ویرایش‌ها

پرش به: ناوبری، جستجو

شهید محمدرضا سلطانی

۵ بایت حذف‌شده، ‏۵ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۳۰
محل آرامگاه : تهران – بهشت زهرا
==زندگی نامه :==
[[شهید محمد رضا سلطانی]] در سال 1345 به دنیا آمد. در سن 7 سالگی به مدرسه رفت و در کلاس پنجم با معلم [[قرآن]] خود مأنوس بود چون محمد رضا با اشتیاق به قرآن می پرداخت معلمش او را خیلی دوست داشت و روز های جمعه هم به او قرآن یاد می داد. از همان دوران کودکی به قرآن و [[نماز]] علاقه زیادی داشت. وی دوره راهنمایی را در مدرسه ایران مهر واقع در خیابان جیحون گذراند.
در شلوغی انقلاب با سن کم خود هر کاری که از دستش بر می آمد انجام می داد. او با برادرانش عکس های امام را تهیه می کردند و بین مردم پخش می کردند. وی با برادرش دفتر مشق خود را پاره می کردند و شعار های انقلابی می نوشتند و به برف پاکن های ماشین ها می چسباندند. با چند نفر از دوستان خود به تظاهرات می رفتند و در یکی از روزها محمد رضا در تظاهرات محله شان شرکت کرد و در آن لحظه گاردی ها حمله کردند و او در گاراژ محله پناه می گرفت.
[[شهید محمد رضا سلطانی]] بعد از 3 ماه آموزشی در دی ماه به [[پادگان 28 سنندج]] ، به عنوان [[گروهبان یکم]] اعزام شد. در آنجا به [[درجه گروهبان سومی]] نائل آمد و یک دوره یک ماه را طی کرد و بعد به [[مریوان]] و پس از مدتی به [[پنجوین]] اعزام شد. سرانجام در تاریخ [[21/01/1367]] در [[عملیات بیت المقدس 5]] به درجه رفیع شهادت رسید و جسم این شهید بزرگوار در آن منطقه باقی ماند. او فردی با ایمان، با ادب، آرام، صبور و خوش رفتار بود و با همه با احترام رفتار می کرد.
==خاطرات :==
خاطره ای از زبان مادر شهید
یک روز حمام کرد و از خانه بیرون رفت. بعد از چند روز یک عکس از خودش انداخته بود و آن را روی تاقچه گذاشت و مرا صدا زد و گفت: مامان! اگر من شهید شدم؛ که حتماً شهید می شوم؛ شما این عکس را قاب کن و بزن به عکس [[امام حسین(علیه السلام)]] و من خیلی ناراحت شدم.
۶۷۶
ویرایش