ویرایشها
سرانجام در نماز جماعت عيد فطر سال 1356 كه در شرايط خفقان آور دهشت باري با توصيه مجاهد شهيد سلامت بخش در پشت بام ستاد فرماندهي و اطلاعات پادگان به امامت تقاضي برگزار و با استقبال و شور و شعف زايد الوصفي از انبوه سربازان واقع شد، موجبات نارضايتي و خشم بي حد و حصر سروان خسروي را تدارك و سرانجام با مشاركت سرهنگ محسن سياح فرمانده پليد گروهان وقت، مرا مورد آزار و اذيت انتقام جويانه اي قرار داده و عرصه را چنان بر من مسئور نمودند که فرار کرديم.
آنان اين موضوع را مستمسكي در توجيه اهداف شوم شيطاني خويش قرار داده و مرا با ايراد اتهام شب نامه نويسی اعلاميه ماركسيت اسلامي با شهادت كذب جمعي از عمال سنگين خودفروخته خويش به دادگاه نظامي و ساواك منحله هدايت و در آنجا چون به غير از الطاف خداوند و آينده اي سرگردان اميدي نداشتم مشيت الهي در آن موقعيت حساس از آستين شهيد كبريایي فرشته نجات بيرون آمده و به عنوان مدافعي نستوه با پشتكار خارق العاده اي پس از مدت دو ماه و اندي از مراحل و تشريفات دادرسي، توطئه شيطاني آنان را نقش بر آب ساخته و با عوامل خود ضمن تحصيل نظر مساعد آنان در مورد من، مرا از آن موقعيت هراسناك و آينده سرگردان رهايي بخشيد به طوري كه حيات خود را مرهون تلاش و مساعي جميله آن شهيد عزيز دانسته، از خداوند متعال مسئلت نموده كه وجود شريفش را در علو درجات اعلا عليين خود محشور بدارد.