*دست نوشته
به قلم، شهید محمدتقی رسولی روز پاسدار روز حسین (ع) است و روز علی اکبر و روز عباس و روز قاسم و روز حبیب و مسلم . روز پاسدار روز همهی انسانهایی است که قلبشان به عشق حق میطلبد و درد دین دارند . روز ۳ شعبان روز میلاد شهادت است روز طلوع حسین (ع) و پاسداران همه حسینیاند و ولادت حسین (ع) روز پاسدار است . شنیده بودیم که حنظله از حجلهی عروسی تا بستر شهادت هجرت کرد . شنیده بودیم خون بر شمشیر پیروز است و ایمان بر سلاح و مشت بر آهن . میگفتند ایثارگرانی بودند در رکاب پیامبر و در کنار علی و در کربلای حسین (ع) که دست از جان شستند و از هستی دل کندند و از زن و فرزند گذشتند و بودن را در نبودن جستجو کردند و بقا را در فنا و ماندن را در رفتن و جاودانگی را در شهادت . در روایتها بود که اصحاب سیدالشهدا شب عاشورا خوشحال بودند و از شوق شهادت در پوست نمیگنجیدند و در عاشورا برای شهادت مسابقه میدادند و برای رفتن به خط مقدم و درگیری از یکدیگر سبقت میگرفتند و آرزویشان شهادت در رکاب حسین (ع) بود که آرزویشان راه خدا بود . میگفتند در صدر اسلام در جبههها گاهی سربازی تشنه، آب را به سرباز مجروح تشنهتر ایثار میکرد . گاهی تا مسافتی زیاد پیکر مجروح یا جنازهی یک شهید را به دوش میکشیدند . گاهی برای نجات یک رزمنده خود جان میباخت و ما میگفتیم مگر میشود؟ آیا شدنی است اما صدر اسلام دوباره تجدید شد کربلا تکرار گشت . یاران حسین (ع) باز در کربلا حماسه آفریدند و ایثار را نشان دادند و جان باختن بر سر ایمان را و رها کردن تن و جان را و فدا کردن همه چیز را به نمایش گذاشتند . حنظلهها باز از حجله به سنگر رفتند و قاسمها خود را به زیر تانک انداختند و علیاکبرها در کربلاهای خونین شهر، هویزه، بستان، سوسنگرد، پاوه، دشت عباس و رقابیه با خون خویش پیروزی ایمان بر اسلحه را رقم زدند و حبیب بن مظاهرها به جبهه رفتند و مسلم بن عوسجهها به شهادت رسیدند و دست ابالفضلها قلم شد و سرها از بدنها جدا گردید و بدنها پاره پاره شد و کربلا تکرار شد . آری کسانی پیدا شدند از تبار قبیله ثارا ... که مصلح مسلح بودند و عارف مجاهد و سنگرنشین زاهد و شیران روز و عابدان شب و قهرمانان نبرد و نیایش و مظاهر خشم و عطوفت . کسانی در تداوم راه کربلاییان ظهور کردند که از خانه و کاشانه دل کندند نام و نان را رها کردند . عاشق شهادت بودند و حسین (ع) را در جبههها یاد میکردند و در شب حمله نماز شب میخواندند و قبل از شروع عملیات دعای کمیل و توسل و در جبههها و سنگرها خدا را میدیدند و فرماندهی مهدی (عج) را شاهد بودند و دعای یک امت را بدرقهی راه داشتند و دست خدا به همراهشان بود و نظر امام زمان به آنان بود . اگر میرفتند دلشان خوش بود که امام هست . اگر تیر و ترکش میخوردند دعا به جان امام میکردند . اگر در جبهه بودند در نامه پدر و مادر را به مقاومت دعوت میکردند و برادر و خواهر را به حمایت از روحانیت و ملت را به اطاعت از امام . اگر روی تخت بیمارستان بودند غصه میخوردند که چرا شهید نشدهاند و آرزو داشتند که خوب شوند و دوباره به جبهه برگردند . اگر حمله تمام میشد و به خانه و شهر بر میگشتند برای نوبت بعدی اعزام لحظهشماری میکردند . آیا میدانید اینان چه کسانی هستند؟ اینان که در کردستان و گنبد با ضدانقلاب جنگیدند و دوباره سرشان بریده شد و در جبهههای غرب و جنوب جان باختند و حماسه آفریدند و در تهران و شهرهای دیگر در خیابانها، کوچهها و خانهها ترور شده و در عین حال صحنه را برای ضدانقلاب خالی نگذاشتند؟ اینان اگر نبودند کشور هم نبود . اینان که امام هم آرزو میکرد که کاش از آنان بود، اینان پاسداران انقلاب اسلامی هستند . فرزندان راستین این امت و جوشیده از متن انقلاب . صادقترین چهرههای حزباله هم اینانند که آمریکا را به وحشت انداختهاند و خواب را از چشم ضد انقلاب ربودهاند و همه جا هستند . هوشیار و بیدار، مراقب و پیگیر . زیباترین حماسه را آفرید و ماندنیترین نغمهی آزادیخواهی و شرفدوستی و حقطلبی را سرود . اینک حسین (ع) زنده است . در رزم هر پاسدار در نگهبانی هر برادر سپاهی در شهادت هر بسیجی در مقاومت هر رزمنده . پاسدار اهل نماز و راز و نیاز است . زندگی ساده برخوردی متواضعانه اخلاق اسلامی دارد . مردم به پاسدار علاقه دارند و به سپاه اطمینان . مردم آن قدر بچههای سپاه را دوست دارند که هرگز نمیخواهند غمی بر چهرهی معصومشان ببینند و نه خطایی در رفتارشان و نه حرکت زشتی در برخوردشان . برایشان در راهپیماییها و تشییع جنازهها دعا میکنند در نمازها به یادشان هستند . پاسدار ایثارگری بیتوقع رزمندهای است بیچشمداشت نه این که چیزی نخواهد نه، پیروزی اسلام را میخواهد و طول عمر امام را و نجات مستضعفین جهان را . پاسدار از مردم است و با مردم و برای مردم . مردم گرفتاریهای خود را با سپاه در میان میگذارند و درد دل خود را با پاسدار میگویند . برای این که مردم میدانند پاسداری یک شغل نیست یک تعهد است و پاسدار یک شاغل نیست یک عاشق است یک حقوقبگیر نیست یک حقبگیر است . پاسدار به بچههای خود هم میرسد آنها را با عشق امام و کینه؟ بزرگ میکند . پاسدار از جبهه برای بچههایش قصه دارد و شبهایی که پست نباشد و در خانه برایشان داستانهایی از حماسههای برادران میگوید حماسههایی که با جوهری از خون و با قلمی از گلوله و بر صفحهای از دشت و بیایان سروده و نگاشته شده است . سوم شعبان میلاد حسین (ع) است و روز پاسدار چه تناسب عجیبی است حسین (ع) سرور شهیدان است و سالار پاسداران . حسین (ع) خود پاسدار بزرگی است که عاشقانه در راه حفظ و نگهبانی دستاوردهای انقلاب الهی جدش [[حضرت محمد (ص)]] از جان، مال، فرزند، زندگی و همه چیز گذشت .<ref>[http://khatesorkh.ir/index.php?martyr_id=1251 پایگاه اطلاع رسانی سرداران و 3000 شهید استان قزوین]</ref>
منبع: پایگاه اطلاع رسانی سرداران و 3000 شهید استان قزوین
http://khatesorkh.ir/index.php?martyr_id=1251=پانویس==<references/>