ویرایش‌ها

پرش به: ناوبری، جستجو

شهید علی‌ اکبر خدک

۴۵ بایت اضافه‌شده، ‏۷ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۵۵
ما از مجروحیت ایشان اطلاع نداشتیم یک روز به منزل زنگ زدند و گفتند که منخرمشهر هستم در صورتی که در بیمارستان تهران بستری بودند پرستار که آنجا بود با خودش فکر کرد که شاید او در حالت بی هوشی یا موج گرفتگی است که این حرفها را می زند رو به او کرده و گفته بود برادر شما در تهران هستید نهدر خرمشهر علی اکبر گفت: بله می دانم برای اینکهخ خانواده ناراحت نشوند این حرفها را زدم .
یک بار که مجروح شده بود دکتر به ایشان گفته بود اگر دوباره به جبهه بروی کوچکترین موج به شما برسد به شهادت خواهی رسید. ولی او چون عاشق شهادت بود به جبهه رفت.
یک روز که با هم مهمانی رفته بودیم . میزبان دو نوع غذا درست کرده بود، علی اکبر ناراحت شد و گفت: با یک نوع غذا هم می شود پذیرایی کرد.سایت یاران رضا <ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=7987سایت یاران رضا]</ref> ==پانویس== <references />
۲٬۱۷۷
ویرایش