ویرایش‌ها

شهید عباس علی حاج امینی

۷۶ بایت اضافه‌شده، ‏۲۰ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۳۹
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
 
 
به اتفاق ایشان به تهران رفتیم . آن مسئول در برخورد اول، مرتب به سر و وضع و لباس ساده عباس نگاه می کرد و می پرسید : « آقای حاج امینی ! مهندس حاج امینی ! آقای مهندس حاج امینی از استان اصفهان !». عباس با تبسم گفت : « بله، خودم هستم بفرمایید .»
 
 
 
 
 
 
 
تولد
با شروع فعالیت گروهک های ضد انقلاب در شهرکرد، مهندس حاج امینی به عنوان یک معلم و جهادگر در تنویر افکار جوانان آن دیار کوشید .
  حضوردرجبههحضور در جبهه
[ ویرایش ]
 
در سال ۱۳۶۰ به جبهه رفت و در اندک مدتی، نبوغ و استعداد خود را در فرماندهی نیروها نشان داد . او در عملیات رمضان جانشین و در عملیات محرم فرماندهی گردان را بر عهده داشت .
شهید حاج امینی در عملیات والفجر چهار فرماندهی یکی از محورهای عملیاتی را عهده دار بود و پس از آن که گردان او به تمامی اهداف مورد نظر رسید،در ۲۸ مهر ۱۳۶۲ شهیدشد .
 
 
خاطرات
[ ویرایش ]
 
 
 
 
← همسر شهید
عباس با تبسم گفت : « بله، خودم هستم بفرمایید .»
 
 
← جعفر هادیان
 
شهید عباس حاج امینی روح بلندی داشت . ندیدم هیچ گاه گریه کند . حتی در شرایط سخت و بحرانی عملیات با صلابت سخن می گفت و فرماندهی می کرد .
شهید حاج امینی دقت و وسواس زیادی در انتخاب کادر گردان به خرج می داد و کسانی را در راس فرماندهی می گذاشت که تجربه و آموزش کافی دیده بودند .
 
 
←← اهمیت به تخصص وتجربه
 
یک بار که یک گروهان نیرو از یکی از شهرستان ها آمده بود، یک نفر نیز به عنوان فرمانده یا سرپرست همراهشان بود . وقتی گروهان به گردان حاج امینی ملحق شد، وی یکی از فرماندهان با تجربه را در راس گروهان قرار داد . آن برادری که از شهرستان تا جبهه گروهان را همراهی کرده بود به عباس گفت : « من نیز از عهده این کار برمی آمدم چون آموزش های لازم را طی کرده ام .» شهید حاج امینی که معتقد بود باید جان بچه های مردم را دست کسی داد که مهارت لازم و احساس مسئولیت کافی داشته باشد گفت :
سریع خود را جمع و جور کرده گفتم : « باشد همین الان می روم .» خود او نیز سلاح به دست همراهم آمد و گفت : « برادران زود آماده شوند می خواهیم برویم عملیات !» بدون هیچ مخالفتی همه بچه ها علی رغم خستگی زیاد به دنبالش راه افتادند .
 
 
← مهدی مختاری
 
در عملیات محرم شب دوم در محلی استقرار یافتیم که امکان رساندن تدارکات به ما نبود . هوا خیلی سرد بود و زمین به لحاظ بارندگی شب قبل خیس بود . پتو نیز نرسیده بود و از سرما می لرزیدیم شهید حاج امینی گفت : « بسیجی ها در اولویت هستند .» و پتوهای خود را به بچه های بسیجی داده خود بدون پتو ماند .
این فرمانده قاطع و منطقی نظر مرا پذیرفت و با یک غافلگیری به صورت برق آسا پاسگاه را تصرف کردیم .
 
 
← حسین علی میر عباسی
 
شهید حاج امینی از این که می دید بعضی از جوانان سیگار می کشند ناراحت می شد چون به سلامت روحی و جسمی آنان لطمه وارد می ساخت . به خصوص تحمل مشاهده رزمندگان سیگاری را نداشت و می گفت : « هرکس سیگاری است بیاید این طرف » . و با دست محلی را نشان داد . حدود سی نفر جمع شدند، بقیه را مرخص کرد و مدتی از مضرات سیگار برای آنان سخن گفت .
در آن آتش شدید و محاصره دشمن که کمتر کسی جرات حرکت داشت با آمبولانس چند مرتبه مجروحان را به عقب منتقل نموده خود به جلو بازگشت .
 
 
← کریمی
 
در عملیات والفجر مقدماتی تقریباً آخرین افرادی که به عقب آمدند شهید حاج امینی و یارانش بودند . از او پرسیدم :
بعثی ها هرچه به سمت ما تیراندازی می کردند لودر سپر بلا شده به ما اصابت نمی کرد . نزدیکی های خط خودی لودر در کانال حفر شده توسط عراقی ها افتاد و ما که سپر بلا را از دست داده بودیم سریع خود را به خط خودی رساندیم .
 
 
← سید مصطفی موسوی
 
پس از هر عملیات، شهید حاج امینی به مرخصی می آمد و با هماهنگی با سایر رزمندگان به عیادت مجروحان و دیدار از خانواده شهدای آن عملیات می رفتند .
گفت : « تشابه اسمی باعث این اشتباه شده بود .» آن قدر خوشحال شدیم که به جای یک ساعت پیش بینی شده، چند ساعت در خدمت آن شهید زنده ! بودیم .
 
 
آثار باقی مانده
من حضور خدا را در جبهه ها می بینم زیرا امدادهای غیبی او را به وضوح دیده ام . آخرین خواسته من از خداوند شهادت در راهش بوده که فکر می کنم این نعمت را به من عطا خواهد کرد، زیرا مانند همیشه قلبم گواهی می دهد خدایی که همیشه یاریم کرده این بار نیز نعمتش را از من دریغ نخواهد ورزید و به زودی به آرزویم خواهم رسید .
= رده‌ها =={{ترتیب‌پیش‌فرض: عباس_علی_حاج_امینی}}[[رده: شهدا]][[رده: شهدای دفاع مقدس]]رده‌های این صفحه [[رده: شهیدان شهدای سپاه جمهوری اسلامی]][[رده: شهدای ایران]][[رده: شهدای استان اصفهان | شهیدان سپاه | شهیدان لشکر نجف اشرف | شهیدان ]][[رده: شهدای شهرستان نجف آباد | شهیدان والفجر 4 | فرماندهان شهید]]
مدیر
۶٬۷۳۸
ویرایش