ویرایش‌ها

شهید مهدی بداغی

۱۴ بایت حذف‌شده، ‏۷ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۱۷
/* وصیت نامه */
==وصیت نامه==
بسم الله الرحمن الرحیم بسم رب الشهداء و الصدیقین با عرض سلام و درود خدمت آقا امام زمان ( عج) و نایب برحقش حضرت امام امت پیر جماران و با عرض سلام و درود خدمت شما خانواده های شهیدپرور و شما خانوادة عزیز و گرامی ام. امیدوارم که خداوند تا همۀ ما را نیامرزیده از این دنیا مبرد . بارالها ، تو خود می دانی که از چندی پیش تا به حال وقت نماز با خود و مهر نمازم هر دو تو را می خوانیم . خدایا، پروردگارا ، دیگر مادیات در نظرم جلوه نمی کند، فقط عاشق تو شده ام. بارالها ، برای اولین با ر به کربلای ایران رفته ام. هم اکنون که این چند سطر را به عنوان وصیت نامه می نویسم از گناهانم سخت خجل و پریشانم که آیا پروردگارا مرا می بخشی تا روز قیامت جوابی برای کفار داشته باشم، که اگر به من گفتند که ما کفاریم و اهل دوزخ چرا تو که خود ر ا مسلمان و شیعه می دانستی، هم اکنون اینجایی ، جوابی داشته باشم . پروردگارا، دروس نظامی آموخته ام تا با دشمنانت به جنگ برخیزم . بارالها، مرا که خجل از گناهانم هستم دل شکسته تنها و بنده ای گناهکار که جانش ارزشی ندارد را ببخش و از اهل بهشت قرار بده . پروردگارا، مرا هنگام رفتن از این دنیا آسان و با ذکر خود لیاقت بده تا این دنیا را ترک گویم و در لحظات آخر مرا با یاد خود جلوه و جلال بده و در آخرت از شفیعان قرار بده. پروردگارا، دوست دارم آزاد از قید و بندها در غروب آفتاب بر بلندی کوهی بنشینم و فرو رفتن خورشید را در دریای وجود مشاهده کنم و همۀ حیات خود را بدین زیبایی خدایی تو رب بزرگ بسپارم . خدایا، تو می دانی که در وجودم با مهر تو سرشته شده است . از لحظه ای که به دنیا آمدم نام تو را در گوشم خوانده اند و یاد تو را بر قلبم گره زده اند. تو می دانی که در عمرم ، تا جایی که لیاقت داشته ام، هیچ گاه تو را فراموش نکرده ام. خدایا، من کوچکم، ضعیفم، ناچیزم، پر کاهی در مقابل طوفان حوادثم . به من دیده ای عبرت بین ده تا ناچیزی خود را ببینم و عظمت و جلال تو را به راستی و درستی تسبیح نمایم. خوش دارمکوله بار هستی خود را، که از غم و اندوه انباشته است ، بر دوش بگیرم و عصازنان به سوی سرای عدم رهسپار شوم . خوش دارم از همه چیز و از همه کس ببرّم و جز خدا همراهی نداشته باشم . خوش دارم که رواندازم آسمان و زیراندازم زمین باشد و از همۀ زندگی و تعلقات آن آزاد گردم. گر درد نبودی به چه پرورده شدی جان یاد تو نمی بود چه می کردی دل ما خدایا، لیاقت بسیجی شدن را تو به من عنای ت فرمودی . خدایا ، استقامت در مقابل سختی ها را تو به من آموختی و یاد دادی ، پس گناهانم را ببخش و مرا لیاقت شهادت در وقت موت [ عطا] بفرما. و در آخر پیامی برای خانوادة عزیزم دارم : سروران عزیزتر از جانم، مرا حلال نمایید و این حقیر را به خاطر نادانی اگر خطایی کرده ام، ببخشید. زیرا که شما بزرگید و من گناهکار و ناچیز و از بابا و مامان و منصوره و محسن و محمود و حمید تک تک معذرت می خواهم. در برابر خطاهای خودم و همچنین از کلیۀ کسانی که مرا می شناسند اگر خطایی از من دیده اند، مرا عفو نمایند و برایم حلالیت بطلبند و پیامم برای کسانی که خود را بی توجه کرده اند: به حساب خود برسید قبل از آنکه به حسابتان برسند و یا در این دنیا ملت و خشم ملت شما را دربر گیرد یا خیال نکنید که این روزگار فقط بقیه سهم دارند که به جبهه بیایند یا ما را به زور به جبهه آورده اند، چون من شنیده ام که می گویند مسئولین به زور مردم را روانۀ جبهه می کنند. در ثانی هرکس وظیفه شرعی و وجدانی اش این است که از شرف و دین خود و وطن خود دفاع کند و پیامم برای امت شهیدپرور این است تا که امام را دارید ، هیچ چیز کم ندارید و فعلاً هم اگر چیزی داریم همه از عنایات خداوند و رهبری امام گونه ایشان است. بارالها، به جبهه آمدم تا تکلیفی را که بر دوشم سنگینی می کرد، اداء نمایم که انشاءالله مورد قبول احدیت و خدایی تو می باشد. البته خدایا تو می دانی که برای رضای تو به جبهه آمدم نه برای ریا ولی باز اگر خدای نکرده خطا و اشتباهی از روی نادانی کرده ام، خدایا مرا ببخش و باز هم از کلیۀ کسانی که حقی بر گردن من دارند یا خطایی از من دیده یا حققصاص داشته اند مرا ببخشند. در آخر از خانوادة عزیزم تقاضای بخشش دارم و مبلغ 10.000 ریال ( معادل 1000 تومان) برایم صدقه بدهید. ] وصیت نامه ای دیگر[ بسم الله الرحمن الرحیم « و ما لکم لا تقاتلون فی سبیل الله والمستضعفین من الرجال والنساء والولدان الذین یقولون ربنا اخرجنا من هذه القریه الظالم اهلها واجعل لنا من لدنک ولیاً واجعل لنا من لدنک نصیراً » پس از حمد و نیایش به درگاه لایزال معبود بی همتا خداوند و [...] حضرت [...] درود بر اهل بیت عصمت و طهارت و سلام بر منجی عالم بشریت حضرت صاحب الزمان (عج) و نایب [...] حضرت امام و درود به روان پاک شهدای به خون غلطیده کربلاهای ایران و درود بر پدر [ و] مادرهایی که فرزندان خود و میوه های دل های پرمحبت شان را برای حفظ اسلام فدا می کنند. باید به حضورتان برسانم که امروز صحنۀ [...] نبرد حق علیه باطل احتیاج به خون دارد تا نهال اسلام رشد کند . همان طور که صدر اسلام با خون افرادی چون عمار یاسر و سمیه و [...]به دست عمال منافق به شهادت رسیده و ما همچنان ادامه داشته و حال هم وظیفه و انسانی و وجدانی هر [...] خداپرست می باشد که اسلحه بردارد [...] و به دفاع از [...] اسلام و قر آن [...] عمل نماید و اگر صبر کنید ، فردا خجل و پریشان و شرمنده از کردار خویش هستید و من این حقیر هم که چون به جبهه آمدم به خاطر این بود که بر دوشم سنگینی می کرد و اگر خدا قبول نماید ، این وظیفه را ادا نمودم و باز این هم به خاطر این است که در اسلام یا باید طبق قوانین شرع یا [...] بود یا از مجتهد طراز اول ، که دارای شرایط خاص باشد ، تقلید نمود که امام امت هم چنین شخصی می باشد و سخنی با خانوادة گرامی خود دارم : پدر و مادرم، خواهر و برادران، سروران گرامی و ارجمند ، شما نور چشمان من هستید و مخصوصاً شما پدر و مادرم . پدر جان مرا حلال نمایید [...] رفتارم از روی نادانی و غرور بی جای من باعث رنجش شما شد . پدر جان ، امروز همگی تکلیفی دارند. من طبق تکلیفم عمل کردم ولی همان طور که گفتم رفتارم اگر شما را ناراحت کرده و یا از عملی در قبل از من رنجیده اید، مرا حلال نمایید که من کوچکم و شما بزرگ و اما زندگی نمودی و فرزندت را با ای مادر، ای شیرزن روزگار، ای کسی که زینب وار، جد خود ، روسفید رضایت قلب به جبهه فرستادی ، روز قیامت در پیش امام حسین محشور خواهی شد و لباس فخر بر تن خواهی نمود زیرا که تو لایقی و وظیف هات را انجام دادی. مرا اگر خطایی سرزده تقاصر زیادی بوده ، شما سرور گرامی چشیده اید و رنج برده اید، [...] ندارید بر گردن ما . نمی گویم در نبود جسمم در خانه گریه ننمایی مرا [...] کرده اید و من هم دارید ولی تا می توانید جلو [ ی] افراد [...] بگویید تا خیال نکنند آن [...] که از ر اه درست آید که آنها را خوشحال [ کنید] خدای ناکرده و شهدا ناراحت گردند . [...] راه ما راه حق و باقی هم [...] . برادران و خواهر گرامی ، شما نور چشمان را به تقوی در کارهایتان سفارش می کنم و هر چند که خود عمل نکردم ولی به شما سفارش داستانی را تا منافق دانشگاه ها را نگیرند . در کنار جبهه درستان [ را] هم بخوانید . کمک به جبهه [...] چون به فرمودة امام جبهه [ از] اهم واجبات است . و از نماز هم [...] برادرانم محسن در جبهه و محمود و [...] هم [...] در آینده با اسرائیل غاصب به جنگ رفته و از اسلام دفاع می کنند. اما ای امت [...] که امام را تنها نگذارید و مواظب ضدانقلاب باشید که نکند با کارهایی از قبیل شایعه و ناامن کردن جو خواسته باشند نهال [...] را بخشکانند . ضمناً اگر کسی از تمام امت شهیدپرور که مرا می شناخته اند، چنانچه از من رنجیده و ناراحتند ، مرا عفو نمایند که واقعاً من [...] می خواهم. در ضمن وصیت نامه را حتی الامکان تا جای امکان، در همه جا، در مزار و غیره و مدرسه و هر جایی که شد بخوانید که کسانی ]اگر[ حقی بر گردن من دارند [...] و سؤال کنید چگونه آدمی بوده ام تا با گفتن حرف های حتی از روی زبان هم که شده چون افراد مؤمنی نبوده اند خداوند مرا ببخشد . در خاتمه می خواهم و از کلیه افرادی که مرا می شناسند و ( هر کس زیر تابوت من آمد اگر جنازه داشتم) و دست به تابوت من زد ، یک روز روزه و یک روز نمازهای یومیه را برایم بخوانید روزها هم که باز شده [...] اعمال به این حقیر بگذرد. [...] من و سروران عزیز باز هم سفارش می کنم اگرچه [...] است که بگویم در نبود [...] که چیزی از خاک است و باید بالاخره به خاک برگردد . [ با ] ناراحتی خیلی زیاد [...] خودتان را آزرده کنید و سفارش می کنم به برادران و خواهرم که تا می توانید به پدر و مادری که در آخرت انشاءالله با هم به پیش امامان و پیغمبران محشور خواهند شد پرستاری و مراقبت کنید و برای من هم دعا کنید و راهم را ادامه دهید . در ضمن مبلغ 1000 ریال تمام نذر حضرت رضا (ع) و مبلغ 5000 ریال ( پانصد تومان ) به صندوق امام حسن (ع) و 10000 ریال هم بابت صدقه و چیزهای دیگر به صندوق صدقات بپردازید . التماس دعا. قبل از عملیات به تاریخ 1/12/1365 ساعت 11 شب پادگان تیپ [...] این وصیت نامه نوشته شده. الحقیر، عبد عاصی، فرزند و برادر کوچک و دوست فقیرتان، اگر قبول بفرمایید. مهدی بداغی<ref>[http://%20http://www.3000shahid.ir/martyr/bio/2874 سایت شهدای سمنان]</ref>  بسم الله الرحمن الرحیم بسم رب الشهداء و الصدیقین با عرض سلام و درود خدمت آقا امام زمان ( عج) و نایب برحقش حضرت امام امت پیر جماران و با عرض سلام و درود خدمت شما خانواده های شهیدپرور و شما خانوادة عزیز و گرامی ام. امیدوارم که خداوند تا همۀ ما را نیامرزیده از این دنیا مبرد . بارالها ، تو خود می دانی که از چندی پیش تا به حال وقت نماز با خود و مهر نمازم هر دو تو را می خوانیم . خدایا، پروردگارا ، دیگر مادیات در نظرم جلوه نمی کند، فقط عاشق تو شده ام. بارالها ، برای اولین با ر به کربلای ایران رفته ام. هم اکنون که این چند سطر را به عنوان وصیت نامه می نویسم از گناهانم سخت خجل و پریشانم که آیا پروردگارا مرا می بخشی تا روز قیامت جوابی برای کفار داشته باشم، که اگر به من گفتند که ما کفاریم و اهل دوزخ چرا تو که خود ر ا مسلمان و شیعه می دانستی، هم اکنون اینجایی ، جوابی داشته باشم . پروردگارا، دروس نظامی آموخته ام تا با دشمنانت به جنگ برخیزم . بارالها، مرا که خجل از گناهانم هستم دل شکسته تنها و بنده ای گناهکار که جانش ارزشی ندارد را ببخش و از اهل بهشت قرار بده . پروردگارا، مرا هنگام رفتن از این دنیا آسان و با ذکر خود لیاقت بده تا این دنیا را ترک گویم و در لحظات آخر مرا با یاد خود جلوه و جلال بده و در آخرت از شفیعان قرار بده. پروردگارا، دوست دارم آزاد از قید و بندها در غروب آفتاب بر بلندی کوهی بنشینم و فرو رفتن خورشید را در دریای وجود مشاهده کنم و همۀ حیات خود را بدین زیبایی خدایی تو رب بزرگ بسپارم . خدایا، تو می دانی که در وجودم با مهر تو سرشته شده است . از لحظه ای که به دنیا آمدم نام تو را در گوشم خوانده اند و یاد تو را بر قلبم گره زده اند. تو می دانی که در عمرم ، تا جایی که لیاقت داشته ام، هیچ گاه تو را فراموش نکرده ام. خدایا، من کوچکم، ضعیفم، ناچیزم، پر کاهی در مقابل طوفان حوادثم . به من دیده ای عبرت بین ده تا ناچیزی خود را ببینم و عظمت و جلال تو را به راستی و درستی تسبیح نمایم. خوش دارمکوله بار هستی خود را، که از غم و اندوه انباشته است ، بر دوش بگیرم و عصازنان به سوی سرای عدم رهسپار شوم . خوش دارم از همه چیز و از همه کس ببرّم و جز خدا همراهی نداشته باشم . خوش دارم که رواندازم آسمان و زیراندازم زمین باشد و از همۀ زندگی و تعلقات آن آزاد گردم. گر درد نبودی به چه پرورده شدی جان یاد تو نمی بود چه می کردی دل ما خدایا، لیاقت بسیجی شدن را تو به من عنای ت فرمودی . خدایا ، استقامت در مقابل سختی ها را تو به من آموختی و یاد دادی ، پس گناهانم را ببخش و مرا لیاقت شهادت در وقت موت [ عطا] بفرما. و در آخر پیامی برای خانوادة عزیزم دارم : سروران عزیزتر از جانم، مرا حلال نمایید و این حقیر را به خاطر نادانی اگر خطایی کرده ام، ببخشید. زیرا که شما بزرگید و من گناهکار و ناچیز و از بابا و مامان و منصوره و محسن و محمود و حمید تک تک معذرت می خواهم. در برابر خطاهای خودم و همچنین از کلیۀ کسانی که مرا می شناسند اگر خطایی از من دیده اند، مرا عفو نمایند و برایم حلالیت بطلبند و پیامم برای کسانی که خود را بی توجه کرده اند: به حساب خود برسید قبل از آنکه به حسابتان برسند و یا در این دنیا ملت و خشم ملت شما را دربر گیرد یا خیال نکنید که این روزگار فقط بقیه سهم دارند که به جبهه بیایند یا ما را به زور به جبهه آورده اند، چون من شنیده ام که می گویند مسئولین به زور مردم را روانۀ جبهه می کنند. در ثانی هرکس وظیفه شرعی و وجدانی اش این است که از شرف و دین خود و وطن خود دفاع کند و پیامم برای امت شهیدپرور این است تا که امام را دارید ، هیچ چیز کم ندارید و فعلاً هم اگر چیزی داریم همه از عنایات خداوند و رهبری امام گونه ایشان است. بارالها، به جبهه آمدم تا تکلیفی را که بر دوشم سنگینی می کرد، اداء نمایم که انشاءالله مورد قبول احدیت و خدایی تو می باشد. البته خدایا تو می دانی که برای رضای تو به جبهه آمدم نه برای ریا ولی باز اگر خدای نکرده خطا و اشتباهی از روی نادانی کرده ام، خدایا مرا ببخش و باز هم از کلیۀ کسانی که حقی بر گردن من دارند یا خطایی از من دیده یا حققصاص داشته اند مرا ببخشند. در آخر از خانوادة عزیزم تقاضای بخشش دارم و مبلغ 10.000 ریال ( معادل 1000 تومان) برایم صدقه بدهید. ] وصیت نامه ای دیگر[ بسم الله الرحمن الرحیم « و ما لکم لا تقاتلون فی سبیل الله والمستضعفین من الرجال والنساء والولدان الذین یقولون ربنا اخرجنا من هذه القریه الظالم اهلها واجعل لنا من لدنک ولیاً واجعل لنا من لدنک نصیراً » پس از حمد و نیایش به درگاه لایزال معبود بی همتا خداوند و [...] حضرت [...] درود بر اهل بیت عصمت و طهارت و سلام بر منجی عالم بشریت حضرت صاحب الزمان (عج) و نایب [...] حضرت امام و درود به روان پاک شهدای به خون غلطیده کربلاهای ایران و درود بر پدر [ و] مادرهایی که فرزندان خود و میوه های دل های پرمحبت شان را برای حفظ اسلام فدا می کنند. باید به حضورتان برسانم که امروز صحنۀ [...] نبرد حق علیه باطل احتیاج به خون دارد تا نهال اسلام رشد کند . همان طور که صدر اسلام با خون افرادی چون عمار یاسر و سمیه و [...]به دست عمال منافق به شهادت رسیده و ما همچنان ادامه داشته و حال هم وظیفه و انسانی و وجدانی هر [...] خداپرست می باشد که اسلحه بردارد [...] و به دفاع از [...] اسلام و قر آن [...] عمل نماید و اگر صبر کنید ، فردا خجل و پریشان و شرمنده از کردار خویش هستید و من این حقیر هم که چون به جبهه آمدم به خاطر این بود که بر دوشم سنگینی می کرد و اگر خدا قبول نماید ، این وظیفه را ادا نمودم و باز این هم به خاطر این است که در اسلام یا باید طبق قوانین شرع یا [...] بود یا از مجتهد طراز اول ، که دارای شرایط خاص باشد ، تقلید نمود که امام امت هم چنین شخصی می باشد و سخنی با خانوادة گرامی خود دارم : پدر و مادرم، خواهر و برادران، سروران گرامی و ارجمند ، شما نور چشمان من هستید و مخصوصاً شما پدر و مادرم . پدر جان مرا حلال نمایید [...] رفتارم از روی نادانی و غرور بی جای من باعث رنجش شما شد . پدر جان ، امروز همگی تکلیفی دارند. من طبق تکلیفم عمل کردم ولی همان طور که گفتم رفتارم اگر شما را ناراحت کرده و یا از عملی در قبل از من رنجیده اید، مرا حلال نمایید که من کوچکم و شما بزرگ و اما زندگی نمودی و فرزندت را با ای مادر، ای شیرزن روزگار، ای کسی که زینب وار، جد خود ، روسفید رضایت قلب به جبهه فرستادی ، روز قیامت در پیش امام حسین محشور خواهی شد و لباس فخر بر تن خواهی نمود زیرا که تو لایقی و وظیف هات را انجام دادی. مرا اگر خطایی سرزده تقاصر زیادی بوده ، شما سرور گرامی چشیده اید و رنج برده اید، [...] ندارید بر گردن ما . نمی گویم در نبود جسمم در خانه گریه ننمایی مرا [...] کرده اید و من هم دارید ولی تا می توانید جلو [ ی] افراد [...] بگویید تا خیال نکنند آن [...] که از ر اه درست آید که آنها را خوشحال [ کنید] خدای ناکرده و شهدا ناراحت گردند . [...] راه ما راه حق و باقی هم [...] . برادران و خواهر گرامی ، شما نور چشمان را به تقوی در کارهایتان سفارش می کنم و هر چند که خود عمل نکردم ولی به شما سفارش داستانی را تا منافق دانشگاه ها را نگیرند . در کنار جبهه درستان [ را] هم بخوانید . کمک به جبهه [...] چون به فرمودة امام جبهه [ از] اهم واجبات است . و از نماز هم [...] برادرانم محسن در جبهه و محمود و [...] هم [...] در آینده با اسرائیل غاصب به جنگ رفته و از اسلام دفاع می کنند. اما ای امت [...] که امام را تنها نگذارید و مواظب ضدانقلاب باشید که نکند با کارهایی از قبیل شایعه و ناامن کردن جو خواسته باشند نهال [...] را بخشکانند . ضمناً اگر کسی از تمام امت شهیدپرور که مرا می شناخته اند، چنانچه از من رنجیده و ناراحتند ، مرا عفو نمایند که واقعاً من [...] می خواهم. در ضمن وصیت نامه را حتی الامکان تا جای امکان، در همه جا، در مزار و غیره و مدرسه و هر جایی که شد بخوانید که کسانی ]اگر[ حقی بر گردن من دارند [...] و سؤال کنید چگونه آدمی بوده ام تا با گفتن حرف های حتی از روی زبان هم که شده چون افراد مؤمنی نبوده اند خداوند مرا ببخشد . در خاتمه می خواهم و از کلیه افرادی که مرا می شناسند و ( هر کس زیر تابوت من آمد اگر جنازه داشتم) و دست به تابوت من زد ، یک روز روزه و یک روز نمازهای یومیه را برایم بخوانید روزها هم که باز شده [...] اعمال به این حقیر بگذرد. [...] من و سروران عزیز باز هم سفارش می کنم اگرچه [...] است که بگویم در نبود [...] که چیزی از خاک است و باید بالاخره به خاک برگردد . [ با ] ناراحتی خیلی زیاد [...] خودتان را آزرده کنید و سفارش می کنم به برادران و خواهرم که تا می توانید به پدر و مادری که در آخرت انشاءالله با هم به پیش امامان و پیغمبران محشور خواهند شد پرستاری و مراقبت کنید و برای من هم دعا کنید و راهم را ادامه دهید . در ضمن مبلغ 1000 ریال تمام نذر حضرت رضا (ع) و مبلغ 5000 ریال ( پانصد تومان ) به صندوق امام حسن (ع) و 10000 ریال هم بابت صدقه و چیزهای دیگر به صندوق صدقات بپردازید . التماس دعا. قبل از عملیات به تاریخ 1/12/1365 ساعت 11 شب پادگان تیپ [...] این وصیت نامه نوشته شده. الحقیر، عبد عاصی، فرزند و برادر کوچک و دوست فقیرتان، اگر قبول بفرمایید. مهدی بداغی<ref>[http://www.3000shahid.ir/martyr/bio/2874 سایت شهدای سمنان]</ref>
==پانویس==
<references />
دیوانسالار، مدیر، uploader
۵٬۰۸۰
ویرایش