ویرایشها
یاد روزی افتادم كه حسین، به خواستگاری آمده بود و قبل از هر چیز به من گفت: «شما بایستی چادر سر كنید» و من هم قبول كردم. خانه ی ما تا پیروزی انقلاب روی تلویزیون و رادیو ضبط را به خود ندید. حسین می گفت: اینها اسلامی نیستند. بارها به من می گفت: زن و مرد وقتی با هم ازدواج می كنند دیگر «ما» می شوند. یاد نماز شب ها و روزه هایش می افتم. حسین 2 یا 3 ماه در سال، روزه می گرفت و من را همیشه به خواندن كتاب و مطالعه تشویق می كرد .
خاطرات
قرآني را كه حسين، سال ها پيش به من هديه داده بود، باز كردم. خط زيباي حسين توجه مرا به خود جلب كرد: «اهدا مي¬ نمايم به همسرم تا فرزندانمان و فرزندان اسلام را با اين كتاب آسماني آشنا و طبق موازين و اصول آن، تعليم و تربيت نموده و معلم اسلام باشد و اين تنها وصيت من است.»
اكنون ديگر حسين تنها نبود ولي تنها وصيت او، در صفحه¬ ي اول كتاب آسماني، هميشه من خانم معلم را با يادش نوازش مي¬ داد. ياد روزي افتادم كه حسين، به خواستگاري آمده بود و قبل از هر چيز به من گفت: «شما بايستي چادر سر كنيد» و من هم قبول كردم. خانه¬ ي ما تا پيروزي انقلاب روي تلويزيون و راديو ضبط را به خود نديد. حسین مي¬ گفت: اينها اسلامي ¬نيستند.
بارها به من می گفت: زن و مرد وقتي با هم ازدواج مي¬ كنند ديگر «ما» مي¬ شوند. ياد نماز شب ها و روزه ¬هايش مي¬ افتم.
حسين 2 يا 3 ماه در سال، روزه مي¬ گرفت و من را هميشه به خواندن كتاب و مطالعه تشويق مي¬ كرد.
وصیتنامه
(بسمه تعالی)
اينجانب حسين شهرامفر دارای شماره شناسنامه صادره از مشهد، فرزند شعبانلی كه به وحدانيت الهی و نبوت جميع انبياء و خاتميت حضرت محمد بن عبدالله (صلی الله عليه و آله) و ولايت و عصمت ائمه اثنی عشر و حضرت فاطمه زهرا (صلوات الله عليهم اجمعين) و به كليه عقايد اسلاميه اصولاً و فروعاً اقرار و در حال صحت و اختيار من دون الاكره و الاجبار، در حالتي كه تمامی اقارير شرعيه از من ممضی و نافذ بود وصيت نموده ام ...
منبع:سایت شهدای ارتش
http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/16016