به خاطر دارم آخرین باری که محمد تقی به جبهه آبادان اعزام شده بود برای دیدن من به سوسنگرد رفت و از ستاد سوسنگرد سوال کرده بود و گفته بودند در سی کیلومتری اهواز در اردوگاه شهیدبروجردی می باشد که بلااصله برای دیدن من به آنجا آمد و نماز ظهر و عصر را به امامت ایشان برگزار کردیم و بعد از نماز رو به من کرد وحلالیت خواست و گفت :من از همه دوستان و آشنایان حلالیت خواسته و خداحافظی کرده ام . چرا که این آخرین دیدار من با شما و دیگر عزیزان می باشد من در حمله ای که در پیش است حتما شهید خواهم شد و همینطور هم شد.
به خاطر دارم یک روز محمد تقی در مغازه یکی از دوستان با یک نفر در رابطه با مسائل انقلاب بحثشان شد و در نهایت با دلخوری از هم جدا شدند و شهید از مغازه خارج شد و رفت . در همان لحظه گفتم محمد الان بر می گردد . جمعی که در مغازه بوند با ورشان نمی شد . مدتی گذشت و آقای دلاور وارد مغازه شد واز آن شخص معذرت خواهی کرد و همین امر باعث شد که آن شخص در رفتارش تجدید نظر کرده و انقلابی شود .منبع: سایت یاران رضا <ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=8886سایت یاران رضا]</ref>==پانویس==<references/>