خرم پس از مدتی به روستا باز می گردد و در سال 1360 با دختری نجیب که مادرش برای او در نظر گرفته بود ازدواج می کند مراسم ازدواج آنها بسیار ساده برگزار می شود و آنها در خانه ی پدری خرم ساکن می شوند.
پس از اینکه زمان انجام خدمت مقدس سربازی اش فرا می رسد با علاقه و اشتیاق آماده ی رفتن به جبهه می شود چرا که پیرو فرمان رهبر خویش دفاع از خاک میهن اسلامی را وظیفه شرعی خود می داند.
خرم پس از گذراندن دوره آموزشی توسط ارتش جمهوری اسلامی ایران لشگر 16زرهی قزوین به عنوان سرباز وظیفه عازم مناطق جنوبی کشور می شود. او در تمام مدت حضور در جبهه دلاورانه سعی در کوتاه کردن دست تجاوز دشمن بعثی داشت و هرگز سختیهای این کار خسته نمی شد. سرانجام پس از ماهها نبرد شجاعانه هنگامی که تنها چهار ماه به اتمام خدمت سربازیش مانده بود در ام الرصاص (خاک عراق ) هنگام درگیری با نیروهای بعثی در 1361/02/22 مورد اصابت ترکش خمپاره قرار می گیرد و به [[شهادت]] می رسد و پیکر مطهرش در میان غم و اندوه خانواده آشنایان در روستای زادگاهش به خاک سپرده می شود.<ref>[http://%20http://ajashohada.ir/home/martyrdetails/28793 سایت شهدای ارتش]</ref>
<references />