ویرایش‌ها

شهيد بهادرگلکش پایینی

۱٬۷۴۵ بایت اضافه‌شده، ‏۶ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۱۵
شهيد {{جعبه اطلاعات افراد نظامی |نام فرد = بهادر گل کش پایینی|تصویر = |توضیح تصویر = |ملیت = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانی|شهرت = |دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]]|تولد = فسا، [[زادروزهای 5 فروردین |1344/01/05]] |شهادت = منطقه سومار، [[الگو:شهدای 2 خرداد |1367/03/02]] |وفات = |مرگ = |محل شهادت = |مفقود = |جانباز = |اسارت = |نیرو = |یگانهای خدمت = |طول خدمت = |درجه = |سمت‌ها = [[سرباز ارتش]]|جنگ‌‌ها = |نشان‌های لیاقت = |عملیات‌ = |فعالیت‌ها = |تحصیلات = پایان دوره ابتدایی|تخصص‌ها = |شغل = |خانواده = }} شهید بهادر گل کش ==زندگینامه==فرزند عوض، در پنجم فروردين فروردین ماه سال 1344 در شهرستان [[فسا]]، در خانواده اي ای با ايمان ایمان به دنيا دنیا آمد و در دامان پدري پدری زحمتکش که از راه دامداري دامداری امرار معاش مي می کرد و مادري مادری مهربان و فداکار پرورش يافتیافت. بهادر 6 ساله بود که وارد مدرسه شد و تحصيلات تحصیلات خود را در دوره ي ابتدايي ی ابتدایی به پايان رسانيدپایان رسانید.بعد از آن براي برای امرار معاش و همکاري همکاری با خانواده چوپان شد و پدر را در امر تأمين تأمین مخارج خانواده ياري رسانيدیاری رسانید. سال ها پشت سرهم مي می گذشت تا اين این که 19 ساله شد و زمان سربازي سربازی فرا رسيد رسید و او به صورت داوطلب به خدمت مقدس سربازي سربازی شتافت و بعد از گذراندن دوره ي آموزشي، ی آموزشی، از طرف ارگان ارتش به مناطق جنگي جنگی اعزام شد. حدود 25 ماه از خدمت خود را در جبهه گذراند تا اين این که در تاریخ 1367/03/02 در منطقه ي ی [[سومار]] بر اثر اصابت ترکش به درجه ي رفيع ی رفیع شهادت نائل آمد. پيکر پیکر پاک و مطهرش طي طی مراسم باشکوهي باشکوهی در تاريخ تاریخ 1367/03/08 در قطعه ي شهداي ی شهدای فسا به خاک سپرده شد.
شهيد شهید بهادر گل کش، از شجاعت و بي باکي بی باکی کم نظيري نظیری برخوردار بود و داراي اخلاقي دارای اخلاقی حسنه بود، خانواده، برادران و دوستان را با بينش اسلامي بینش اسلامی به دين دین اسلام دعوت مي می نمود و چون مدتي مدتی از عمر كوتاهش را در دامان طبيعت، براي طبیعت، برای امرار معاش و کمک به پدر گذرانيد، گذرانید، از روح بزرگي بزرگی برخوردار بود.
==خاطرات==* خاطره از زبان مادر شهيد:شهید
چند سال قبل از این که بهادر به جبهه برود اداره ثبت احوال به آتش کشیده شد و مقداری مدارک سوخت از جمله شناسنامه بهادر، و او چندین سال شناسنامه نداشت.
روزی من و پدرش گفتیم: تو که شناسنامه نداری، می توانی به خدمت نروی چون کسی تو را نمی شناسد، اما بهادر گفت: نه پدر، این درست نیست و قبل از رسیدن وقت سربازي، سربازی، شناسنامه المثنی گرفت و داوطلبانه در کنار دیگر همرزمانش به دفاع از میهن پرداخت.
قبل از رفتن بهادر به جبهه، نگرانش بودم، هر چه اصرار کردم که نرو فایده ای نداشت، او تصمیم خود را گرفته بود، زمان رفتن فرا رسید به همه اقوام، آشنایان و دوستان سر زد و از آنان حلالیت طلبید، می گفت: شاید این آخرین دیدار ما باشد همه با چشمانی پر از اشک او را بدرقه می کردیم اما او فقط می خندید. گفت: مادر، گریه نکن دعا کن که بر دشمن غاصب پیروز شویم و با سربلندی، ملتمان را از چنگال جنایتکاران برهانیم.
مادر! مردن من و امثال من تضمین حیات یک ملت است، من باید از فرمان رهبرم برای نجات کشورم اطاعت کنم. مادر! من تنها متعلق به تو نیستم، متعلق به تمام مادرانی هستم که آرزو داشتند فرزندی داشته باشند، تا با جان و دل لباس رزم را بر تن آن بپوشانند تا با دشمن بجنگد، من متعلق به خواهرانی هستم که آرزو دارند برادری داشته باشند.
با اين این حرف ها لبخندی بر لبم نشست، او را در آغوش گرفتم و را بوسیدم و گفتم: برو مادر، خدا به همراهت. بعد از مدتی تماس گرفت و صحبت کردیم و پدرش به وی گفت: اگر می توانی مرخصی بگیر و به فسا بیا.اما بهادر گفت: پدر! تا خدمتم تمام نشود به فسا نمی آیم. هم من، هم پدرش خیلي خیلی اصرار کردیم تا این که قبول کرد تا سه روز بعد به مرخصی بیاید، درست سه روز بعد پیکر بهادر را برایمان آوردند.منبع<ref>[http://navideshahed.com/fa/news/427582 سایت نویدشاهد]</ref>==پانویس==<references/>==نگارخانه تصاویر==<gallery> Image:بهادر گل کش۱.jpgImage:بهادر گل کش.jpg </gallery>== رده‌ها =={{ترتیب‌پیش‌فرض:بهادر گلکش پایینی}}[[رده: شهدا]][[رده: شهدای دفاع مقدس]][[رده: شهدای ایران]][[رده: شهدای استان فارس]][[رده: شهدای شهرستان فسا]]
مدیر
۶٬۷۳۸
ویرایش