{{جعبه اطلاعات افراد نظامی |نام فرد =سید کوچک حسینینام پدر سید بیوک|تصویر =نام مادر لیلا|توضیح تصویر = محل شهادت حاج عمران|ملیت = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانیمحل |شهرت = |دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]]|تولد = زنجان - ، روستای چراغ حصاری تاریخ تولد ۱۳۴۱[[زادروزهای|1341/۱۰10/۰۸08]] محل |شهادت = عراق، حاج عمران تاریخ شهادت ۱۳۶۵[[الگو:شهدای 20شهریور|1365/۰۶06/۲۰20]] استان |وفات = |مرگ = |محل شهادت - شهر = [[عراق]] |محل شهادت -دفن = گلزار شهداى قزوین،شهر الوندوضعیت تاهل متاهل |مفقود = |جانباز = |اسارت = |نیرو = |یگانهای خدمت = |طول خدمت = |درجه نظامی = سرباز ارتش|سمتها = |جنگها = |نشانهای لیاقت = |عملیات =تعداد پسر ۰ تعداد دختر ۰|فعالیتها = |تحصیلات = پنجم ابتدائی رشته -ابتداییعملیات سال تفحص |تخصصها = محل کار بنیاد تحت پوشش |شغل = کارگرمزار شهید قزوین - قزوین -شهر الوند|خانواده = }}==زندگی نامه==
حسینی، سیدکوچک: هشتم دی ۱۳۴۱، در روستای چراغحصاری از توابع شهر [[زنجان]] به دنیا آمد. پدرش سیدبیوک (فوت۱۳۶۴) و مادرش لیلا نام داشت. تا پایان دوره ابتدایی درس خواند. کارگر بود. سال ۱۳۶۴ ازدواج کرد. به عنوان [[سرباز]] [[ارتش]] در [[جبهه]] حضور یافت. بیستم شهریور ۱۳۶۵، در [[حاج عمران]] [[عراق]] هنگام درگیری با گروههای ضدانقلاب بر اثر اصابت [[گلوله]] به شهادت رسید. مزار او در گلزار شهدای شهر الوند تابعه شهر [[قزوین]] واقع است.
==وصیت نامه==[[شهید سید کوچک حسینی]]: اینک که قلبم در دستم روى کاغذ می لغزد و این وصیت نامه را مى نویسم، امیدوارم که خداوند سعادت [[شهادت ]] را نصیبم گرداند؛ ان شاء الله. مادر جان! از این که سال ها باعث رنج و زحمت شما شده ام، مرا ببخشید و امیدوارم مرا حلال نمایید. البته مى دانم که شهادت فرزند براى مادر مشکل است؛ ولی مادر جان! ما بایستى هر چه داریم -چه جاناً و چه مالاً- در راه اهداف مقدس انقلاب اسلامى فدا نماییم و این امر الهى و معنوى را به دیگران گوش زد کنیم تا پرچم پُر افتخار [[اسلام ]] در سراسر جهان به زعامت آقا [[امام زمان]](عج) ]] به اهتزاز درآید. مادر جان! از اینکه تربیت شما مرا به راه اسلام و قرآن کشانید و مرا عاقبت به خیر کرد، از شما بسیار متشکرم و امیدوارم که خداوند شما را در ثواب شهدا، شریک و در بهشت اعلى، مأوى دهد. شما از بدو تولد تا به حال براى من زحمات بسیاری کشیده اید، که هیچ گاه و در هیچ شرایطى فراموش نمى کنم. شما بهترین مشوق من براى رفتن به [[مسجد]] و فراگیرى آموزش [[قرآن]] و دیگر احکام اسلام بودید و بدانید که خداوند حتماً ثواب جهادگران [[جهاد]]گران در راه خودش را نصیب شما مى گرداند. از شما مى خواهم براى آمرزش و مغفرت همه ی مؤمنین، من جمله من حقیر و براى سلامتى امام عزیز و پیروزى رزمندگان دعا کنید که خیلى پُرفایده است. ...و اما همسر عزیزم! امیدوارم از این که نتوانستم در مدت کوتاه زندگى مشترک مان همسر خوبى براى تو باشم، مرا ببخشید. چنانچه سخنى گفتم که مایه ی رنجش تو شد، مرا عفو نما. همسرم! سعى کن حضرت زینب (س) را براى خودت الگو قرار داده و در دورى من مانند همسر سایر شهیدان، صبر و استقامت را پیشه ی خود کرده، در تربیت صحیح فرزندمان تا مى توانى کوشش نمایی. همسرم! سعى کن فرزندمان حسینى تربیت شود، تا خود را همیشه براى حراست از کیان اسلام آماده نماید. همسرم! بدان که هر چه را تحمل مى کنى و انجام مى دهى باید منتظر نتیجه و عکس العمل آن باشى و براى آن پاسخ مناسب پیدا نمایى و بدان که حساب، کتاب، قیامت، صراط، میزان، بهشت و دوزخ، در جایگاهى حق مى باشند و فقط بندگان صالح خدا مى توانند راحت از آن گذشته و به بهشت موعود برسند.۱ (۱۲۳۴۷۳۹) سیدکوچک حسینىمنبع : .<ref> پایگاه اطلاع رسانی سرداران و 3000 شهید استان قزوین</ref>http==پانویس==<references />== ردهها =={{ترتیبپیشفرض:سید کوچک حسینیان}}[[رده: شهدا]][[رده: شهدای دفاع مقدس]][[رده: شهدای ایران]][[رده: شهدای استان زنجان]]