شهید بیت الله اسدی

بیت اله اسدی
Baytallh-asadi.jpg
ملیت پرچم ایران.png ایرانی
دین و مذهب مسلمان، شیعه
تولد 1350/01/05
شهادت 1371/03/29


بسمه تعالی شهید بیت اله اسدی : تاریخ تولد : 05/01/1350 تاریخ شهادت : 29/03/1371 محل شهادت : نامشخص محل آرامگاه: اردبیل – خلخال – لمعه دشت


زندگینامه

سور و شور و شادی با آمدن بهار طبیعت در سال 1350 در روستای لمعه دشت خلخال در جریان بود و اهالی طبق رسم دیرین آیین اهورایی، آمدن بهار و شکوفه دادن گلها را به همدیگر شاد باش می گفتند. اما در خانواده آقای غلامحسین اسدی و خانم عالیه، با آمدن نوزادی در پنجمین روز سال شور و شعف مضاعف گشت. نامش را بیت الله گذاشتند و او سومین فرزند از پنج فرزند خانواده بود. در آن روزگار آقای غلامحسین پدر بیت الله به کار در باغ و کشاورزی در مزرعه اش مشغول بود و از عواید آن رزق و روزی حلال بدست می آورد و معاش خانواده اش را تأمین می کرد. بیت الله در کانون گرم خانواده با بازی های کودکانه اش بزرگ و بزرگتر می شد. وقتی پا باز کرد و توان راه رفتن آموخت به کوچه و محل می رفت تا با همسالانش به بازی های سنتی در روستا بپردازد. ایشان قبل از اینکه به مدرسه برود نزد داییش که از روحانیون محل بود به آموختن قرآن همت گماشت و نزد او قرائت قرآن را فرا آموخت. با پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357، بیت الله چون سایر همسالانش در مهر ماه برای کسب علم راهی دبستان فتح زادگاهش شد. وی با جدیت می خواند و با لذت یاد می گرفت. فصل تابستان که می آمد برای کار در مزرعه پدرش می رفت تا دوشادوش برادران بزرگترش یاور پدر باشند. بیت الله علاوه بر خواندن و کار کردن، در سنین نوجوانی در پایگاه و مسجد روستا حاضر می شد و در زمینه ی مذهبی و اجتماعی به فعالیت می پرداخت. ایشان در سال 1362 موفق شد دوران ابتدائی را به پایان رسانده اما به جهت ضعف بنیه ی مالی خانواده، نتوانست ادامه تحصیل دهد و لاجرم برای کارگری در یک شرکت راهی تهران شد. ایشان همگام با برادر بزرگترش در تهران کارگری می کرد تا باری از دوش پدر بردارد و خانواده را به رفاه برساند. آنچه در توان داشت برای سربلندی خانواده انجام می داد و با شوخ طبعی اش مشکلات خانواده را سهل تر می کرد. برادرش می گوید: " بیت الله خیلی مهربان بود و با همه اعم از اعضای خانواده و دوستانش صمیمی و عاطفی بود و آنچه در توان داشت به خانواده کمک می کرد. انسانی کوشا و خستگی ناپذیر بود. هر موقع می خواستم کاری را انجام دهیم و از او کمک می خواستم، هرگز جواب،خسته ام، نمی توانم و... از او نشنیدیم." ایشان مرد کار و تلاش بود و هر آنچه را اراده می کرد به نحو احسن انجام می داد. در زندگی کوتاهش اکثر مشاغل را آموخت و بکار گرفت. رانندگی، بنایی، جوشکاری، مکانیکی از جمله مشاغلی بود که بیت الله به آنها می پرداخت و آرزو داشت در آینده راننده شود. برادرش از پر تلاش بودن او اینچنین تعریف می کند: " برادرم هرگز بیکار نمی ماند. فعال بود و به امور فنی و مکانیکی علاقه مند بود. دوچرخه ای داشت که هر موقع بیکار می شد آن را تعمیر می کرد. من موتور سیکلت داشتم که شهید آن را برایم تعمیر می کرد و یا اگر در روستا چراغ زنبوری و سایر وسایل خانگی خراب می شد پیش وی می آوردند و ایشان درست می کرد." بیت الله دوره نوجوانیش را با فعالیت در حرفه های مختلف پشت سر گذاشت و در آبان سال 1369 برای انجام خدمت سربازی از طریق ارتش راهی منطقه غرب شد. ایشان در لشگر 28 پیاده سنندج، بعنوان راننده سازماندهی شد تا به مملکت اسلامیش خدمت نماید. دو سال از پایان جنگ گذشته بود. اما در غرب کشور تحرکاتی از جانب عناصر ضد انقلاب و دموکرات وجود داشت. بیت ا.. با حضور در آن منطقه ی پر التهاب، حدود بیست ماه با اشرار و ضد انقلاب به مقابله پرداخت. ایشان در واپسین ماههای خدمت سربازیش در تاریخ 1371/03/02 با یکی از دختران محجبه ی روستایش ازدواج کرد. مراسم عقد و ازدواج در کمال سادگی برگزار شد و بیت الله دوباره بعد از گذشت 9 روز از ازدواجش راهی سنندج شد. ایشان بعد از حضور در سنندج از درگیری نیروهای مخلص امام زمان (عج) با دشمنان انقلاب خبر دار شد و بی صبرانه بر ماشینش سوار شد تا همگام با همسنگرانش، خود را به محل درگیری برساند. آن بزرگ مرد نستوده چهار ماه مانده از خدمت سربازی اش در تاریخ 1371/03/29 در محور بانه- سقز با کمین نیروهای ضد انقلاب مواجه شد و در این درگیری با اصابت ترکش نارنجک بر فرق مبارکش به سوی معبودش پر کشید تا با نثار خون سرخش پرچم اسلام را تا فردای تاریخ به اهتراز در آورد. پیکر پاک آن شهید همام بعد از انتقال به خلخال در میان انبوه عزاداران عاشق، یاران و خونخواهان حسین (ع) در خلخال تشییع و با نوحه و مرثیه سرائی در زادگاهش تدفین یافت.1[۱]

نگارخانه تصاویر

پانویس

  1. سایت شهدای ارتش

رده

آخرین تغییر ‏۲۸ دی ۱۳۹۸، در ‏۱۱:۰۴