مادرم گفت الان نمی توانیم برایش جهیزیه بگیریم، باید کمی صبر کنید.
گفت : وجود زنم برای من اهمیت دارد نه جهیزیه.
وقتی مرا به خانه خودش برد اول پیش مادرش رفت و گفت این دختر را فقط به خاطر خودش می خواهم نه جهیزیه اش، دوست ندارم کسی به او بگوید چرا این جوری آمدی یا چرا جهیزیه نداری؟<ref> راوی: همسر [[شهید داوود عزیزالدین, عزیز الدین]] <ref>فرهنگ نامه شهدای [[شهدا]] ی سمنان</ref>
==پانویس==
<references/>
== ردهها ==
{{ترتیبپیشفرض:داوود_عزیز_الدین}}
[[رده: شهدا]]
[[رده: شهدای دفاع مقدس]]
[[رده: شهدای ایران]]