ویرایشها
من ازهمان اوایل انقلاب علاقه وافری به شغل مقدس سپاهی داشتم و برای همین می خواستم با یک فرد سپاهی ازدواج کنم و چون فرزند اول خانواده بودم و مادرم خیلی علاقه داشتند که من زودتر ازدواج کنم و هر خواستگاری که می آمد به یک بهانه ای او را رد می کردم تا اینکه همسرم آقای ملا نوروز به خواستگاری من آمد و پدرم چون ایشان را کاملاً می شناخت و ارادت خاصی هم برای ایشان و خانواده اش قائل بود و نیز آنکه ایشان سپاهی هم بودند راضی شدم که با ایشان ازدواج کنم.