بسمه تعالی خاطره از مادر شهید یک سال پس از شهادتش گریه میکردم، شبی خواب دیدم شهید آمد و اسلحهای در دستش است و میگوید من نگهبان نماز جمعه هستم و بعد رفت و در سیل نمازگزاران ناپدید شد و من متوجه شدم که شهدا آگاه هستند.
<ref>[http://%20http://www.ajashohada.ir/home/martyrdetails/20032 سایت شهدای ارتش]</ref>
==پانویس==
<references />