ویرایشها
طلاهای خانمش را فروخت و با قرض از این طرف و آن طرف، پول جورکرد. اسکلت خانه که عَلَم شد، دوباره نامه داد که نمی خواهم. نمی خواهم آخرتم را با دنیا معامله کنم. دوباره آمدند. همان حرف ها وصحبت ها.
<ref>یادگاران، جلد 11 ص 60</ref>
== گالری تصاویر ==
<gallery>
photo_2019-12-06_19-43-34.jpg
</gallery>
==پانویس==
<references/>