ویرایش‌ها

شهید محمود اخلاقی

۷ بایت حذف‌شده، ‏۱ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۰۶:۴۱
/* وصیت نامه */
سید محمد تقی شاه چراغی:
آشنایی من با حاج محمود اخلاقی بر می گردد به سال 1358 و زمانی که سپاه در شهرستان سمنان تشکیل شد و خوب از همان زمان هم به عضویت سپاه در آمدیم و می شود گفت ورود ما به سپاه همزمان بود با ورود ایشان.از همان زمان ارتباط و شرایط سال 58 باعث شده بود که این ارتباطات قوت پیدا کند و از همان زمان ،سال 58 به عنوان دو دوست صمیمی با شهید اخلاقی آشنایی ما شروع شد و تا زمان شهادتش هم ادامه داشت .شهید اخلاقی با توجه به اینکه تحصیل کرده دانشگاه بود در قبل از انقلاب البته تا مقطع کاردانی بیشتر نخواند. آموزشی عالی خود سمنان که آن زمان به اسم تکنولوژی معروف بود محل تحصیل ایشان بود. از فعالیت های ایشان حضور خیلی فعالی در بر نامه های انقلاب اسلامی بود و اطلاعات مختلف را در اختیار مسئولین جنگ قرار می دادند تا اینکه مسئولین جنگ بتوانند تصمیم گیری کنند. درعملیات گیلان غرب از برکت شناسایی های این عزیزان عملیاتی شد که قله ی چرمیان به دست سپاه اسلام افتاد و همچنین تنگه حاجیان که از لحاظ استراتژیک بسیار تنگه مهمی بود. این تنگه متصل بود به سر پل ذهاب و این مسیر مسدود شده بود. از ابتدای شروع جنگ مدتی گذشته بود و منطقه به دست عراق مسدود شده بود و هیچگونه ترددی صورت نمی گرفت. با همت و تلاش این دوستان که شناسایی دقیقی از دشمن به دست آوردند ،عملیات بسیار جالبی شد و منطقه توسط سربازان امام زمان و نیروهای مخلص بسیجی و سپاهی و ارتشی آزاد شد و به دست نیروهای اسلام افتاد و آن منطقه استراتژیک آزاد شد.
شهید اخلاقی همانند دیگر شهدای ما به نماز های اول وقت و به نماز جمعه و جماعت تاکید داشت. حتی اگر ما روزهایی را مرخصی بودیم مثلا در اندیمشک بودیم یا دزفول یا اهواز، ایشان تاکید داشتند که ما به نماز جمعه برویم و به نماز اول وقت بسیار تاکید داشتند .ایشان روح بسیار بلندی داشتند . در جمع بسیجی ها اگر از قبل شهید اخلاقی را نمی شناختی نمی شد تشخیص داد که ایشان فرمانده است یا بسیجی. چون ایشان با بچه ها بود و خدای نا کرده اهل تجمل طلبی و منیت اصلا نبود. یعنی واقعا یک نیروی خاکی و پر تلاش و پرتحرک و دوست داشتنی و زبانزد اکثر بچه ها یی بود که در سمنان و زنجان و آنهایی که ایشان را می شناختند، بود. ایشان توجه زیادی به نماز های مستحبی و دعاها داشتند و معتقد بود که این مسائل معنوی انسان است که باعث پیروزی و موفقیت ها در جنگ می شود. این بود که ایشان توجه خاصی داشت. در گردانهایی که تحت امر ایشان بودند در مقاطعی که فرماندهی گردان را به عهده داشتند ، بسیار تاکید داشت که مراسم عبادی ،دعای توسل ،زیارت عاشورا ،دعای کمیل و مانند اینها بر گزار شود و من یادم نمی رود که وقتی مراجعه می کردی در یک اتاق می دیدی که یا توی سنگری که برادران بودند می دیدی که از از 10- 15 تا از آنها 10 -12 تا از آنها دارند نماز شب می خوانند و شهید اخلاقی هم بین این جماعت بود . عجیب تاکید داشت روی مسائل عبادی و مسائل معنوی و بسیار هم کار می کرد روی این مسائل .
ایشان روح بلندی داشت در مسائل جنگ ،تا اینکه چند روزی که بعد از پذیرفتن قطعنامه که عملیات مرصاد پیش آمد و منافقین حمله کردند، ایشان در آن زمان بسیار در فکر بودند و با اینکه ایشان اهل شوخی بود دائما توی فکر بود و البته چون تصمیم ،تصمیم ولایت بود منشاءولایت پذیرفته بودند آن را، ایشان هم می گفت که ما تابع هستیم. ولی من می دیدم که ایشان بسیار غمناک است و انگار که ایشان را در قفس کرده باشند. به همان صورت بود که ایشان به آرزوی دیرینه خودشان رسیدند و من امید وارم که خداوند ما را از رهروان راه این شهدا قرار دهد و ما را از شفاعت آنها محروم نکند و امید وارم و همه امید ما به این است که چند وقتی را که با این عزیزان بودیم گر چه اعتقاد به این داریم که ما واقعا خودمان مشکل داشتیم و از جهت روحی و معنوی مشکل داشتیم که مانده ایم و امید وارم که از ادامه دهندگان راه این عزیزان باشیم.
*سید اسماعیل سیادت:
از سال 59 13با شهید اخلاقی آشنا شدم از ابتدای ورودم به سپاه و از اینکه با شروع جنگ تحمیلی با اعزامی که به منطقه عملیاتی گیلان غرب شدیم و در خدمت شهید اخلاقی و دیگر دوستان بودیم. از آنجا با شهید اخلاقی آشنا شدم و شهید محب شاهدین ، که بعد ها به درجه رفیع شهادت نائل آمدند .اینها واقعا افق بسیار بالایی را می دیدند . با آن شناخت و دیدگاه و بینشی که داشتند. لذا ایشان به این اکتفا نمی کرد که فقط در یک خط ،پدافندی و یا اینکه در یک مدت سه ماهی برویم ماموریت و در خط پدافندی باشیم و یک عملیاتی را انجام دهیم . اینها یک گروه شناسایی در شهرستان گیلان غرب به فرماندهی شهید الله کرم برادرسردار شهید الله کرم تشکیل داده بودند. اینها خودشان را به آن گروه رساندند و سازماندهی شدند و به عقبه های دشمن می رفتند و برای شنا سایی استعدادهای دشمن و اینکه عقبه دشمن چه خبر است و نیرو و استعداد دشمن به چه اندازه است .برای شناسایی می رفتند و گویا یک بار تا خانقین عراق هم پیش روی کرده بودند و بر گشته بودند و اطلاعات دقیقی را از استعداد دشمن و اینکه دشمن تحرکاتش در این منطقه وسیع در کدام نقطه بیشتر است و در کدام نقطه کمتر و در کدام نقطه ما می توانیم به دشمن ضربه وارد کنیم .
انالله وانا الیه راجعون با سلام و درود به آقا امام زمان و نایب برحقش امام خمینی و قائم مقام رهبری آیت الله منتظری. خدایا تو خود شاهد بودی که فقط برای رضای تو و دفاع از اسلام، جبهه رفته ام. از تمام دوستان و آشنایان می خواهم گوش به فرمان امام امت باشند. از پدر و مادر و برادران و خواهران و دوستان و همچنین از همسرم می خواهم که اگر از اینجانب بدی دیده اند مرا ببخشند و از همسرم می خواهم که از فرزندانم خوب مواظبت کند و آنها را خوب تربیت کند. مدت ده سال روزه و پنج سال نماز برای اینجانب بگیرید، مقدار پولی که از برادرم، احمدآقا، طلب دارم، هر موقع در توان ایشان بود به همسرم بپردازد. برای نماز و روزه ام یا ماشین اینجانب را بفروشید، یا اینکه احمدآقا اگر توانست پول تهیه کند، بدهید و بدهکاری که دارم در دفتر نوشته شده که همسرم در جریان می باشد. در آخر از خداوند متعال خواستارم که گناهانم را ببخشد.
« والسلام »
محمود اخلاقی 66/ 9/ 27<ref>[http://http://www.3000shahid.ir/martyr/bio/128 منبع سايت ستاد کنگره بزرگداشت سه هزار شهيد استان سمنان]</ref>
66/ 9/ 27<ref>[http://%20http://www.3000shahid.ir/martyr/bio/128 منبع سايت ستاد کنگره بزرگداشت سه هزار شهيد استان سمنان]</ref>
==پانویس==
<references/>
دیوانسالار، مدیر، uploader
۵٬۰۸۰
ویرایش