از خاطراتی که از ان [[شهید ]] به یادگار مانده است در مجموع مورد اهخلاقیات او نباید گفت که بطور کلی بطور کلی ذات پاک او در زمینه ی سالم تربیتی بود که همه گوشزد می کردند .
راضی به ناراحتی کسی نبود هرچه هست واقعا چه از طرف کسانی که قبل و بعد از شهادت از او با ما گفت و گو می کردند همه خاطرات خوبی از او داشته اند . حدود 2 ماه قبل از شهادت پیش من امد و گفت یکی از دوستان بسیار صمیمی که هر روز میبینمش و خیلی به گل و گیاه هم علاقه دارد سرپرستی و مسولیتی بزرگ در [[بهشت زهرا ]] را گرفته گفتم حالا چقدر با خوشحالی میگویی گفت : خوب یک موقع کارمان به او محول میشود .
قبل از رفتن به [[سربازی ]] از جبهه ی جنگ اگاهی داشت به ملاقات یکی از دوستانش که در جبهه ی غرب زخمی شده بود رفت بعد به ما گفت : متاسفانه دشمن از بمب های شیمیایی در منطقه استفاده کرده و تمام بچه ها زیر اتش پر وبال میزدند و همه جا سیاه و پر از فریاد بود من فکر میکنم فقط دوستم نجات (... ) گفتم : خوب چه گفتید؟ گفت : " امیدوارم موفق باشید شما جوانها و د زندگی انسانهای خوبی باشید " همین و از در امدیم بیرون .