شهید قربانعلی بتویی نام : قربانعلی محل تولد : بجنورد نام خانوادگی : بتویی تاریخ شهادت : 1363/12/25 نام پدر : عبداله
خاطرات
آنطور که از دیگران شنیدم گویا قربانعلی به شدت در منطقه مریض می شود بطوری که او را برای مداوا به تهران اعزام می کنند . پس از معالجه و تجویز دارو برای بهبودی کامل به او استراحت می دهند تا به شهر و دیار خود برود . اما وقتی به ترمینال می آید متوجه می شود که عملیاتی در پیش است و همانجا داروهایش را به زمین زده و راهی جبهه می شود که در همین عملیات هم به شهادت می رسد .
وقتی پسر عمویم حسن عربخوانی شهید شد پس از اتمام مراسمی که برای بزرگداشت این شهید برگزار شده بود، قربانعلی پیش عمویم رفت و گفت:" عموجان قرآنهایی را که از مسجد قوچ قلعه به امانت گرفته اید تحویل ندهید چرا که تا چند روز دیگر من شهید می شوم و ناگزیر باید از همین قرآنها استفاده شود." قربانعلی یک بار که به جبهه رفته بود، برای من و مادرم دو مُهر از خاکهای جبهه درست کرده بود که وقتی به مرخصی آمد آنها را به ما داد و گفت:" از این به بعد با این مُهرها نماز بخوانید.[۱]