ویرایشها
اینک فاصله چندانی باقی نمانده بود تا خاکریز ها از دو نقطه به همدیگر بپیوندند و به ناگاه خمپاره ای در کنار لودر منفجر شد و سیاوش زخمی شد اما او همچنان سر گرم تلاش جانانه خود بود . در حالی که خون از سرش جاری بود به التماس ما توجهی نمی کرد و به کار خویش ادامه می داد . تا اینکه خدایش به خاطر این همه شکوه جانبازی،آفرینش گفت و به سرای ابدیت دعوتش نمود .
== ردهها ==
{{ترتیبپیشفرض:سیاوش_عیسی_نژاد}}