کد شه ی د : 6501897 تار ی خ تولد : 1341/02/12
نام : مسعود محل تولد : فر ی مان
نام خانوادگ ی : ارشاد ی تار ی خ شهادت : 1365/02/23
نام پدر : جواد مکان شهادت : مجنون
تحص ی لات : د ی پلم منطقه شهادت : جنوب غرب
شغل : پاسدار انقلاب اسلام ی ی گان خدمت ی : ت ی پ 21امام رضا عل ی هالسلام - گردان الحد ی د
گروه مربوط : فرماندهان شه ی د خراسان
نوع عضو ی ت : فرمانده هان رده دو مسئول ی ت : معاونفرماندهگردان ـ ادوات
گلزار : بهشترضا(ع) مشهد مقدس
زندگی نامه
فرمانده گروهان ف ی اض از گردان الحد ی د ت ی پ 21 امام رضا (ع)(سپاه پاسداران انقلاب اسلام ی )
دوازدهم ارد ی بهشت ماه سال 341 در خانواده ا ی متوسط و مذهب ی در شهرستان فر ی مان پا به عرصه ی وجود گذاشت. پدرش کارمند کارخانه قند فر ی مان بود. ب ی ش از چهار بهار از عمرش نگذشته بود که همراه خانواده به شهر مقدس مشهد عز ی مت کردند. و ی پس از گذراندن دوران ابتدا یی ، در د بستان استاد شهر ی ار و اتمام تحص ی لات راهنما یی در مدرسه پارت سابق، برا ی ادامه تحص ی ل به دب ی رستان دکتر شر ی عت ی رفت. سوم ی ن سال تحص ی ل او در دب ی رستان همزمان بود با اوج گ ی ر ی نهضت انقلاب اسلام ی . در راه انداز ی برخ ی اعتصابات، تظاهرات و پخش اعلام ی ه در مدرسه نقش مهم ی د اشت .
از صفات پسند ی ده مسعود ، روح عباد ی او بود، که باعث م ی شد تا با صداقت به راز و ن ی از شبانه بپردازد. حت ی الامکان دوشنبه ها و پنج شنبه ها و گاه ی تمام ماه را روزه م ی گرفت. همواره با وضو بود و در جلسات قرآن شرکت م ی کرد. علاقه ی خاص ی به امامان معصوم (ع) ( به و ی ژه امام حس ی ن (ع) ) داشت و روزانه ز ی ارت عاشورا و مناجات ها ی صح ی فه سجاد ی ه را تلاوت م ی کرد .
به مطالعه ی کتب به و ی ژه آثار شه ی د مطهر ی ، شه ی د دستغ ی ب و شه ی د بهشت ی بس ی ار علاقه داشت. کتابخانه ا ی در منزل تشک ی ل داده بود، که دوستان و جوانان محل، از کتاب ها ی آن استفاده م ی کردند، که جهاد سازندگ ی پس از مدت ی با اطلاع از موضوع، مجموعه ا ی از کتاب به او هد ی ه کرد ، تا کتابخانه اش غن ی تر شود .
در سال 1359 پس از اخذ د ی پلم در رشته ی ر ی اض ی ـ ف ی ز ی ک، در بس ی ج مسجد محل (پنج تن آل عبا(ع)) ثبت نام کرد و به فعال ی ت در مراکز اسلام ی به خصوص «انجمن اسلام ی راه شه ی د» پرداخت و در آن جا مسئول ی ت تبل ی غات و کارها ی فرهنگ ی شهدا را بر عهده گرفت. از جمله کسان ی بود که ب را ی شکستن محاصره سوسنگرد به آن د ی ار شتافت. چند ی ن بار هم از طر ی ق جهاد سازندگ ی به صورت افتخار ی به کمک کشاورزان روستا یی ، برا ی درو گندم رفت .
در پا یی ز 1360 عضو رسم ی سپاه شد و در و احد برنامه ر ی ز ی و نظارت مشغول شد. شرکت در جلسات سخنران ی و تماس با افراد آگاه و مطالعات مداوم در تقو ی ت روح ی ه ا ی ا ی شان تاث ی ر به سزا یی داشت. به گونه ا ی که باعث شد در مدت ی اندک سمت ها ی مختلف ی به ا ی شان واگذار شود، از جمله: مسئول ی ت آماد لشکر 5 نصر در تار ی خ 27/10/1361 تا 28/1/1362، مسئول هماهنگ ی واحدها ی لشکر 5 نصر در تار ی خ 16/11/1362، معاونت فرمانده ی گردان الحد ی د در تار ی خ 7/7/1363، مد ی ر ی ت داخل ی ت ی پ 21 امام رضا (ع) در تار ی خ 24/1/1365 و در نها ی ت فرمانده ی گروهان ف ی اض، از گردان ا لحد ی د ت ی پ 21 امام رضا (ع) .
علاوه بر موارد مذکور حضور و ی در عمل ی ات ها ی مختلف از جمله: والفجرها ی 1،2، 3،4، رمضان، خ ی بر و م ی مک ن ی ز بس ی ار چشمگ ی ر بود. او ضمن حضور در سنگر جبهه، خود را برا ی حضور در سنگر علم و دانش ن ی ز آماده م ی ساخت و سرانجام در سال 1363 پس از موفق ی ت در کنکور سراسر ی در رش ته ی مهندس ی عمران دانشگاه فردوس ی مشهد به تحص ی ل مشغول شد. تعط ی لات تابستان 1364 را در جبهه گذراند و پس از آن به دانشگاه بازگشت. او رفتن به جبهه را وظ ی فه خود م ی دانست و ا ی ن مطلب را در ی ک ی از نامه ها ی ش ا ی ن گونه ب ی ان م ی کند :
« ا ی ن احساس وظ ی فه به دنبال ی ک اشاره و ی ک جمله حضرت امام به وجود آمد و آن ا ی ن که ( تا رفع ن ی از، رفتن به جبهه ها از اهم واجبات است ) ا ی ن جمله، تکل ی ف را بر هر مسلمان ی روشن م ی کند که در آن عمل به وظ ی فه مطرح است، نه مقام و موقع ی ت ...
علاوه بر روح ی ه ی عباد ی ـ مذهب ی ، حسن خلق و خوش قلب ی از د ی گر خصا ی ص بارز آن بزرگوار بود. طور ی که مادرش او را «مونس تنها یی » خود م ی خواند .
به خانه که برم ی گشت، همراه با دوستان خود به سرکش ی از مجروح ی ن و خانواده ها ی شهدا م ی پرداخت و نامه ها ی رزمندگان را به بستگان آن ها م ی رساند. در ی ک ی از نامه ها ی خود چن ی ن نوشته است: «اگر در سنگر جنوب و غرب ن ی ست ی د، م ی توان ی د به سراغ کسان ی برو ی د که از سنگر با ب دن ی مجروح بازگشته اند و ی ا حداقل آنان که اکنون در زاغه ها ی جنوب در کلبه ها ی خو ی ش نشسته اند و با عزم ی آهن ی ن و با سلاح الله اکبر به جنگ کفر م ی روند .
شه ی د ارشاد ی ، فرد ی مومن و معتقد بود و در هر امر ی و هر مکان ی جزو فعال تر ی ن افراد بود و از ا ی ن جهت الگو یی برا ی همرزمانش به شمار م ی رفت. صبر، استقامت و خو ی شتن دار ی او در مقابل مشکلات زبانزد بود. پ ی وسته خواهرانش را به کسب علم و معرفت تشو ی ق و ترغ ی ب م ی کرد و م ی گ فت : «توجه داشته باش، که برا ی مدرک کار نکن ی ی ا به مدرک کس ی اعتماد نکن ی . ز ی را آن چه عامل سنجش اعمال نزد خداست، تقواست، نه علم بشر ی بدون معرفت اله ی » .
همچن ی ن در وص ی ت نامه اش به آن ها ا ی ن گونه توص ی ه کرده است :
« خواهران عز ی زم، زندگ ی زنان اسلام، حضرت خد ی جه (س)، حضرت فاطمه (س) و حضرت ز ی نب (س) را سرمشق خود قرار ده ی د و به خود ببال ی د که در جهان پ ی رو مکتب اسوه ها یی چون فاطمه (س) هست ی د . ز ی نب وار رسالت خو ی ش را به پا ی ان برسان ی د که بتوان ی د در نزد پروردگار خو ی ش سربلند و سرا فراز باش ی د .»
علاقه وافر او به تحص ی ل ن ی ز نتوانست مانع رفتن او به جبهه شود، چرا که او جبهه را ن ی ز به نوع ی دانشگاه م ی دانست و عق ی ده داشت: «حت ی اگر جنگ تمام شود کارها تمام نشده است. ما با ی د برو ی م و خراب ی ها را آباد کن ی م .»
سرانجام ن ی ز بعد از 2 سال دانشگاه را رها کرد و همراه با گروه ی د ی گر از دانشجو ی ان به سو ی جبهه ی شتافت. ا ی ن بار کارها ی دفتر ی جبهه، روح عظ ی مش را س ی راب نم ی کرد و بنابه درخواست خودش به ی ک ی از ی گان ها ی رزم ی منتقل و در حال ی که فرمانده ی گروهان شه ی د ف ی اض از گردان الح د ی د ت ی پ 21 امام رضا (ع) را برعهده داشت، به ست ی ز با دشمنان حق و حق ی قت شتافت و در ن ی مروز 23/2/1365 در جز ی ره ی مجنون بر اثر اصابت ترکش به چشم ها و قلبش به شهادت رس ی د . پ ی کر پاکش طبق وص ی ت خودش در گلزار شهدا ی بهشت رضا (ع) به خاک سپرده شد .
شه ی د در ی ک ی از نامه ها ی ش م ی گو ی د :
« اگر نبود خ ی ل جانبازان ی که شب و روز برا ی شهادت لحظه شمار ی م ی کنند، اگر نبود جسم چاک چاک عز ی زان ما از آتش ک ی نه ی دشمن، اگر نبود سرها ی بر ی ده ی جگر گوشه ها ی ما از ت ی غ ستم س ی اهکاران و بد اند ی شان، اگر نبود جسم پاک شه ی د ی ، که گلوله خصم کافر از او کوچک تر ی ن اثر ی ه م به جا ی نگذاشته و اگر نبود فر ی اد رسا و استوار برادران اس ی ر که در چنگال رژ ی م بعث عراق، دن ی ا را از رشادت و پا ی مرد ی خود به تح ی ر وا داشته اند، هرگز قامت جمهور ی اسلام ی ا ی ران در جهان چن ی ن برافراشته نم ی شد و شعله ق ی ام اسلام ی در ب ی ن ملت ها ی محروم چن ی ن فراگ ی ر نم ی گشت .»
منبع:"فرهنگنامه جاودانه ها ی تار ی خ (زندگ ی نامه فرماندهان شه ی داستان خراسان)"نوشته ی س ی د سع ی د موسو ی ,نشر شاهد,تهران-1385
وصیت نامه
بسماللهالرحمن الرح ی م
الحمدالله ربالعالم ی ن والصلوه والسلام عل ی محمد و آله الطاهر ی ن وصحبه المنتجب ی ن ولعن الله اعدائهم اجمع ی ن
قال الله تعال ی ف ی محکم کتابه: من المومن ی ن رجال صدقوا ماعاهدوالله عل ی ه فمنهم من قض ی نحبه ومنهم من ی نتظر وما بدلوا تبد ی لا . (احزاب:23)
از مؤمن ی ن مردان ی هستند که صادقانه به آنچه باخدا ی خو ی ش عهد بسته بودند وفا کرند پس برخ ی از آنها شربت شهادت نوش ی دند و شه ی د شدند و برخ ی د ی گر در انتظار شهادت و لقاءالله هستند و تغ یی ر ی در عهد ندارند .
بنام او که همهچ ی زم از اوست. بنام او که زندگ ی ام در جهت اوست. بنام او که زندگ ی ام از اوست بنام. او که به او ی م زندگ ی ام به خاطر اوست، بودنم از اوست، رفتنم به اوست، ی ادم اوست، جانم اوست، معشوقم اوست، معبودم اوست، مقصودم اوست، مرادم اوست، ام ی دم اوست .
با سلام و درود به امام زمان (عج) با سلام و درود به کل ی ه شهدا ی اسلام از ابتدا ی خلقت تا ظهور اسلام محمد ی و از ظهور اسلام تا انقلاب اسلام ی و جنگ تحم ی ل ی و با درود و سلام بر تمام ی رهروان و عاشقان راه حس ی ن (ع) بالأخص رهبر و قائد و مرجع، ابراه ی م بتشکن زمان امام خم ی ن ی و با سلام و درود بر تمام ی سلحشوران و دلاوران و ش ی ران روز و زاهدان شب در سنگرها ی نبرد حق عل ی ه باطل .
چون در انجام مأمور ی ت ی خط ی ر بود. به فکر ا ی ن افتادم که وص ی تنامهام را تجد ی دنظر نما ی م ابتدا تصم ی م گرفتم که در ا ی ن وص ی تنامه علاوه بر مسائل شخص ی پ ی ام ی به خانواده سپس به دوستان و آشنا ی ان بدهم، لذا بعد د ی دم که من حق ی ر کوتهنظر گنهکار که درراه اسلام و انقلاب نت وانستهام خدمت ی بکنم چگونه م ی توانم پ ی ام ی بدهم، لذا بنا را بر ا ی ن گذاشتم که پس نکات ی چند را که در ا ی ن برهه از زمان اهم ی ت داشت، بر رو ی کاغذ برشته تحر ی ر درآورم شا ی د که مثمر ثمر علاقهمندان واقع گردد. انشاءالله .
اما بعد! م ی دان ی د که در ا ی ن موقع ی ت حساس حفظ اسلام و جنگ مهمتر ی ن مسئله است و همه م ی دان ی م که هدف ابرقدرتها از جنگ چند چ ی ز بود 1-از ب ی ن بردن اسلام و حکومت اسلام ی 2-تسل ی م و مهار کردن مجدد ملت ما در برابر آمر ی کا و شورو ی 3-وابسته کردن کشور ما در ابعاد اقتصاد ی و نظام ی 4-اح ی ا ی آبرو ی ازدسترفته آمر ی کا 5- همزمان با جنگ و توطئهها ی د ی گر به رو ی کار آوردن خطوط غربزده و از صحنه خارج کردن خطوط خط امام ی . اما م ی ب ی ن ی م که جنگ برعکس د ی دگاهها ی آنها به نفع ما تمام شد. مانند 1- تثب ی ت و صدور انقلاب اسلام ی در جهان 2- آبد ی دگ ی مردم و درآمدن از حالت راحتطلب ی 3- شناسا یی چهره نفاق و ش ی طان ی قدرتها ی بزرگ همچن ی ن آزما ی ش کشورها ی منطقه 4- آشنا یی به قدرت خداوند و امدادها ی غ ی ب ی 5- انسجام ملت 6- همدل ی مردم 7- جوش ی دن استعداد و شکوفا یی و خلاق ی ت و سازندگ ی درزم ی نهٔ صحت و فرهنگ که ا ی نها ازج مله اثرات جنگ م ی باشد .
پس در ا ی ن صورت وظ ی فه خط ی ر ی بر دوش ما نهاده شده است ز ی را ما با ی د ا ی ن انقلاب را انشاءالله به صاحب اصل ی اش امام زمان (عج) تحو ی ل ده ی م . لذا از دوستان و آشنا ی ان و برادران ی که م ی خواهند عاشقانه در ا ی ن راه گام بردارند تقاضا دارم که به تهذ ی ب نفس بپردازند ل ی کن چه س عادتمندند آنان که در طول زندگ ی خود کمر همت به تهذ ی ب و جهاد اکبر بسته و پا ی ان عمر خو ی ش را درراه هدف اله ی با سرافراز ی به خ ی ل شهدا ی درراه حق پ ی وستند همچنان که خداوند در قرآن کر ی م م ی فرما ی د وَ قاتِلُوا ف ی سَب ی لِ اللَّهِ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ سَم ی عٌ عَل ی مٌ * مَنْ ذَا الَّذ ی یُ قْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَ یُ ضاعِفَهُ لَهُ أَضْعافاً کَث ی رَةً وَ اللَّهُ یَ قْبِضُ وَ یَ بْصُطُ وَ إِلَ یْ هِ تُرْجَعُونَ(بقره 244 و 245)جهاد کن ی د درراه خدا و بدان ی د که خدا به گفتار و کردار خلق شنوا و داناست. ک ی ست که خدا را وام دهد ت ا خدا بر او به چند ی ن برابر ب ی فزا ی د خداست که م ی گ ی رد و م ی دهد و همه بهسو ی او بازم ی گردند . پس چه مشتر ی ا ی بالاتر از پروردگار عالم ی ان؟ درراه خدا جهاد کن ی د و شکست به خود راه نده ی د، همانطور که امام عز ی زمان م ی فرما ی د راه ی است که با ی د پ ی مود و سفر ی است که با ی د رفت، چهبهتر که در حال خدمت به اسلام و ملت شر ی ف اسلام ی شربت شهادت نوش ی دن و با سرفراز ی به لقاءالله رس ی دن و ا ی ن همان است که اول ی اءالله آرزو ی آن را م ی کردند و از خدا ی بزرگ در مناجات خود طلب م ی کردند . و ی ا در جا ی د ی گر از سخنان گهربار خود م ی فرما ی د شما باک ی از ا ی نکه شکست بخور ی د نداشته باش ی د، برا ی ا ی نکه برا ی لشکر اسلام ه ی چوقت شکست ن ی ست، شما ی ا پ ی روز م ی شو ی د و ی ا شه ی د؛ در هر دو جهت پ ی روز ی با شماست. در حق ی قت ه ی چ قطرها ی در ق ی اس حق ی قت در نزد خدا از قطره خون ی که درراه خدا ر ی خته شود، بهتر ن ی ست .
اما تذکرات ی د ی گر . برادران سپاه! ا ی نور چشمان امام، مواظب خود باش ی د و ا ی ن را بدان ی د که ش ی اط ی ن بهخصوص ش ی طان بزرگ آمر ی کا ز ی ا رو ی شما کارم ی کند، لذا لازم است که شما بالباس تقوا به مبارزه برخ ی ز ی د و دق ی قاً به گوش باش ی د که عشق و علاقهها ی ماد ی دن ی ا یی شما را نفر ی بد، لذا پاسدار ی را بهعنوان ی ک شغل ننگر ی د بلکه به آن بهعنوان ی ک تعهد نگاه کن ی د و ازخودراض ی نباش ی د و غرور پ ی دا نکن ی د و خود را مد ی ون و بدهکار اسلام و انقلاب و امام و سپاه بدان ی د، در غ ی ر ا ی ن صورت نخواه ی م توانست جواب شه ی دانمان، ا ی ن برگز ی دگان اله ی ، آنان که گس تردگ ی روحشان در قالب جسمشان نم ی گنجد و با حضور در غرورانگ ی زتر ی ن و حماس ی تر ی ن و عارفانهتر ی ن صحنهها لب ی کگو ی ان به جوار رحمت حق پ ی وستند و اسلام و انقلاب را استحکام بخش ی دند را بده ی م . لذا عذاب و مص ی بت سخت در انتظارمان خواهد بود .
برادران بس ی ج و انجمن اسلام ی و دوستان عز ی ز !ز کل ی ه کارها یی که م ی خواه ی د انجام ده ی د سع ی شود که ابتدا آهنگ عبادت داشته و آن کار با ی ک تشک ی لات و نظم و اتحاد خاص ی برخوردار باشد. از تفرقه و پراکندگ ی جلوگ ی ر ی کن ی د ز ی را همانطور که پ ی امبر اکرم (ص) م ی فرما ی د «الجماع ه الرحمه والفرقه عذاب» پس همگ ی چنگ بزن ی د به ر ی سمان اله ی و از تفرقه و جدائ ی بپره ی ز ی د و بهصورت ی ک امت واحد درآ یی د تا بتوان ی د سد راه دشمنان اسلام و انقلاب و مشت محکم ی بر دهان ی اوهگو ی ان باش ی د . درصحنه حضورداشته باش ی د که حضور شما برادران عز ی ز و مسلمان است که ت وطئهها ی ستمگران و ح ی له گران تار ی خ را خنث ی م ی کند و کرده است. 1- معلوماتتان را با مطالعات اسلام ی بالا ببر ی د 2- ارتباطاتتان را با ی کد ی گر ب ی شتر و قو ی تر کن ی د و متوجه باش ی د که د ی گران از رفتار و کردار و گفتار و اخلاقتان الگو م ی گ ی رند 3- انتقاد از خو ی شتن را جزو برنامهها ی خود قرار ده ی د 4- نگذار ی د ا ی مان شما خدا ی نکرده پژمرده و ضع ی ف شود، بلکه با ی د روزبهروز تقو ی ت گردد و اگر ضا ی عها ی برا ی تان پ ی ش آمد، زود دچار تأسف نشو ی د و به آ ی نده ام ی د کامل داشته باش ی د 5- در برخوردها ی خود گرم و مهربان باش ی د و با صدا یی بلند به پ ی شواز از ی کد ی گر برو ی د و به ی ادآور ی د حد ی ث محبت حضرت رسول اکرم(ص) را که فرمود به خدا یی که جان محمد (ص) در قبضه اخت ی ار اوست، به بهشت نم ی رو ی د مگر مؤمن باش ی د و مؤمن نخواه ی د بود مگر دوست بدار ی د . آ ی ا م ی خواه ی د اصل ی ی اد بدهم که اگر بکار بست ی د ی کد ی گر رادوست بدار ی د؛ لذ ا فرمودند که با صدا ی بلند بههم سلام کن ی د .
پدر و مادر عز ی زم ! سلام و درودتان باد. م ی دانم که در رهگذر تار ی خ برا ی م رنجها و مشقتها متحمل شد ی د ل ی کن ه ی چگونه ناراحت ی به خود راه نده ی د . به ی اد مظلوم ی ت عل ی (ع)- امام حس ی ن (ع)...عل ی اکبرها و عل ی اصغرها و مظلومان ش ی عه باش ی د و برا ی آنها گر ی ه کن ی د و به ی اد خ دا باش ی د تا قلبها ی تان تسک ی ن ی ابد .
پدر و مادر عز ی زم ! همچنان کوه استوار باش ی د . المومن کالج ی ل الراسخ. و شکرخدا ی را بجا ی آور ی د . م ی دانم که با رفتن من به جبهه سخت مخالف و از ا ی ن بابت ز ی اد نگران بود ی د بهخصوص حرفها ی ناآگاهانه و گاه ی مغرضانه بعض ی از اقوام و اطراف ی ان که باعث افزودن ا ی ن ناراحت ی ها م ی شد لذا همانطور که قبلاً هم گفتم همچنان محکم و استوار با ی ست ی د و صبر پ ی شه کن ی د که ی ق ی ن دارم خداوند در برابر ا ی ن عمل شما را بدون پاداش نخواهد گذاشت و خوشحال باش ی د که توانست ی د امانت خداوند ی را بجا آور ی د که به فرزندتان شهادت را نص ی ب فرمود .
خواهران و برادران عز ی زم ! بهتر ی ن هدف الله است و کس ی که م ی تواند ما را به ا ی ن مقصد رهنمون سازد ولا ی تفق ی ه است، لذا پشت ی بان ولا ی تفق ی ه باش ی د تا رستگار شو ی د و به ا ی ن نسل که مثل شمع م ی سوزند و به ا ی ن نسل که مقام والا یی دارند و شما را به شهدا قسم مسئول ی ت بس خط ی ر بر دوشتان است که با ی د به نحو احسن انجام ده ی د .
برادران عز ی زم ! لباس تقو ی و زره محکم ا ی مان را بپوش ی د و سپر مطمئن توکلتعل ی الله را به دست بگ ی ر ی د و بر قلب کافر خصم دون بنشان ی د و او را در خون س ی اهش غوطهور ساز ی د . جبههها ی نبرد اسلام با کفر را از چهرهها ی گلگون خود پرکن ی د و ا ی ن را مدنظر داشته باش ی د که جبهه م ی دانگاه موحدان و م ی عادگاه خودشناسان، عبادتگاه عابدان شب و پا ی گاه اخوت و برادر ی است .
خواهران عز ی زم ! ا ی بانوان و دختران حقجو ی مملکت اسلام! زندگ ی زنان اسلام؛ حضرت خد ی جه، فاطمه زهرا، ز ی نب سلامالله عل ی هن را سرمشق زندگ ی خود قرار ده ی د و از آنها چگونه به مقام والا ی انسان ی ت زن رس ی دن را ب ی اموز ی د و قلهها ی عزت و شرف و استقلال و شرافت و ح ی ث ی ت و کم ال تعال ی را فتح کن ی د و در واد ی نور قدم نه ی د و به خود ببال ی د و افتخار کن ی د که در جهان پ ی رو مکتب انسانها و اسوهها یی چون فاطمه عز ی ز سلامالله عل ی ها هست ی د . خواهرانم! همچون ز ی نب، ز ی نبوار رسالت خو ی ش را به پا ی ان برسان ی د که بتوان ی د در نزد پروردگار خو ی ش سربلند و سرافراز باش ی د .
بارالها ! ب ی ش از هفت سال از انقلاب نور و تجل ی اسلام م ی گذرد، هنوز وجود دارند افراد ی که همانطور که در قرآنت فرمود ی صم بکم عم ی فهم لا ی عقلون، دق ی قاً ا ی ن آ ی ه در رابطه با آنها صادق است؛ بارالها چشم و گوش و دل آنها را به ا ی ن حقا ی ق و نعمات ی که بر آنها ارزان ی داشتها ی و قدر ندانسته و کفران نعمت کردهاند بازگردان .
خدا ی ا ! حال که در انجام مأمور ی ت اله ی هستم، تو را به ی ار ی م ی طلبم و به تو سوگند ی اد م ی کنم که هم ی شه و تاآخر ی ننفس درراه مقدس تو مستحکم و جانبرکف درراهت فداکار ی کنم. اله ی ! ی ار ی م ده که بتوانم ا ی ن سهم را آنچنانکه شا ی سته مقام بار ی تعال ی است بجا ی آورم .
در پا ی ان لازم م ی دانم که از کل ی ه دوستان و آشنا ی ان و اقوام بالأخص پدر و مادر و خواهران و برادران عز ی زم که حق بزرگ ی به گردنم دارند طلب بخششکنم. لذا عاجزانه طلب عفو و بخشش م ی کنم و التماس دعا دارم. خداوند ی ار و مددکار همه مؤمن ی ن باشد .
در رابطه با مسائل ماد ی و پ ی گ ی ر ی کارها
بد ی نوس ی له برادران، محمد ارشاد ی و حس ی ن ارشاد ی بهعنوان وک ی ل تامالاخت ی ار معرف ی م ی نما ی م و آنها اجازه دارند که هر کار که به صلاح اسلام و جامعه و خانواده م ی دانند در امور ماد ی و قانون ی اقدامات لازم را مبذول دارند .
موجود ی ا ی نجانب هم مقدار ی پول در بانکها ی استان شعبه پنجتن، بانک ملت شعبه مدرس و قرضالحسنه شه ی د بهشت ی م ی باشد و کل ی ه حسابها ی بده ی و...مسائل در برگها ی ضم ی مه پ ی وست . م ی با ی ست ی ک کلکس ی ون تمبرموجود است که خمس موجود ی امسال به علت حضور در جبهه پرداخت نگرد ی ده است . در رابطه با محل دفن اگر جنازهام به دست شما رس ی د در بهشت رضا دفن نما یی د .
والسلام
ومن الله توف ی ق وعل ی ه التکلان
خدا ی ا خدا ی ا تا انقلاب مهد ی حت ی کنار مهد ی خم ی ن ی را نگهدار
ا ی ن وص ی تنامه مشتمل برشش برگ در تار ی خ 24/1/1365 در ساعت 45/11 دق ی قه تنظ ی م گرد ی ده است.1[۱]