ویرایش‌ها

پرش به: ناوبری، جستجو

شهید رمضان رضایی برزانی

۱٬۲۴۹ بایت اضافه‌شده، ‏۷ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۳۴
وصیت‌نامه شهید {{جعبه اطلاعات افراد نظامی |نام فرد = رمضان رضایی برزانی|تصویر = ramezani.jpg rId4|توضیح تصویر = |ملیت = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانی|شهرت = درود به روح پاک شهیدان راه اسلام که با نثار کردن خون خود درخت اسلام را آبیاری کردند |دین و مانند شمع تاریخ سوختند و نورافشانی کردند.مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]]|تولد = اصفهان [[زادروزهای 20 اسفند |۱۳41/12/20]] |شهادت = ایران، [[الگو:شهدای 21 خرداد |۱۳۶0/03/21]] |مزار = |مرگ = |محل شهادت = [[ ایران ]]، خوزستان،دارخوئین|مفقود = |جانباز = |اسارت = |نیرو = |یگانهای خدمت = |طول خدمت = |درجه = |سمت‌ها = |جنگ‌‌ها = |نشان‌های لیاقت = |عملیات‌ = |فعالیت‌ها = |تحصیلات = |تخصص‌ها = |شغل = |خانواده = }}
شهید «رمضان رضایی برزانی » 20 اسفند 1341 در اصفهان چشم به جهان گشود. وی با آغاز جنگ تحمیلی عازم جبهه حق علیه باطل شد و سرانجام 21 خرداد 1360 در دارخوئین به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
وصیت‌نامه شهید رمضان رضایی برزانی
درود به روح پاک شهیدان راه اسلام که با نثار کردن خون خود درخت اسلام را آبیاری کردند و مانند شمع تاریخ سوختند و نورافشانی کردند.
متن وصیت‌نامه‌ای را که از این شهید والامقام به یادگار مانده است، در ادامه می‌خوانید :
 
« بسم الله الرحمن الرحیم
 
 
 
وصیت‌نامه رمضان رضایی برزانی فرزند ابوالقاسم رضایی که در تاریخ 60/2/22 نوشته شده با درود فراوان به رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران، امام خمینی و درود به روح پاک شهیدان راه اسلام که با نثار کردن خون خود درخت اسلام را آبیاری کردند و مانند شمع تاریخ سوختند و نورافشانی کردند تا شاید بتوانند اسلام راستین را جایگزین کفر و ظلم‌کننده و راستی که کردند و به هدف نهایی خود لقاءالله رسیدند «انا لله و انا الیه راجعون» بدرستی که از اوییم به سوی او می‌رویم .
 
 
 
من از روزی که این راه را با خودم شناختم همیشه سعی می‌کردم که بتوانم یک فردی باشم که اگر خدمت‌گذار انقلاب نبودم، لااقل ضد انقلاب هم نباشم و به فکرم رسید که این راه پر سعادت را پیش گیرم. و از این راه خدمت‌گذار باشم تا شاید مورد لطف خدا قرار بگیرم این خواست من بود که طول عمر خودم را بدهم و از خدا بخواهم که به لحظات عمر امام امت بیفزاید.
 
 
 
مادر عزیزم نور چشمم، من چه کنم تا این سن چقدر زحمت برای من کشیدی و چقدر زحمت‌ها در ماموریتم به تو دادم، مرا حلال می‌کنی که نتوانستم جبران این همه زحمات تو را بکنم، برادران و خواهران عقیده خود را محکم کنید نسبت به اسلام و از شماها طلب حلالیت می‌کنم دیگر عرضی ندارم.»
 
 
 
 
ساجد
 
 
منبع :سایت فاتحان
 
http://www.fatehan.ir/page.aspx?pid=123&postid=102633
۱۰۴
ویرایش