ویرایشها
زندگی نامه
[[شهيد نادر شجاعي شجاعی كراده ]] در خانواده اي انقلابي ای انقلابی و پر جمعيت در روستاي روستای كراده به دنيا آمد. وقتي وقتی چشم به جهان گشود غنچه ها براي برای چشم روشني روشنی مادرش يکي يکي يکی يکی در باغ شکفتند، پرندگان سرود شادي شادی سر دادند و آمدنش را جشن گرفتند. دوران کودکي کودکی اش با صداقت و مهرباني مهربانی گذشت اما هيچ کس فراموش نکرد اخلاق نيکو و مظلومتش مظلومیتش را. بعد از پشت سر گذاشتن دوران راهنمايي راهنمايی ترک تحصيل کرد و به کار کشاورزي کشاورزی مشغول شد و بعد از مدتي مدتی به استخدام نيروي زميني [[نيروی زمينی ارتش ]] در آمد.او از همان دوران کودکي کودکی ارتباطش را با خدا محکم کرد و رو به قبله به [[نماز ]] خواندن در پيشگاه معبود حاضر شد. با [[روزه ]] گرفتن گرسنگي گرسنگی و تشنگي تشنگی روز قيامت را براي برای خود يادآور شد. بسيار مهربان، مودب، خوش اخلاق، آرام و ساده بود. هميشه دوست داشت مردم را از دست خود راضي راضی نگه دارد. از کمک کردن به مردم لذت مي برد. هميشه خود را خدمتگزار مردم مي می دانست. به [[امام خميني خمينی]] عشق مي می ورزيد و در اوايل فعاليت هاي زيادي براي پيروزي های زيادی برای پيروزی انقلاب انجام مي می داد. حضور گسترده اش در راهپيمايي راهپيمايی ها و تظاهرات باعث شد يک بار مورد ضرب و شتم مزدوران [[رژيم شاهنشاهي شاهنشاهی]] قرار گرفت و دستگير شد.با شروع [[جنگ تحميلي تحميلی]] نادر که از تبار عاشقان کربلا بود ماندن برايش معنا نداشت. با توجه به اين که او خود ارتشي ارتشی بود رفتن به جبهه را وظيفه شرعي شرعی و قانوني قانونی مي دانست. زن و فرزندانش را به خدا سپرد و راهي سرزمين عشق شد. مدت زماني زمانی که در جبهه حضور داشت به خاطر شرايط جنگ خيلي کم به مرخصي مرخصی مي آمد و خيلي خيلی زود بر مي گشت. از تمام تعلقات مادي مادی گذشت و براي برای رسيدن به هدف نهايي نهايی اش که همان شهادت بود تمام تلاش خود را به کار گرفت. در آخرين ديدارش با خانواده گفته بود: " که شهيد مي می شود چون در خواب ديده بود که کبوتري کبوتری شده و به آسمان پرواز کرده است ".شهيد شجاعي شجاعی با نگاهي نگاهی غريبانه، دو دخترش را در آغوش گرفت و لحظه خداحافظي خداحافظی حضرت امام حسين (عليه السلام) با دختر سه ساله اش حضرت رقيه (سلام الله عليها) در ذهنش تداعي تداعی شد و در حالي حالی که فرزند سومش هنوز به دنيا نيامده بود آنها را به خدا سپرد و راهي راهی جبهه شد. تا اين که در تاريخ [[18/07/1359 ]] در منطقه [[دارخوين ]] [[اهواز ]] در حالي حالی که [[تانک ]] را به قلب دشمن هدايت مي کرد بر اثر اصابت گلوله [[آر پي جي پی جی]] بدنش تکه تکه شد و مانند محبوب بي بی کفنش راهي کوي راهی کوی يار شد. پيکر پاک و مطهرش در [[اهواز ]] به خاک سپرده شد.
[[شهید نادر شجاعی کراده]]