===*پيوستن به جنبش فتح===
گفته شده كه حاج رضوان در سن 18 سالگي به جنبش مقاومت فلسطين «فتح» پيوست و در دوره هاي آموزش نظامي اين جنبش در يكي از پادگان هاي منطقه الدامور در 15 كيلومتري جنوب بيروت شركت كرد. او در دوران فراگيري آموزش هاي نظامي و پرورش استعدادهاي سياسي، مهارت و شايستگي وصف ناپذيري از خود بروز داد كه فرماندهان نظامي جنبش فتح را شگفت زده كرد، و در نتيجه اين شايستگي او را به عضويت يگان نظامي 17(نيروي ويژه ضربتي وابسته به سازمان آزادي بخش فلسطين) انتخاب كردند.
براساس تاكتيك هاي نظامي كه آموخته بود، به رزمندگان مقاومت توصيه مي كرد هميشه در حال آماده باش باشند، و از امكانات و تجهيزات كافي برخوردار بوده باشند. او پس از عقب نشيني اسرائيل از جنوب لبنان در سال 2000، به تهيه تجهيزات و جنگ افزارهاي پيشرفته مبادرت كرد. زيرا آن مرحله تاريخي را كه خيلي مهم، و سرنوشت ساز مي دانست، و از ميزان آمادگي ارتش رژيم صهيونيستي براي حمله مجدد به لبنان آگاهي داشت.
===*پيوستن به تشكيلات حزب اللّه===
در آن مرحله تشكيلات حزب اللّه براي پيوستن عماد مغنيه هنوز به نحو محسوس و كامل سازماندهي نشده بود. ولي پس از تأسيس حزب اللّه عماد به صفوف آن پيوست و مسئوليت تشكيلات انقلابي و حفاظتي فضل اللّه را به برادرش جهاد واگذار كرد. در سال 1987 سازمان اطلاعات مركزي آمريكا(سيا) با همكاري سرويس هاي اطلاعاتي برخي دولت هاي عربي و مزدوران محلي لبنان طرحي را براي ترور علامه سيدمحمد فضل اللّه تدارك ديدند.
در چنين شرايطي شيعيان لبنان كه از طرف جنوب تحت تعقيب و اشغال نظاميان صهيونيست و از طرف شمال در محاصره شبه نظاميان مسيحي و نيروهاي حزب فالانژ قرار داشتند، به تشكيل و سازماندهي خود پرداختند. سه ماه از حمله اسرائيل به لبنان نگذشته بود كه نيروهاي چند مليتي متشكل از تفنگداران آمريكايي، انگليسي، چتربازان فرانسه و ايتاليا به منظور آرام كردن اوضاع و تحميل دولتي دست نشانده در لبنان و تلاش براي امضاي موافقتنامه صلح ميان بيروت و تل آويو در مناطق گوناگون مسلمان نشين غرب بيروت استقرار يافتند.
در اين ميان احزاب و نيروهاي ملي و اسلامي به منظور دفاع از خود در برابر متجاوزان و نجات كشور، عمليات مقاومت مسلحانه را بر ضد اشغالگران آغاز كردند. يكماه از آغاز اين عمليات نگذشته بود كه اسرائيلي ها تا منطقه خلده در10 كيلومتري جنوب بيروت عقب نشيني كرده و نيروهاي چند مليتي نيز فرار را بر قرار ترجيح دادند.
[[پرونده:Photo 2018-12-10 12-17-53.jpg|500px|بیقاب|وسط]]
===*آغاز مبارزه خستگي ناپذير===
لبنان در سال هاي1982-1983 دوران پر التهابي را پشت سر گذاشت. در سال1982 پايگاه نيروي دريايي آمريكا (مارينز) در نزديكي فرودگاه بيروت در جريان يك عمليات شهادت طلبانه منفجر شد و در جريان آن 241 نظامي آمريكايي كشته شدند. چند روز بعد ساختمان قرارگاه چتربازان فرانسوي در بيروت به هوا رفت، و در نتيجه آن58 سرباز كشته شدند. ديري نپاييد كه پايگاه فرماندهان نظاميان صهيونيست در منطقه البرج الشمالي در نزديكي شهر صور در جنوب لبنان توسط شهيد احمد قصير منفجر گرديد، كه حدود200 افسر و درجه دار اسرائيلي به هلاكت رسيده و يا زخمي شدند.
مهمترين جرم عماد مغنيه اين بود كه با سازماندهي عمليات شهادت طلبانه در اوايل سال هاي دهه هشتم از قرن بيستم همه توطئه هاي آمريكا و اسرائيل را در لبنان و منطقه نقش بر آب كرد... محاسبات آنان را به هم ريخت و كشورش را از وابستگي نهايي به اسرائيل نجات داد... تنها به اين دليل او را به شهادت رساندند و از او انتقام گرفتند، كه با توانمند سازي مقاومت اسلامي لبنان يكي از بزرگترين ارتش هاي منطقه را در جريان جنگ 33 روزه سال 2006 شكست داد.
===*عماد مغنيه از نگاه رزمندگان مقاومت===
حاج رضوان يكي از شخصيت هاي جدال برانگيز و گرداننده تشكيلات نظامي مقاومت اسلامي شاخه نظامي حزب اللّه لبنان بود.
كوشيد تجربيات و آموزه هاي خود را به جنبش هاي مقاومت در عراق و فلسطين منتقل نمايد. به همين دليل ميان كشورهاي منطقه در حال رفت و آمد بود، و ناگزير با بسياري از عوامل سازمان ها و جنبش هاي مقاومت كه برخي شان مسائل امنيتي را به طور دقيق رعايت نمي كردند، تماس داشت. مسئله ديگر اين است كه وجود امنيت نسبي در سوريه نمي توانست امنيت جاني او را تامين كند. و اين يك نقطه ضعف به شمار مي رفت و پيامد ناگوار برجاي گذاشت.
===*بیانیه فرزند عماد مغنیه ([[جهاد مغنیه]] ) در مورد شهادت پدر===
«ما در مواجه با مرگ، رسیدن به شهادت و بزرگی را انتخاب کرده ایم، ما فرزندان کسانی هستیم که مرگ، راه آنها را نمی شناسد، زیرا آن ها به وسیله ی مرگ در مسیر خدا صعود کرده اند و به زندگی و نشاط و بشارت دست یافتند؛ زندگی که جز کسی که ابرها از دیدگانش کنار رفته آن را احساس نمی کند؛ از این رو آنچه را که کسی ندیده می بیند و آنچه که به قلب کسی خطور نکرده به قلب وی خطور می کند.
اما در آخر، سخنی با آقا و مولایمان صاحب العصر و الزمان که روح من وهمگان فدای خاک پای ایشان باد: ای آقا و مولای ما، برای ما نزد خدای متعال شهادت طلب کن که ما تا آخرین نفس در راه خدا ایستاده ایم و بزرگ ترین آرزوی ما در این راه پر از قربانی و فیض و سرور این است که خود و ارواحمان را فدای این خط مقدس سازیم؛ در زیر پرچم حزب الله و با چتر پیروزی خداوند متعال.
بسم الله الرحمن الرحیم به آنان که جنگ بر آنها تحمیل می شود اجازه ی جهاد و نبرد داده شد، زیرا به آنها ستم شده، و البته خداوند بر یاری آنها کاملا تواناست)(سوره ی حج، آیه ی 29) آخرین کلام ما حمد و سپاس پروردگار جهانیان است والسلام علیکم و رحمه الله و برگاته)<ref>[http:///http://navideshahed.com سایت نوید شاهد]</ref>
[[پرونده:Photo 2018-12-10 12-45-52.jpg|500px|بیقاب|وسط]]
==وصیتنامه==
==خاطرات==
*فرزند امام
شهید حاج عماد مغنیه که به دست صهیونیستها به شهادت رسید، خود را فرزند امام خمینی رحمةاللهعلیه میدانست و به آن افتخار میکرد، زیرا امام رحمةاللهعلیه او و دیگر جوانان لبنانی و فلسطینی را زنده کردند و به آنان روح جدیدی دادند.
مقام معظم رهبری. 86/11/28
[[پرونده:Photo 2018-12-12 11-55-40.jpg|500px|بیقاب|وسط]]
*حاج رضوان در ایران
ایران که میآمد سعی میکرد حتماُ به زیارت امام رضا(ع) مشرف شود و اغلب، فرصت زیارت حضرت معصومه(س) را هم از دست نمیداد. شب شهادتش به زیارت حضرت رقیه رفت، در عزاداری حرم شرکت کرد، غذای نذری هم خورد و بعد هم در جلسه شرکت کرد و آخرش هم... راستی آن شب، شب شهادت رقیه بود. هنگامی که قصد داشت سوار ماشینش شود، ماشین دیگری که در نزدیکی او بمبگذاری شده بود، منفجر شد.
رجانیوز
*مقلد امام خامنه ای
روباه، معما، شبح، استراتژیست، مغز متفکر نظامی و شخصیت شماره دو حزب الله لبنان خطابش میکردند. FBI جایزه 5 میلیون دلاری برای تحویل مرده یا زنده او را به 25 میلیون افزایش داد؛ شاید 20 سال تعقیب و گریزش توسط دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی امریکا و اسرائیل پایان پذیرد. میگفتند بسیاری عملیاتهای انتحاری و حتی جنگ سی و سه روزه هم زیر سر او بوده است. لقب "سر افعی" را هم روزنامه هاآرتص چاپ تلآویو به القاب او افزود. عماد مغنیه مقلد آیت الله خامنه ای، شاگرد دکتر چمران و جانشین سید حسن نصرالله بود.
رجانیوز
*عضو کوچک
خودش را عضوی کوچک در حزب الله لبنان میدانست. میگفت:«اسرائیلیها و آمریکاییها خیلی مرا بزرگ ميکنند و مسئولیت بسیاری از عملیاتها و حوادث را برعهده من مينهند؛ گویی فکر ميکنند کلید امور جهان در دست من است.» و تاکید میکرد:«من تنها بخشی کوچک از مجموعه جهادی حزبالله هستم که در راه آرمانهای مقدس مقاومت انجام وظیفه ميکنم.»
رجانیوز
*بدون نقطه ضعف
دیوید بارکی، یکی از مسئولان سابق واحد 504 در اداره اطلاعات نظامی اسرائیل که مسئول پروندهی حاج عماد مغنیه بود، میگوید: «در اواخر دههی هشتاد چندین بار نزدیک بود وی را دستگیر کنیم و اطلاعات زیادی در مورد وی جمعآوری کرده بودیم، اما هر چه به وی نزدیکتر میشدیم، اطلاعاتمان کمتر و کمتر میشد. او هیچ نقطهی ضعفی نداشت: نه به زنان علاقه نشان میداد، نه به پول، نه به مواد مخدر و نه هیچ چیز دیگر.»<ref>مجله پایداری_سایت مقاومت اسلامی لبنان </ref>
*نماز اول وقت
یک روز حاج عماد به من گفت “حاجی یادت هست یک روز به من گفتید امام زمان(عج) هرجا که باشند نماز اول وقت میخوانند؛ بنده از نظر قلبی به نماز اول وقت، التزام گرفتم. جهاد پسر من به دنیا آمده است. یکی از برادران را پیدا کنید که نماز صبح اول وقت او تا به حال ترک نشده است، در گوش او اذان بگوید”؛ یکی از برادران پاسدار ایرانی را برای این کار معرفی کردم، که بعدها آن برادر هم شهید شد.
راوی: سردار عروج
== گالری تصاویر ==
<gallery>
photo_2020-01-13_19-47-52.jpg
</gallery>
==پانویس==
<references/>