شهید غلام حسین لرکی
تاریخ تولد :1340/01/28
تاریخ شهادت : 1361/04/23
محل شهادت : نامشخص
محل آرامگاه :کهگیلویه وبویراحمد - گچساران - شهدای شهر
وصیتنامه
خداوند متعال و رهنمودهای امام خمینی فرمانده کل قوا دادیم مزدوران عراقی را از خاک میهن عزیزمان ایران بیرون میکنیم و انشالله به همین روزی راه قدس عزیز را باز خواهیم کرد و در عملیاتی که اخیرا شروع خواهد شد داوطلبانه شرکت مینمایم. وصیت نامه من استوار یکم غلامحسین لرکی به شرح زیر است: دختر دایی والده معصومه به یاری خداوند متعال در حمله اخیر شرکت مینمایم ان شاءلله پس از نابودی صدامیان به مرخصی می آیم و نور چشمان و جگر گوشه هایم را میبوسم به خصوص فرزندان شهید شیخ ویسی را که انها هم جگر گوشه ام هستند. دختر دایی والده معصومه و حسین اقا میخواهم وضع زندگی و نحوه ی خریداری منزلمان را برایت روشن کنم منزلی که خریداری نموده ام هماطوریه که اطلاع دارید با توجه به اینکه طلاهای شما را برای خرید خانه فروخته ام انشالله اگر سالم برگشتم پس از دادن بدهکاری محمد شیخ ویسی که مبلغ پنجاه هزارتومان و حسن شیخ ویسی چهل هزار تومان و قربان کریم کشته هفتاد هزار تومان و کریم کریم کشته بیست و شش هزار تومان و مبلغ پنج هزار تومان به آقای عزت قادری و مبلغ ده هزار تومان به مادرت بدهکار هستم پرداخت کنم طلا برای شما خردیاری خواهم نمود و انشالله اگر خداوند فرزند کوچک دیگری به ما داد مواظب او باشید. والده حسین آقا اگر شهید شدم هیچگونه ناراحتی نکنید مواظب چهارتا جگر گوشه ام باشید و آنها را دلداری دهید و تا حد امکان و توانی که داشتی آنها را به مدرسه برده و به معصومه دخترم سفارش میکن که قرآن با بخوبی یاد بگیر و نماز و عبادت یادتان نرود و کلیه اموال و دارایی... متعلق به زن و فرزندم است و کسی حق دخالت را ندارد. فقط تا زمانی که مادرم زنده است پس از روشن شدن وضع مستمری ماهیانه کمک خروجی به او بدهید و حتی برادرم عیسی... زابل است و هیچگونه خرجی برای من ندارد و در زندگی من نباید.. داشته باشد و کلیه مخارج من از اول شهادتم تا شب هفتم از اموال خودم خرج کنید. والده حسین اقا اگر شهید شدم هیچگونه ناراحتی نکنید و مانند والده عباس شهید شیخ ویسی با فرزندان رفتار کنید. برادر خانم قربان کریم کشته سفارش میکنم سرپرستی فرزندانم را به خوبی گردن گرفته احساس ناراحتی نکند و دنبال کار آنها باشید. به عباس آقا فرزند شهید شیخ ویسی سفارش میکنم که خاله زهرا را مانند مادر خود نگهداری و مواطبت کند برادران خود و فرزندان من به عهده اوست.[۱]