در ادامه وصیت نامه شهید نجار باشی را میخوانید:
خدای را شکر از آن ابتداکه خلق شدم در خانوادهای بزرگ شدم که مادری از خاندان رسول اکرم (ص)داشتم وپدری با خداو زحمتکش و آنها بصورتی این حقیر ذلیل را بزرگ کردند که هیچگاه به راه کج نرفتم و هیچگاه طعم فقر وبیچارگی را نچشیدم درعین حال اینکه هر دو سختیها و مشقت های زیادی را متحمل شدند.
ومن در مقابل این همه زحمات آنها تنهاکاری که کردم درس خواندم تا دیپلم گرفتم و با قبول شدم در دانشگاه توانستم قلب آنان را خوشحال کنم ولی اکنون پدر و مادر عزیزم اگر می بینید که نتوانستم به آنجابروم وباید به عالم دیگری می رفتم دیگراین دست من نیست زیرا وقتی موعد مرگ کسی واقع میشود در هرکجای عالم که باشد نه یک ثانیه عقب ونه یک ثانیه جلوتر میرود بنابراین شما ناراحت نباشیدکه چرا این گونه شد.باور کنید خدا خواسته است. مادرجان یادت هست که همین جریان دانشگاه من با چه سرعتی درست شد و همانطور که برایت گفته بودم درتمام این کارها خدادست داشت. او باعث موفقیت درآن شده بود بنابراین حال خداخواسته که به دانشگاه دنیوی نروم دانشگاه اخروی را برای خود گزینش کنم. من هان موقع که فرمانده عزیزم فرمان عملیات را برایما تشریع کرد فهمیدم که این باید امتحانی باشد برای اشخاصیچون من حال تا چه حد درآن قبول شده باشم نمی دانم ولی خداکند که لااقل با بودن دراین امتحان قدری از آن مسئولیتیکه پیامبراکرم(ص) برعهده مان گذاشته بودرا انجام داده باشم و دل او را شادکرده باشم. (ان شاء الله)
حالا که خداوند خواسته است که من بروم ودرمیان شما نباشم نمی گویم که برایم گریه نکنید ولیهروقت که به یاد من افتادید به یادعلیاکبرامام حسین(ع)نیزبیفتید. به یاد سختیهایآقا ابا عبدالله افتاده وبرایاوواهل وبرای اوواهل بیتش گریه کنید. شمااگردقت کنید خواهیددیدکه همه چیز آقا از ما بالاتربوده است آن ازدست دادن حضرت عباس وحضرت علیاکبروحضرت علیاصغرو...خود چه مصیبت بزرگی بوده که برایشان وارد شد. حال اینهمه مصیبت به اضافه مصیبت ازدست دادن خودآقا اباعبدالله برای حضرت زینب(س) وامام زین العابدین(ع)چه مصیبت عظمایی بوده است وچه بریشان واقع شده است. بااین همه احوالات میبینیم خود آقا چه رجزی میخواند و بعد از ایشان هم امام چهارم و عمه بزرگوارشان آن خطبه ها را درمجلس آن ملعون ایراد میکنند درعین اینکه چنین عزیزانی ازدست داده اند. حال من که دیگرجای خوددارم و تازه این گریه برای آنها فایده دیگری نیز دارد چون معلوم نیست که من شهید باشم یا نه بنابراین با گریه برای آنها میتوانید ثوابی هم برای خودجمع کرده باشید.
مادرم ازشما میخواهم که در روز تشییع جنازه من ازتمام فامیلهای زن بخواهید که نمیگذرم از زنی که با وضع ناجور دراین مراسم شرکت کند حال میخواهد هرکه باشد و رعایت حجاب کامل برای من از هر چیز واتجب تر است چون گناه های خودم برایم بس است.دیگر نمی خواهم انسانهایی با مانتو و وضع های جلف برسر قبرم حاضرشوند.