شهید مجتبی حیدری

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو

نام : مجتبی‌

محل تولد : مشهد

نام خانوادگی : حیدری‌

تاریخ شهادت : 1367/03/02

نام پدر : غضنفر

مکان شهادت : غرب

شغل : دانش آموز

مسئولیت : رزمنده‌

گلزار : بهشت‌رضا

وصیت نامه:

ربّ شهداء و صديقين آن دم که ز خون خود وضو مي کردم داني که زحق چه آرزو مي کردم اي کاش هـزار جان مرا بـود بر تـن تا آن همه را فـداي او مي کردم انا الله وانا اليه راجعون . با درود به اقا امام زمان (عج) يگانه منجي عالم بشريت ونائب بر حقّش امام خميني وبا درود وسلام به روح پور فتوح شهداي اسلام از صدور تا بوم القيامه و بخصوص شهداي جنگ تحميلي عراق عليه ايران که در اين جنگ بر ملّت و کشور ما ظلمي شد که شايد در تاريخ دنيا بي نظير است بارالها در اين موفقيّت زماني تو را سپاس وشکر گزار هستم که اين بندهي حقير را توفيق دادي که بتوانم در جمع رزمندگان وجبهه قرار گيرم . جمعي خالص و عاشق که معشوقشان تو هستي و محبوبشان هم تويي، خداوندا از درگاه مقدست مي خواهم که اين بنده ذليل را که به سوي تو پناه آورده پذيرا باش ومبادا از درگهت براني که اميد فقط رحمت بي انتهاي توست و معشوقم ذات مقّدس توست معبودا خود مي داني تنها محبت به دين تو راه ائمه بود که معشوقم من قرار گرفت و توانستم به جبهه بيايم پس حال که اين توفيق رابه من اعطا نمودي، سعادت اخروي را هم نصيبم نما، سعادتي که فقط در شهادت است، شهادت در راه روشن وآشکار دين اسلام، اسلامي که امام حسين (ع) با خون سرخش آبياري نموده و زنده نگهداشته به طوري که بعد ازسالها به دست ما رسيده ، اسلامي که ساده به دست ما نرسيده و در راه زنده نگهداشتن اين شهيدان از جان خودمايه گذاشتند وآن را حفظ کردند و از همه مهمتر ائمه معصوم. مظلوم ما که همچون کوهي استوار در برابر طاغوت و ظالمين ايستادند و در آخر همه سختيها جانشان را بر سر آن گذاشتند واين گوهر عظيم را در اختيار ما قرار دادند پس خداي من تورا شکر مي کنم به من چنين روشن بيني را به من اعطاء نمودي تا راه راست وحقيقت را بيابم و بتوانم در راه رسيدن به ذاتت ووصالت راه صحيحي را انتخاب نمايم و همان طور که خود فرمودي قسم به زمان که همه انسانها در حال خسران و زيان هستند جزءکساني که صبر کردند وبه حق روي آوردند پيام رحمان رحيم ، اين بنده ذليل و گنهکار را که به درگهت رو آورده از خودت مران و توبه مرا قبول فرما. خدايا من از تو مي خواهم که مرا عفو نمايي و اين جان ناقابل را که از خودت بوده وهستي اي بوده که تو به من عنايت نمودي و اعطا کردي را در راه احياء دينت قبول نمايي و مرا در روز محشر در پيش شهيدان خجل و سر افکنده نفرماي واما صحبتي با عزيزان و آشنايان دارم، اينکه قدر اين نعمت عظيم والهي را بدانيد و سعي کنيد که کيسه آخرت را از آن پر نمائيد و شهدا را در نظر بگيريد که چه عاشقانه معشوق خود را دريافتند وبه سويش در نهايت کمال پر کشيدند . در زندگيتان سعي کنيد که را ه شهيدانمان را الگوي کارتان قرار دهيد زيرا اين عزيزان کساني نبودند که از روي هواي وهوس به ميدان بيايند ، هدف ، دفاع از نواميس کشور در برابر ظلم و ستم زمانه است ظالمي که تشنه قطره خون اين مردم ستمديده و انقلابي است . استکبار بر اين سعي است که مارا هميشه تو سري خور خود قرار دهدو ما را موجودي ضعيف قرار دهد و فقط به فکر اين باشيم. برادراني که صادقانه در جهت رشد نظام اسلامي تلاش مي کنند و مي خواهند اهداف اسلامي را پياده نمايند . پس شما نبايد بي تفاوت از خون شهيدان بگذريد، ببينيد در ادامه راه اينان چه کرديد ودر راه اسلام چکار کرديد به قول امام عزيز که خداوند عمرش بر بلندي آفتاب طولاني گرداند هي نق نزنيد انقلاب براي ما چه کرده است ببينيد شما براي انقلاب چه کرده يد .عمري بر سرو سينه مي زديم ومي گفتيم کاش در زمان امام حسين (ع) بوديم و در رکاب ايشان از اسلام دفاع مي کرديم اکنون همان زمان فرارسيده و حسين زمان امام امّت است وراهش را حسين (ع) پس بياييد با الگو قرار دادند خط سرخ شهيدان و ادامه دادن راهشان در عمل دنباله رو حرکت انبياء و ائمه باشد و در قيامت در برابر معصو مين (ع)خجل وشرمنده نباشد. گفتنيها در اين مورد زياد است اگر اين حقير لياقت بيان آن را ندارم . و صحبتي چند با پدر ومادر گرامي ام با شماها که از سراسر عمر خود مايه گذاشتيد و مرا به اين سن وسال رسانديد و اي مادر ، چه بسا در جهت سلامتي ورشد من چه زحمت ها کشيديد و چه بيدار خوابي ها را گشتي و اي پدرم چه بسا در جهت رفاه من چه زحمات زيادي را کشيدي و سختيهاي کار را تحمل کردي تا من در آسايش به سر برم و درآخر هم فرزند خوبي برايت نبودم و نتوانستم حق شما را ادا نمايم و از خداوند متعال مي خواهم که مرا ببخشد و بخشش ورضاي خدا از من در گرو رضايت شما ازمن است پس مرا ببخشيد و از خداوند هم بخواهيد که اين بنده حقير را عفو نمايد. موضوع ديگر راکه مي خواستم بيان کنم اين است که ازرفتن من ناراحت نباشيد زيرا من راهي را انتخاب نموده ام که امام حسين (ع) و اصحابش الگوي اين راه بودند هروقت خواستيد در فراقم اشک بريزيد ياد صحراي کربلارا بکنيد که چگونه امام حسين (ع) وصاحبش در خون خود غلطيدند وچه مصيبتها بر سر زينب (س) که داغدار صحراي کربلا بود را چه کسي دلداري داد تازه به غيراز اين کار زخم زبان هم مي زدند ، اي مادر عزيز و اي پدر گرامي شما به فکر سعادت من بوديد و سعادت مرا مي خواستيد پس شادمان باشيد که سعادت واقعي و ابدي را در ميان بچه هاي مخلص جبهه ودر گرو اخلاص پيدا کردم و به سعادت دست يافتم که بالاتر از انتظار شما بود پس جاي ناراحتي و فکر کردن را ندارد چرا که سعادت واقعي در شهادت است شهادت في سبيل ا … و از خدا بخواهيد که فرزندتان را واين امانتتان را قبول نمايد آيا هيچ فکر کرده ايد که من امانتي از پروردگار در نزد شما بوده ام وخدارا شکر کنيد که اين امانت را در راه خودش صرف نمود و از خداوند توانا تقاضا دارم که به شما پدر و مادر مهربان صبر عنايت فرمايد و توفيق دهد که به دست شما بخاک سپرده شوم واز شما مي خواهم که مرا با دست خود بخاک بسپاريد و امانت پروردگار را به خودش تحويل دهيد از برادران وهمچنين خواهر گراميم مي خواهم که فکرو ذکرشان هميشه ياد خدا باشد و مبادا خداي نکرده از ياد خدا غافل شويد و همچنين ادامه دهنده را برادر کوچکتان باشيد و امام را تنها نگذاريد و اين خواهشي است که از همه دوستان وآشنايان و اقوام نزديک دارم ، خط امام را رها نکنيد که سعادت ما در اين است . در خاتمه از کليه دوستان و آشنايان و اقوام گرامي حلاليت مي طلبم و مي بخشيد انشاءا … مرا زيرا همدم خوبي براي شما نبودم و نتوانستم حقم را نسبت به شما آنگونه که بود ادا کنم و از همه شما مي خواهم که اين بنده حقير و گنهکار را حلال کنيد و از خداوند هم بخواه يد که مرا ببخشد . در آخر از شما پدر و مادر عزيز تقاضا دارم که مرا در بهشت رضا در کنار ديگر شهدا دفن کنيد و مراسم تشييع را ساده بگيريد و فکر کنيد که مجلس داماديم را گرفته ايد البته فکر نکنيد ، يقين کنيد زيرا شهادت در راه خدا ( اگر خداوند مرا قبول کند ) مافوق اينهاست و برايم نماز قضا هم بخوانيد . خدايا ، خدايا ، تا انقلاب مهدي (عج) خميني را نگهدار.[۱]

پانویس

  1. سایت یاران رضا