ویرایش‌ها

پرش به: ناوبری، جستجو

شهید پرویز ایمانی

۱٬۵۷۸ بایت اضافه‌شده، ‏۱۴ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۲۲
rId5{{جعبه اطلاعات افراد نظامی |نام فرد = پرویز ایمانی|تصویر = 993.jpg|توضیح تصویر = |ملیت = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانی|شهرت = |دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]]|تولد = سواد کوه، روستای ممشی [[زادروزهای1345]] |شهادت = ایران، خوزستان، شلمچه [[الگو:شهدای 19 تیر |1367/04/19/]] |وفات = |مرگ = |محل شهادت = [[ایران]] |محل دفن = گلزار شهداى عبدالحسن زيرآب سوادكوه|مفقود = |جانباز = |اسارت = |نیرو = |یگانهای خدمت = |طول خدمت = |درجه = |سمت‌ها = جانشین فرمانده گردان تخریب لشکر 22 کربلا|جنگ‌‌ها = |نشان‌های لیاقت = |عملیات‌ = کربلای 6 ، والفجر 10، بیت المقدس 7|فعالیت‌ها = تک تیرانداز، آر پی جی زن، مربی واحد تخریب|تحصیلات = فوق دیپلم نظامی|تخصص‌ها = |شغل = |خانواده = }}
==زندگینامه==
پرويز (كميل) ايمانى از مادرى به نام صغرى ايمانى در سال 1345 در روستاى ممشى از توابع شهرستان سوادكوه استان مازندران به دنيا آمد. پدر او (ابراهيم) در شركت ذغال سنگ البرز كار می کرد و در كنار آن به كشاورزى و دامدارى نيز اشتغال داشت. پرويز پس از پشت ‏سرگذاشتن دوران طفوليت، در سال 1353 تحصيلات ابتدايى را در مدرسه روستاى ممشى (شهيد شيخ فضل ‏اللَّه نورى) آغاز كرد و سه سال اول تحصيلى را در آن گذراند. با جابه جايى خانواده به روستاى بالا زير آب شهرستان سوادكوه سال چهارم و پنجم ابتدايى را در دبستان آن روستا پشت سرگذاشت. او به فوتبال علاقه بسيار داشت و فردى ساكت، آرام و دوست داشتنى بود. از دوران ابتدايى به حضور در مسجد و شركت در جلسات مذهبى و پرچمدارى روز عاشورا گرايش يافت. براى گذراندن دوره راهنمايى به مدرسه راهنمايى اميد زير آب وارد شد و در كنار تحصيل در امور كشاورزى و دامدارى به پدرش كمك می کرد. پرويز به خاطر وضعيت تحصيلى عالى خود هميشه مورد تحسين و تشويق معلمين قرار می گرفت. با شروع نهضت اسلامى مردم ايران در سال 1357، پرويز كه نوجوانى بيش نبود با پخش اعلاميه، شعارنويسى ديوارى و شركت در تظاهرات فعاليتهاى انقلابى خود را آغاز كرد. به تدريج تحول روحى خاصى در او پيدا شد و در راه انقلاب اسلامى از هيچ كوشش و تلاشى دريغ نداشت. پس از پيروزى انقلاب اسلامى در پايگاه بسيج محل حضور مى ‏يافت و حتى بسيارى از شبها تا صبح به نگهبانى و پاسدارى مشغول مى ‏شد. دوره متوسطه را در دبيرستان آية اللَّه كاشانى شهرستان سوادكوه آغاز كرد و مسافت 5 كيلومترى بين روستاى زير آب تا سوادكوه را هر روز طى می کرد. كميل با وجود كم‏ حرفى، بسيار معاشرتى و اجتماعى بود و جاذبه بسيار داشت. دوستان و آشنايان را به امر به معروف و نهى از منكر سفارش می کرد. او هميشه خود را در غم و شادى و مشكلات ديگران شريك می دانست. عشق وعلاقه بسيارى به اباعبداللَّه‏الحسيناباعبداللَّه ‏الحسين(ع) داشت و سخنان آن امام و ائمه ديگر را نور و روشنايى قلب می دانست.
با شروع جنگ تحميلى عراق عليه ايران ايمانى در سال سوم دبيرستان مشغول تحصيل بود كه در سال 1360 ترجيح داد درس را رها كند و عازم جبهه شود. از آن سال به بعد به طور مداوم از طرف بسيج سوادكوه در جبهه ها و مناطق عملياتى حضور مى ‏يافت. كميل با كسب آموزشهاى نظامى از 21 ارديبهشت تا 25 مرداد 1362 به عنوان تك تيرانداز و از 25 شهريور همان سال به مدت سه ماه به عنوان كمك آر.پى.جى ‏زن در مناطق عملياتى حضور يافت. در همين دوره و در تاريخ 17 مهر 1362 در اردوگاه كامياران بر اثر اصابت تير به پايش مجروح شد . در 26 آذر 1362 به عضويت رسمى سپاه پاسداران انقلاب درآمد و در مراسمى به اتفاق سى نفر ديگر از رزمندگان عضو لشكر 25 كربلا از دست محسن رضايى فرمانده كل سپاه پاسداران انقلاب اسلامى لباس سپاهى را دريافت و به تن كرد. از همان زمان به عنوان مربى و مسئول واحد تخريب در گردان تخريب لشكر 25 كربلا مشغول به كار شد. در سال 1363 براى گذراندن دوره آموزش تخصصى فرماندهى در سپاه يكم ثاراللَّه روانه تهران شد. بعد از گذراندن اين دوره آموزشى با مدرك فوق ديپلم نظامى در سمت جانشين فرمانده گردان تخريب‏22 در عمليات بدر حضور يافت. در اوايل سال 1364 درپى توصيه پدر و مادر و تشويق و اقدام يكى از همرزمانش به نام پور احمد على با خانم زينب برارى در مراسمى بسيار ساده و مذهبى ازدواج كرد. به هنگام ازدواج لباس فرم سپاه را بر تن داشت.ايمانى همواره سعى می کرد خود را به تجملات زندگى، مقام و منصب گرفتار نكند و می کوشيد به تكليف الهى عمل نمايد.
۱۰۴
ویرایش