ویرایش‌ها

پرش به: ناوبری، جستجو

شهید حجت اله قرائی

۹۵۲ بایت حذف‌شده، ‏۲ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۱۰
{{جعبه اطلاعات افراد نظامی
|نام فرد = حجت اله قرائی
|تصویر = jpg12 KBInsert link
|توضیح تصویر =
|ملیت = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانی
|شهرت =
|دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]]
|تولد = [[سبزوار ]]
|شهادت = [[۱۳۶۱/۸/۱۰]]
|وفات =
|مرگ =
|محل دفن =
|مفقود =
|جانباز =
|اسارت =
|نیرو =
|یگانهای خدمت =
|طول خدمت =
|درجه =
|سمت‌ها = تیربارچی _ ادوات
|جنگ‌‌ها = [[جنگ ایران و عراق]]
|نشان‌های لیاقت =
|عملیات‌ =
|فعالیت‌ها =
|تحصیلات = نامشخص
|تخصص‌ها =
|شغل = کشاورز
|خانواده = نام پدر [[محمد علی ]]
}}
==خاطرات==کد شهید: 6123540 تاریخ تولد : نام : حجت‌اله‌ محل تولد : سبزوارنام خانوادگی : قرائی‌ تاریخ شهادت : 1361/08/10نام پدر : محمدعلی‌ مکان شهادت :
* تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : شغل : کشاورز یگان خدمتی : گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است.نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : تیربارچی‌ـ ادواتگلزار : خاطرات خاطرات سیاسیموضوع خاطرات سياسيراوی خدیجه رباط جزیمتن کامل خاطره
اوایل انقلاب پسرم حجت الله در مشهد مقدس در راهپیمایی ها و تظاهراتی که علیه رژیم پهلوی بود شرکت کرد و در همان موقع به دست منافقین کوردل دستگیر شد و او را با کارد مجروح کردند که روده هایش بیرون آمده بود و در بیمارستان امام رضا(ع) بستری شد . تا اینکه حالش بهبودی حاصل واز بیمارستان مرخص شد و بعد از مدتی برای اعزام به جبهه ثبت نام کرد و رفت. عشق به جهادموضوع عشق به جهادراوی خدیجه رباط جزیعلی رضا معمارنیامتن کامل خاطره
* موضوع عشق بیاد دارم حجت ا... از ناحیه سر و سینه که در تنگه چزابه مجروح شده بود بهبودی نیافته بود که می خواست دوباره به جهادجبهه برگردد من می گفتم: حجت بیا الان برگردیم و در دوره اعزام بعدی می رویم جبهه. اما او گفت شاید جنگ تمام شود و من نتوانم در راه اسلام و امام خدمت کنم. کفتم چرا از پدر و مادرت خداحافظی نکردی گفت: پدر و مادر پیری دارم که ترسیدم در موقع خداحافظی - احساسات مرا احاطه کند و نتوانم به جبهه بروم و بعد سفارش کرد: دعایی دردست دارم که به مادرم بده و بگو این بار دیگر بر نمی گردم و مرا حلالم کند چون به من الهام شده که این بار راه برگشتی نیست و شهید می شوم.<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=16626 یاران رضا]</ref>
بیاد دارم حجت الله از ناحیه سر و سینه که در تنگه چزابه مجروح شده بود بهبودی نیافته بود که می خواست دوباره به جبهه برگردد من می گفتم: حجت بیا الان برگردیم و در دوره اعزام بعدی می رویم جبهه. اما او گفت شاید جنگ تمام شود و من نتوانم در راه اسلام و امام خدمت کنم. کفتم چرا از پدر و مادرت خداحافظی نکردی گفت: پدر و مادر پیری دارم که ترسیدم در موقع خداحافظی - احساسات مرا احاطه کند و نتوانم به جبهه بروم و بعد سفارش کرد: دعایی دردست دارم که به مادرم بده و بگو این بار دیگر بر نمی گردم و مرا حلالم کند چون به من الهام شده که این بار راه برگشتی نیست و شهید می شوم.راوی علی رضا معمارنیا
<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=16626 سایت یاران رضا]</ref>
==پانویس==
<references />==نگارخانه تصاویر==<gallery>Image:حجت‌اله‌قرائی‌.jpg</gallery>==رده=={{ترتیب‌پیش‌فرض: حجت‌اله‌_قرائی‌}}[[رده: شهدا]][[رده: شهدای دفاع مقدس]][[رده: شهدای ایران]][[رده: شهدای استان خراسان رضوی]][[رده: شهدای شهرستان سبزوار]]
۴۴۶
ویرایش