ویرایشها
بزرگ نمایی تظاهرات و اغتشاشات ضد دولتی توسط گروه های ضدانقلاب (به خصوص سازمان مجاهدین خلق (منافقین)
گزارشها و تحلیلهای متعدد درباره ناتوانی ارتش در مقابله با تهاجمات ارتش عراق.
تبلیغات گسترده درباره وجود اختلاف سپاه با ارتش.
تخطئه اندیشه فکری و انقلابی امام خمینی(ره).
در این باره آقای هاشمی رفسنجانی در یادداشتهای خود نوشته است:
این وضع در حالی است که برخی از نیروهای انقلابی ارتش خواهان تغییرات اساسی در کادر فرماندهی نیرو در ارتش بودند. به هر صورت، از اوایل شهریور 1360 بار دیگر مقدمات اجرای عملیات فراهم و طرح به واحدها و قرارگاهها ابلاغ شد.
تیپ 12 زرهی از لشکر 3 در غرب کارون در احتیاط قرار داشت و گردان های تانک الطارق و سیف سعد و چند گردان جیش الشعبی، گردان پیاده از تیپ 44 و گردان 1 از 33 نیروی مخصوص نیز در منطقه شرق کارون استقرار داشتند.
ترکیب نیروهای عمل کننده در این عملیات، شامل ارتش، سپاه، بسیج و نیروهای ژاندارمری چنین بود:
*تیپ 37 زرهی شیراز.
در جبهه فیاضیه تیپ 6 تقویت شده از لشکر 3 زرهی ارتش عراق مستقر بود. عراق در این جبهه و در حد فاصل کارون تا جاده اهواز، سه خط پدافندی داشت که جلوی خط اول را با مین و سیم خاردار مانع گذاری کرده بود و در پشت خاکریزها نیز با حفر کانالهای سر پوشیده، خطوط پدافندیاش را استحکام بسته بود. در مقابل، رزمندگان جبهه فیاضیه نیز موانع را شناسایی کرده و کانالهایی را حفر کرده بودند که پیشروی نیروها را با استتار تا زیر پای دشمن میسر میکرد. در این جبهه رزمندگان از سه محور وارد عمل شدند. نیروهای محور چپ (حاشیه کارون) پس از تصرف خاکریز اول با مقاومت شدید دشمن مواجه شدند. این در حالی بود که نیروهای محور راست نیز خاکریز اول را تصرف کرده بودند، لیکن نیروهای محور وسط به میدان مین برخورده و نتوانسته بودند عملیات خود را آغاز نمایند. این نیروها نیز پس از باز کردن معتبر در میدان مین برخورده و نتوانسته بودند عملیات خود را آغاز نمایند. این نیروها نیز پس از باز کردن معبر در میدان مین، در ساعت 3:30 بامداد توانستند به خاکریز اول دشمن برسند. در این میان تانکهای خودی قادر نبودند به درستی از محورها عبور کرده و نیروهای پیاده را پشتیبانی کنند. لذا تا ساعت 11 صبح غیر از یک گروهان تانک از تیپ 37 زرهی شیراز که حاشیه جاده را تأمین میکرد، دیگر واحدهای زرهی به خط اول دشمن نرسیده بودند. صبح روز دوم نیروهای دشمن که جلوی پل حفار موضع گرفته بودند، حمله ای تدارک دیده شد. در ساعت 15 درگیری شدید در این منطقه آغاز شد که تا ساعت 17 ادامه داشت. در این ساعت دشمن مغلوب شد و با به جا گذاشتن بسیاری از تجهیزات خود، از طریق پل حفار به غرب کارون عقب نشستند. رزمندگان خودی پس از دستیابی به پل آن را منهدم کردند و در ساحل کارون خط پدافندی تشکیل دادند. با اجرای عملیات ثامنالائمه (ع) منطقه شرق کارون از وجود ارتش عراق پاکسازی شد و آبادان پس از 349 روز از محاصره خارج گردید. مهمترین دستاوردهای این عملیات چنین است:
*دو جاده مهم اهواز – آبادان و ماهشهر – آبادان از تصرف دشمن خارج شد.
*بسیاری از نیروها و تجهیزات ارتش عراق مستقر در شرق کارون منهدم شد.
یکی از کارشناسان امریکایی مسائل نظامی در مورد بازتاب عملیات ثامنالائمه (ع)، بر این نکته تأکید کرد که پیشنهاد آتش بس یک ماهه در ماه نوامر (آبان)، متأثر از پیروزی ایران در آبادان در ماه اکتبر (مهر) بود. وی درباره اهمیت این پیروزی در کتاب خود نوشت:
کردزمن کارشناس آمریکایی امور نظامی، ماهیت شکل گیری نوع جدیدی از جنگ را مورد توجه قرار میدهد که شکست حصر آبادان نقطه آغاز تحقق آن بود. وی سپس مینویسد: هنوز مشخص نشده است که ایرانیان چگونه به این پیروزی دست یافتند.
سردار محسن رضایی در زمینه تبیین استراتژی جنگ، و تأثیرات ناشی از تحولات سیاسی- نظامی میگوید:
سردار غلامعلی رشید نیز دربارهی سازمان رزم سپاه و اقداماتی که انجام شد، میگوید:
در عملیات ثامنالائمه (ع) نیروهای سپاه با سازمان گردان وارد عمل شدند و مفهوم تیپ پس از این عملیات شکل گرفت. درباره تشکیل تیپها و نام گذاری آنها، سردار رشید میگوید:
برادر محسن رضایی در توضیح این اقدامات میگوید:
سردار رضایی در مورد طرح ریزی عملیات، و جلسات مربوط به آن میگوید:
سردار رضایی همچنین در مورد نتیجه این تلاشها و طرح ریزی سلسله عملیاتهای دوازدهگانهی کربلا میگوید:
اهداف مورد نظر در استراتژی جدید که بر پایه ترکیب و هماهنگی ارتش و سپاه تدوین شده بود، عبارت بودند از:
بسم الله الرحمن الرحیم
جانشین رئیس ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران، سرتیپ فلاحی
مجله تایم نیز از قول مسعود رجوی نوشت:
و سرانجام نشریه فایننشال تایمز (چاپ انگلستان) نوشت:
با این همه دشمن در یک غفلت استراتژیک به سر میبرد. غفلتی که ناشی از عدم دشمن از خردورزی جوهری رزمندگان و فرماندهان و مؤانست بی بدیل آنان با یکدیگر بود و همین توانسته بود به رغم نگرانی آنان از اوضاع داخلی، مدیریت عملیات را بسیار توانمند کرده و در پیروزی عملیاتهای نیروهای انقلابی نقش بارزی ایفا کند. این ویژگی نه تنها برای دشمن ناشناخته بود، بلکه در اردوی خودی نیز تئوریزه نشده بود و برای بسیاری ملموس نبود. زیرا واقعیتی بود که با انقلاب اسلامی به وجود آمده بود.
رژیم عراق بعد از اشغال خرمشهر، محاصره آبادان را نیز برگ برنده ای در دست خود تلقی میکرد و صدام گاه و بی گاه ادعا میکرد که هر موقع لازم بداند آبادان را هم تسخیر خواهد کرد. لذا محاصرهی آبادان از آغاز تهدیدی بالقوه و جدی برای آبادان به شمار میرفت. پس از ناکامی عملیاتهایی که با فرماندهی بنی صدر برای شکست محاصره آبادان صورت گرفت با توجه به اهمیت و ارزش منطقه، موقعیت نیروهای خودی و وضعیت زمین و نحوهی استقرار دشمن، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از فروردین 1360 طرح ریزی عملیات در این منطقه را به طور جدی آغاز کرد به خصوص که امام خمینی(ره) نظر صریح خود را مبنی بر ضرورت شکستن حصر آبادان اعلام کرده بود. به هر حال، پس از یک ماه، مراحل طرح ریزی و سپس پیگیری تصویب عملیات با ترکیب برادران محسن رضایی، رحیم صفوی، حسن باقری ، غلامعلی رشید و سرهنگ صیاد شیرازی به شکل جدیتری ادامه یافت. پس از ملاقات سرهنگ شیرازی با رئیس وقت شورای عالی دفاع (آیت الله خامنه ای) و اخذ تدبیر از ایشان، قرار شد این عملیات به صورت مشترک با نیروهای ارتش انجام شود. نماینده سپاه طرح را در جلسه ای که نماینده حضرت امام(ره)، آقای هاشمی، فرمانده وقت نیروی زمینی ارتش و سایر اعضای شورای عالی دفاع حضور داشتند، ارائه کرد که مورد تصویب قرار گرفت؛ و چنین شد که آبادان، آبادان ماند و تا ابد خواهد ماند...
*خاطرات مرتبط با عملیات ثامنالائمه (ع)