[[File:min-picture.jpgnull]]
{{جعبه اطلاعات افراد نظامی
|نام فرد = مهدی علی سواری
|تصویر = a9.jpg
|توضیح تصویر =
|ملیت = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانی
|شهرت =
|دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]]
|تولد = تاکستان ، روستای شنستق سفلی [[زادروزهای|13641348/1106/2501]] |شهادت = استان بصره شهر عراق ، بصره، فاو [[الگو:شهدای 25 بهمن|1364/11/25]]
|وفات =
|مرگ =
|محل شهادت = [[عراق]]
|محل دفن = گلزار شهداى تاکستان،شهرخرم دشت-تاکستان،روستای شنستق سفلی
|مفقود =
|جانباز =
|یگانهای خدمت =
|طول خدمت =
|درجه = بسیجی|سمتها = بسیجی
|جنگها =
|نشانهای لیاقت =
|عملیات =
|فعالیتها =
|تحصیلات = سطح2 ناتمام رسائل رشته سطح دو حوزوی
|تخصصها =
|شغل = بنیاد تحت پوششطلبه
|خانواده =
}}
==زندگی نامه علیسواری، مهدی : یکم شهریور ۱۳۴۸ ، در روستای شنستق سفلی از توابع شهر تاکستان به دنیا آمد . پدرش علی، کارگری میکرد و مادرش طاهره نام داشت . تا پایان سطح دوم در حوزه علمیه درس خواند . طلبه بود . از سوی بسیج در جبهه حضور یافت . بیست و پنجم بهمن ۱۳۶۴ ، در فاو عراق بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید . مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است .==
علیسواری، مهدی : یکم شهریور ۱۳۴۸ ، در روستای شنستق سفلی از توابع شهر [[تاکستان]] به دنیا آمد . پدرش علی، کارگری میکرد و مادرش طاهره نام داشت . تا پایان سطح دوم در حوزه علمیه درس خواند . طلبه بود . از سوی [[بسیج]] در [[جبهه]] حضور یافت . بیست و پنجم بهمن ۱۳۶۴ ، در [[فاو]] عراق بر اثر اصابت [[ترکش]] به شهادت رسید . مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است .
وصیت نامه
شهید، مهدی علی سواری : خدایا ! تو را شُکر می کنم که این توفیق را به منِ ناتوان دادی تا بتوانم در راه رضای تو گامی بردارم و عاشق معشوقم - که همانا شهادت در راه خودت است - شَوم و من نمی دانم چگونه این نعمت را شُکر کنم که همان نعمتی را که به آقا امام حسین ( ع ) داده بودی، به من روسیاه هم عنایت کردی؟ ! پدر عزیزم ! اولین خواهشی که از شما دارم این است که مرا ببخشی و از جُرم و خطاهای من بگذری - ان شاء الله - خدا اَجری عظیم به شما عنایت کند . اولین وظیفه ای که یک پدر شهید دارد این است که روحیه ی خود را از دست ندهد و ایمان خود را حفظ کند و با دادن یک فرزند، سست و بدبین به انقلاب نشود و هم چون حسین ( ع ) و اکثر پدران شهدای ایران، صبور و مقاوم باشد و به گفته این و آن گوش نکند و با عمل های خود، دوست را ناراحت و دشمن را شاد نکند . ... و اما پدر عزیز ! امیدوارم ادامه دهنده ی راه من و شهدای دیگر باشی و خدا به شما - ان شاء الله - توفیقِ نکردن معصیت و انجام دادن وظایف و واجباتْ را عنایت کند . مادر ! وقتی من مرخصی آمدم، موقع برگشتْ از شما طلب کردم مرا ببخشی؛ اما شما گریه کردی و جواب مرا ندادی . من هم به ناراحت شدن شما راضی نشدم و دیگر بر خواسته ام تکیه نکردم؛ ولی الآن از شما عاجزانه طلب دارم که مرا حلال کنی و برای کارهای ناپسندی که - برابر زحماتی که شما برایم کشیده بودی - کرده ام، مرا ببخشی . مبادا با شهید شدن من روحیه ی خود را از دست بدهی و از ایمان خود کم کنی . مادرم ! باید بعد از شهید شدنم، ایمانت قوی تر و روحیه ات عالی تر گردد و هم چون زینب ( س ) مقاوم باشی و استقامت کنی . ... و اما درباره ی وضعیت دنیا : اولاً آن طور که خودتان خبر دارید، بنده یک طلبه بودم و خوشبختانه مال و منال ندارم و تمام دارایی من چند جلد کتاب است که اگر آن را برادرانم استفاده کردند، هیچ و اگر استفاده نکردند، به طلبه های دهات هدیه بدهید . (۱۵۳۲۷۸۸) مهدی علی سواری ت نامه
منبع : پایگاه اطلاع رسانی سرداران و 3000 شهید استان قزوین==وصیت نامه==
[[شهید مهدی علی سواری]] : خدایا ! تو را شُکر می کنم که این توفیق را به منِ ناتوان دادی تا بتوانم در راه رضای تو گامی بردارم و عاشق معشوقم - که همانا [[شهادت]] در راه خودت است - شَوم و من نمی دانم چگونه این نعمت را شُکر کنم که همان نعمتی را که به آقا [[امام حسین(ع)]] داده بودی، به من روسیاه هم عنایت کردی؟ ! پدر عزیزم ! اولین خواهشی که از شما دارم این است که مرا ببخشی و از جُرم و خطاهای من بگذری - ان شاء الله - خدا اَجری عظیم به شما عنایت کند . اولین وظیفه ای که یک پدر [[شهید]] دارد این است که روحیه ی خود را از دست ندهد و ایمان خود را حفظ کند و با دادن یک فرزند، سست و بدبین به [[انقلاب]] نشود و هم چون حسین ( ع ) و اکثر پدران [[شهدای ایران]] ، صبور و مقاوم باشد و به گفته این و آن گوش نکند و با عمل های خود، دوست را ناراحت و دشمن را شاد نکند . ... و اما پدر عزیز ! امیدوارم ادامه دهنده ی راه من و شهدای دیگر باشی و خدا به شما - ان شاء الله - توفیقِ نکردن معصیت و انجام دادن وظایف و واجباتْ را عنایت کند . مادر ! وقتی من مرخصی آمدم، موقع برگشتْ از شما طلب کردم مرا ببخشی؛ اما شما گریه کردی و جواب مرا ندادی . من هم به ناراحت شدن شما راضی نشدم و دیگر بر خواسته ام تکیه نکردم؛ ولی الآن از شما عاجزانه طلب دارم که مرا حلال کنی و برای کارهای ناپسندی که - برابر زحماتی که شما برایم کشیده بودی - کرده ام، مرا ببخشی . مبادا با [[شهید]] شدن من روحیه ی خود را از دست بدهی و از ایمان خود کم کنی . مادرم ! باید بعد از [[شهید]] شدنم، ایمانت قوی تر و روحیه ات عالی تر گردد و هم چون [[زینب ( س )]] مقاوم باشی و استقامت کنی . ... و اما درباره ی وضعیت دنیا : اولاً آن طور که خودتان خبر دارید، بنده یک طلبه بودم و خوشبختانه مال و منال ندارم و تمام دارایی من چند جلد کتاب است که اگر آن را برادرانم استفاده کردند، هیچ و اگر استفاده نکردند، به طلبه های دهات هدیه بدهید . (۱۵۳۲۷۸۸) مهدی علی سواری ت نامه<ref>[http://khatesorkh.ir/index.php?martyr_id=1328پایگاه اطلاع رسانی سرداران و ۳۰۰۰شهید استان قزوین] </ref>==پانویس==<references/>== ردهها =={{ترتیبپیشفرض:مهدی_علی سواری}}[[رده: شهدا]][[رده: شهدای دفاع مقدس]][[رده: شهدای ایران]][[رده: شهدای استان قزوین]][[رده: شهدای شهرستان تاکستان]]