==خاطرات مرتبط با شهید رضا چراغی==
دشمن در ارتفاعات 143 فکّه آتش به پا کرده بود، چراغی به همراه دوستانش درست در خط مقدم در حال شلیک کردن [[آر پی جی]] و [[خمپاره 60]] بودند، عباس کریمی و اکبر زجاجی نیز همراهش بودند، بیسیم را در دست گرفت، محل تانکها و تجهیزات دشمن را به توپخانه اعلام کرد، منطقه تحت تسلط عراقیان یکپارچه آتش شد، رضا به همراه شش نفر روی تپه بود، همه بچهها یکییکی مجروح و شهید شده بودند، اصابت ترکش به سینه پیکر خونآلود چراغی را به زمین انداخت، عصر تصمیم گرفتم سری به خط بزنم، فریاد واویلای [[گردان میثم]]] به آسمان بلند شد. حاج عباس پیکر غرق در خون رضا را روی برانکارد گذاشت، تا به پایین ارتفاع بیاورند، لشگر 27 محمد رسولالله (ص) یکی دیگر از سرداران خویش را برای همیشه از دست داد.
راوی: حاج حسین الله کرم<ref>[http://%20http://sobh.org/web/Pages/Shohada/Shahid.aspx?Id=920 سایت صبح]</ref>==نگارخانه تصاویر==<gallery>
Image:1 (1).jpg
Image:1 (2).jpg
Image:1 (3).jpg
Image:1 (4).jpg
Image:1 (5).jpg
Image:1 (6).jpg
Image:1 (7).jpg
Image:1 (13).jpg
Image:1 (14).jpg
Image:1 (15).jpg
Image:1 (16).jpg
Image:1 (17).jpg
Image:1 (18).jpg
Image:1 (19).jpg
Image:1 (20).jpg
</gallery>
*==پانویس==
<references />