کد شهید: 6520157 تاریخ تولد : {{جعبه اطلاعات افراد نظامی |نام فرد = قاسم علی سلیمانی|تصویر = |توضیح تصویر = |ملیت = [[پرونده: قاسمعلی محل پرچم ایران.png|22px]] ایرانی|شهرت = |دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]]|تولد : = [[نیشابور]]نام خانوادگی : سلیمانی تاریخ |شهادت : 1365 = [[۱۳۶۵/03۳/01۱]]نام پدر : محمدعلی مکان شهادت : |وفات = |مرگ = |محل دفن = |مفقود = |جانباز = |اسارت = |نیرو = |یگانهای خدمت = |طول خدمت = |درجه = |سمتها = رزمنده |جنگها = [[جنگ ایران و عراق]]|نشانهای لیاقت = |عملیات = |فعالیتها = |تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : = |تخصصها = |شغل : یگان خدمتی : = گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است.|خانواده = نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده}}گلزار :
خاطرات:
به یاد دارم شبی که آزادگان و اسرا به میهن اسلامی بر میگشتند. دل من شکست و گریه کردم و گفتم: ای کاش پسرم قاسمعلی هم اسیر میشد و الان به خانه بر میگشت. همان شب یکی از همسایهها در خواب قاسمعلی را میبیند که به او میگوید: توصیهای دارم و از شما میخواهم که به مادرم بگوئید من به خانه آمدم دیدم میهمان دارید و شما هم خواب بودید خجالت کشیدم که بیدارتان کنم. به شما میگویم و شما زحمت بکشید و به مادرم بگوئید اگرچه اسرا آزاد شدند و دارند به خانههایشان بر میگردند، ناراحت نباش اگر بیائید و جایگاه مرا در بهشت ببینید بسیار خوشحال میشوید و آرزو نمیکردید که ای کاش من اسیر بودم، در ضمن به مادرم بگوئید که من ازدواج کردهام که همسایه میپرسد: شما که سن و سالتان کم است به شما نمیآید که ازدواج کرده باشید که قاسمعلی با لحن شیرین میگوید: من و تمام همسنگرانم که شهید شدهایم بعد از اینکه به جایگاه خودمان رفتیم نفری یک حوریه بهشتی به عنوان همسر به ما دادند و جایمان خوب است و حتماً به مادرم بگوئید که ناراحت من نباشد که از خواب بیدار میشود و خوابش را برایم بازگو میکند.
منبع: سایت یاران رضا
http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=11724