ویرایشها
}}
==زندگینامه== برادر شهیدان طارمی با اشاره به اینکه دفاع از کشور و وطن دوستی خانواده طارمی محدود به این دوران نبوده و شهید «جواد طارمی» نیز در راستای دفاع از کشور در هشت سال دفاع مقدس به شهادت رسیده است، گفت: راه ما از همان روزها آغاز شده است زمانی که پدر رزمنده بود و برادرم جواد نیز به [[جبهه ]] رفت و شهید شد.
طارمی با اشاره به اینکه پیکر [[شهید جواد طارمی ]] پس از 11 سال از گذشت دفاع مقدس در سال 1373 تفحص شده و پیدا شد، اضافه کرد: برادرم هادی نیز رهرو برادر بزرگترم جواد بوده و علاقه وافری به دفاع از کشور داشت.
یکی از خصیصههای مهم شهید طارمی احترام وی به پدر و مادرم بود، چرا که در هر زمان با بهانه و بی بهانه دست پدر و مادر را میبوسید.
==زندگینامه==
شهید سرگرد پاسدار هادی طارمی متولد سال ۱۳۵۸ و برادر شهید محمد جواد طارمی از رزمندگان ولایی هیات محبان [[حضرت زهرا]](سلام الله علیها) از نمازگزاران [[مسجد ]] [[صاحب الزمان]](عجل الله فرجه) و فعالان پایگاه [[بسیج ]] [[شهید شهسواری ]] منطقه ۱۸ [[تهران ]] بود که در زمان شهادت ۴۰ سال سن داشت.
این شهید اصالتاً زنجانی اما ساکن تهران بود.
هادی؛ این شهید سرافراز سپاه اسلام در بیشتر ماموریت های مهم و خطیر برون مرزی سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی در کشورهای عراق و [[سوریه ]] وظیفه حفاظت از جان ایشان را بر عهده داشت سرگرد هادی طارمی در آستانه 40 سالگی بود که با فرمانده محبوبش، قاسم سلیمانی راهی سران شهیدان شد. شهید طارمی به همراه 9 نفر دیگر از جمله شهید قاسم سلیمانی در پی حمله هوایی نیروهای متجاوز و تروریست آمریکایی در نزدیکی فرودگاه بغداد، پس از عمری مجاهدت، فداکاری و نقشآفرینیهای ماندگار و پرافتخار در راه اعتلای اسلام و دفاع از قرآن و اهل بیت عصمت و طهارت (علیهمالسلام) و سرافرازی ایران عزیز، دربامداد 13 دیماه 1398 به شهادت رسید. او که سالها به برادر شهید بودن خود افتخار میکرد، حالا به دیدار برادرش شتافته است این شهید حدود 16 سال در لباس سبز [[سپاه ]] به خدمت مشغول بود. او سالها در تیم حفاظتی شهید سپهبد [[قاسم سلیمانی ]] حضور داشت. ایشان چند سال پیش ازدواج کرده و صاحب دو دختر چهار ساله و ۹ ساله به نامهای «محیا» و «هانیه» است.<ref>[https://www.irna.ir/photo/83624592 خبر گزاری جمهوری اسلامی]</ref>
محیا کوچولوی بابا دختر 9 ساله شهید، که بیش از سایرین از فراق پدر رنج میکشد. شاید به خوبی معنای رفتن پدر را درک نکند اما کم کم باید به جای خالی او عادت کرده و رسم مقاومت و بردباری را یاد بگیرد.<ref>[https://www.tabnak.ir/fa/tags/172774/1 سایت تابناک]</ref>
پیکر مطهر این شهید در روز17دی ماه 1398 با بدرقه مردم از میدان جانبازان واقع در بلوار الغدیر با حضور عموم مردم آغاز شده و تا میدان الغدیر تشییع شد. سرانجام پیکر مطهر برای انجام مراسم خاکسپاری به گلزار شهدای تهران منتقل شد. در گلزار شهدای تهران نیز مراسم با شکوهی با حضور عموم مردم برگزار شد. پیکر مطهر این شهید 40 ساله در جوار مزار برادر شهیدش در قطعه 50 گلزار شهدای تهران واقع در [[بهشت زهرا]](س) به خاک سپرده شد. برادر او شهید جواد طارمی در سال 62 و در عملیات خیبر به شهادت رسیده بود. <ref>[https://www.hamshahrionline.ir/news/476756/ خبر گزاری همشهری آنلاین]</ref>
==خاطرات==
کم حرف شده بود و با خضوع و خشوع نماز میخواند.
به مادرش گفتم کاری به او نداشته باش، این حالات رفتاریاش نشان میدهد که هادی در حال پرواز است.<ref>[https://shaboneh.com/ مجله شبونه]</ref>
•پدر شهید می گوید:هادی به نماز خیلی اهمیت میداد و همیشه وقتی صدای اذان را میشنید وضو میگرفت تا ثواب [[نماز ]] اول وقت را از دست ندهد».
او حدود ۱۶ سال پاسدار بود و سالها در تیم حفاظتی سردار قاسم سلیمانی حضور داشت. هرچند از مأموریتها و رفت وآمدهایش برای ما چیزی نمیگفت و مخفیانه به مأموریت میرفت، اما از میزان انسش با سردار قاسم سلیمانی اطلاع داشتم.<ref>[https://www.mashreghnews.ir/news/1026732 سایت مشرق نیوز]</ref>
جگرم سوخت اما خدا را شکر
•مادر شهید میگوید: «هادی عادت داشت که هر وقت من را میدید دست یا پایم را میبوسید. به من و پدرش خیلی احترام میگذاشت. جگرم سوخت وقتی خبر شهادت هادی را شنیدم اما شکر خدا که عاقبتبهخیر شد».
•همسر شهید میگوید: «از همان ابتدا که او را دیدم دلبستهاش شدم. یقین داشتم که در کنار هادی خوشبخت میشوم و در همه این سالها فهمیدم که اشتباه نکردم»
«هادی هیچوقت ناراحتم نکرد. اصلا" شخصیت هادی طوری بود که نمیتوانست با حرف یا عملش کسی را برنجاند».
شهادت حق برادرم بود و ما به داشتن وی افتخار میکنیم.
هرچند بسیار مظلوم بود، اما زیر بار حرف زور نمیرفت.
بارها دیده بودم برای احقاق حق مظلوم و مقابله با زورگو پادرمیانی میکرد.
محیا دختر بزرگ شهید طارمی ۹ سال دارد. او عکس پدرش را دست گرفته و مدام به آن نگاه میکند. محیا میگوید: «دلم برای بابا خیلی تنگشده. اما خوشحالم که جاش خوبه. بابام همیشه میگفت حواست باشه نمازت رو اول وقت بخونی. وقتی به سن تکلیف رسیدم برای من محراب خرید تا نمازم را آنجا بخوانم. <ref>[https://shaboneh.com/ سایت مجله شبونه]</ref>
بهمن طارمی برادر هادی میگوید: هادی ۱۰ سال از من کوچکتر بود اما از نظر اخلاقی به گونهای رفتار میکرد که همه خانواده با او خوب بودند.
آدم درونگرا و کمحرفی بود و از مبارزاتش برای ما چیزی نمیگفت، اما همیشه با عشقی که از او میدیدیم منتظر شنیدن خبر شهادتش بودیم.
مهمترین و برجستهترین خصوصیت اخلاقی او ولایتپذیریاش بود.