان مقاومت می نماید. هنگامی که جنازه مطهرش به خاک پاک میهن رسید، دست ها و پاهایش به صورت خیلی محکم بسته شده بود و نشان می داد که دشمن، حتی از جسم بی جان این سردار نیز می ترسد. نادر بر عرشه ناوجنگی «یو.اس.اس. چندلر» آماج شکنجه های وحشیانه دشمن قرار می گیرد و سینه اش با میخ های بلند آهنین سوراخ می شود و بدین ترتیب مظلومانه به شهادت می رسد.

بلاخره پس از گذشت شش روز، پیکرهای مطهر شهدا و اسرا از مسقط پایتخت کشور سلطان نشین عمان تحویل گرفته شد و از مرز هوایی وارد فرودگاه مهرآباد تهران گردید. جنازه مطهر شهید با شکوه خاصی بر دوش هزاران تن از امت حزب الله در مقابل لانه جاسوسی آمریکا تشییع و سپس به بوشهر انتقال یافت. وصیت نامه سردار شهید نادر مهدوی

  • برادرانم اسلام عزیز احتیاج به جانبازی دارد، بیایید تا خودمان را آماده جانفشانی کنیم. پدر و مادر عزیزم، امروز حسین زمان روح خداست...

اینها می خواهند ما را به وسیله کشتن بترسانند اما اماممان چه خوب گفت که ما مرد جنگیم و از کشته شدن نمی هراسیم و مرگ را با جان و دل می خریم برای ما یکسان است که مرگ به جانب ما بیاید و یا ما به جانب مرگ برویم.

  • پدرم اگر من شهید شدم بالای تابوتم بایست و دست به سوی پروردگار خویش بلند کن و بگو از دو فرزندم یکی به تو اهدا کردم فرزند مرا جزء شهیدان قرار بده...

مادر جان خیلی دلم میخواهد بار دیگر برگردم و در آغوش باز و گرم تو قرار گیرم و مهر مادریت را احساس کنم، ولی خدا و اسلام را از تو عزیزتر می دانم. برادر جان موقعی که خبر مرگ من را شنیدی خدا را به یاد آور و با دو دست خود مرا دفن کن مبادا لباس سیاه را از تنم در بیاورید مرا همانطوری که هستم دفن نمایید خون های روی بدنم را هم پاک نکنید تا با بدن خونین خدای خود را ملاقات کنم. به امید پیروزی اسلام و مسلمین و سلامتی امام خمینی بت شکن وصیت نامه را پایان می دهم.[۱]

،پانویس

  1. فرازی از خاطرات شهدا 2
آخرین تغییر ‏۱ خرداد ۱۳۹۹، در ‏۱۶:۱۷