شهید رضا بخشی تیغاب نام : رضا محل تولد :قاین نام خانوادگی :بخشی تیغاب تاریخ شهادت :1365/09/23 نام پدر : علیجان
خاطرات
به خاطر دارم یک شب برای شب نشینی به خانه فرزندم رضا رفتیم و به او گفتم با توجه به اینکه تو زن و بچه داری به جبه نمی خواهد بروی و به خانواده ات برس و ایشان با ناراحتی گفت وظیفه ای که من برای حفظ ناموس ودفاع از مملکت انجام می دهم در مقابل خداوند چیزی نیست. (راوی علیجان بخشی)
یادم هست دفعه دومی که فرزندم رضا خواست به جبه برود به من گفت درخواب دیده ام که سوار اسب سفیدی هستم که در آسمان پرواز می کند و دهنه اسب در دست خودم است مادرش به او گفت مادر جان مواظب خودت باش گفت مادر خدا هست و هرچه بخواهد همان قسمت می شود. . (راوی علیجان بخشی) ه یاد دارم که برادرم رضا برایم تعریف می کرد: یک شب خواب امام رضا(ع) رادیدم که به من گفت چرا ناراحت هستید گفتم علاقه زیادی دارم که به جبهه بروم و مهمترین آرزوی من شهادت است امام فرمودند آرزویتان برآورده خواهد شد کمی صبر داشته باشید. . (راوی علیجان بخشی) به یاد دارم که برادرم رضا برایم تعریف می کرد: یک شب خواب امام رضا(ع) رادیدم که به من گفت چرا ناراحت هستید گفتم علاقه زیادی دارم که به جبهه بروم و مهمترین آرزوی من شهادت است امام فرمودند آرزویتان برآورده خواهد شد کمی صبر داشته باشید. (راوی علیجان بخشی)
من در هنگام شهادت رضا جبهه بودم. نحوه شهادت ایشان را برایم اینگونه نقل کردند: می گفتند ایشان در عملیات کربلای 4 در حالی که از پدافند هوایی نگهبانی می داده است در هنگام عملیات راکدی نزدیک ایشان اصابت می کند و پای چپش را از دست میدهد و در مسیر انتقال به بیمارستان به فیض شهادت می رسد.( راوی حبیب قومنجاتی)[۱]