همزمان با حضور فرزند علی اکبر در جبهه های حق علیه باطل، خواب دیدم فرزندم با موتورش آمده درب حیاطمان و یک خانم چادر مشکی هم پشت سرش سوار بود. می خواستم صورت فرزندم را ببوسم گفت مادر جان، دست و صورتم خاکی است، لطفا آب بیاورید تا دست و صورتم را بشویم. تا می خواستم آب ببرم دیدم همان خانم چادر مشکی آب آورده و دست و صورت فرزندم را داشت می شست. تا داد زدم که او نامحرم است از خواب پریدم. با خودم حدس زدم که فرزندم شهید می شود و از ما نیست. سایت یاران رضا <ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=7879سایت یاران رضا]</ref>==پانویس== <references/> ==رده=={{ترتیبپیشفرض: علی اکبر خاوند}}[[رده: شهدا]][[رده: شهدای دفاع مقدس]][[رده: شهدای ایران]][[رده: شهدای استان خراسان جنوبی]][[رده: شهدای شهرستان فردوس]]